یکی کودکی دوختند از حریر به بالای آن شیر ناخورده شیر ✏ «فردوسی»
برستم بگفتا غم آمد به سر نهادند رستمش نام پسر ✏ «فردوسی»
تن به.............. اصلی شتافت دیده چنان شد که خیالش نیافت ✏ نظامی
می تک کهپایه نو زخمه تباشیر لعل سای روزتاب
یکی روی آن بچهٔ اژدها مرا نیز بنمای و بستان بها ✏ «فردوسی»
که پروردهٔ مرغ بیدل شدست از آب مژه پای در گل شدست ✏ «فردوسی»
سپرک بخت وران کمرآویز نسخته کهن زادتر دهربند
و هنگام وضع حمل و تولد فرزند باشد..... بر رحم مسلط شود. کتاب کلیله و دمنه
اندکی بعد خوابی عمیق و....... همچون وزنه ای سنگین بر او غلبه کرد. جنایت و مکافات داستایوفسکی
می لندید گندناک سرب گون تیماح سرخ انقاس گون