پیشنهاد‌های دکتر احمد. ع. معینی (٣,٧٧٤)

بازدید
٤,٦٦٧
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیمان نامه عهدنامه میثاق سریرش باد در کشور گشائی وثیقت نامه کشور خدائی ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

1_جمع عمر 2_عمران و آبادی خصوص آن وارث اعمار شاهان نظرگاه دعای نیک خواهان ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

وارثان تاج و تخت جانشینان شاه گر او را خاک داد از تخته بندی مباد این تخت گیران را گزندی ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

محل عبور محل کوچ خط سیر مسیر حرکت نفیر کوس گفتی تا دو ماهست که را در دل که شه در کوچگاهست ✏ نظامی گریزیم از این کوچگاه رحیل از آن پیش کافتیم در پا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قدرت نفوذ حیطه اقتدار حکومت شکوهش پنج نوبت بر فلک برد نفاذش کرد هفت اقلیم را خرد ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

محل بارگاه جای اتراق طرف داران ز سقسین تا سمرقند به نوبتگاه درگاهش کمربند ✏ �نظامی� به نوبتگه شاه بردندشان به سرهنگ نوبت سپردندشان درآوردشان نوبت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کاروان گروه جمعیت شکوه تاجش از فر جهانگیر فکنده قیروان را جامه در قیر ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پارچه چینی بسی چینی نورد نابریده بجز مشک از هوا گردی ندیده ✏ �نظامی�

پیشنهاد
٠

پارچه چینی ندوخته پارچه ابریشمین ندوخته بسی چینی نورد نابریده بجز مشک از هوا گردی ندیده ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ابریشم پوش لباس ابریشمین بریشم زن نواها بر کشیده بریشم پوش پیراهن دریده ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نوازنده ساز زن مطرب بریشم زن نواها بر کشیده بریشم پوش پیراهن دریده ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خرامیدن مانند اسب ختلی همان ختلی خرام خسروانی سرْ افسار ِ زر و طوق کیانی ✏ �نظامی� ما که با داغ نام سلطانیم خَتلی آن به که خوش تَرَک رانیم ✏ نظامی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مانند باران تر و تازه است نیکو تر و تازه پر طراوت سخن های کهن زالی مطراست و گر زال زر است انگار عنقا ست ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پوستین ترا لباس تو را بالاپوش ترا لبادت را چنان بر گاو بندد که چشمی گرید و چشمیت خندد ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برون کش پای ازین پاچیلهٔ�تنگ که کفش تنگ دارد پای را لنگ ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

منافقان افراد متزور افراد دورو طبیب روزگار افسون فروش است چو زراقان ازان ده رنگ پوش است ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جهانگردان قاصدان پیک ها بپرسید از بریدان جهانگرد که در گیتی که دیدست اینچنین مرد ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نقشه نشان کرده شده نشان دادند و چون آگاه شد شاه زمین را داد کندن بر نشانگاه ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جامه های ابریشمی پارچه های ابریشمی منسوجات ابریشمی ز عطر و جوهر و ابریشمینه بسنجیم آنچه باشد از خزینه چه از مویینه و ابریشمینه چه از نادر گهرهای خز ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

همیان کیسه محل نگهداری مسکوکات کیسه زر خریطه بر خریطه بسته زنجیر ز خسرو تا به کیخسرو همی گیر ✏ نظامی هر ورق که اوفتاد در دستم همه را در خریطه ای ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بیغوله جای تنگ و کوچک و خراب بفرساید زمین و بشکند سنگ نمانَد کس درین پیغوله تنگ ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به اندازه یک شکم سیر خوردن درین پشته منه بر پشت باری شکم واری طلب نه پشت واری ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سیر خوردن سیر شدن به اندازه یک شکم خوردن درین پشته منه بر پشت باری شکم واری طلب نه پشت واری ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شکارچی صیاد هر آنچ او فحل تر باشد ز نخجیر شکارافکن بدو خوشتر زند تیر ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

درخت توت درخت تود از آن آمد لگد خوار که دارد بچهٔ خود را نگونسار ✏ نظامی ازین زیب خسرو مرا سود نیست که بر پیش درگاه من تود نیست ✏ فردوسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جل دوزی پالان دوزی شغلی دوختن پالان خران و استران به چشمی بیند این دیو آن پری را که خر در پیشه ها پالانگری را ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کسی که دهانش بوی گند بدهد گنده دهان ز مریم بود یک فرزند خامش چو شیران ابخر و شیرویه نامش ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

وهم خیالات اوهام چو می مردند می گفتند هیهات کزین بازیچه دور افتاد شهمات ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نیاوری چو روزی بگذری زین محنت آباد از آن ترسم کز این هم ناوری یاد ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بلند مرتبه گانی افراد بلند مرتبه ای دانایانی عالمانی بلندانی که راز آهسته گویند سخنهای فلک سر بسته گویند ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چو آن گاوی که ازوی شیر خیزد لگد در شیر گیرد تا بریزد ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

که آسمان بر آن سر کاسمان سیماب ریزد چو سیماب از بت سیمین گریزد ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

یک شبانه روز شبان روزی به تَرکِ خواب گفتند به مرواریدها یاقوت سفتند شبان روزی دگر خفتند مدهوش بنفشه در بر و نرگس در آغوش ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

راهزن دزد کاروان کرشمه کردنی بر دل عنان زن خمار آلوده چشمی کاروان زن ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خمیده قد پشت خمیده نه بس شیرین شد این تلخ دو تا پشت چه شیرین کز ترش رویی مرا کشت ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شبیه عروس مانند عروس در لباس عروس به عمدا زیوری بر بستش آن ماه عروسانه فرستادش برِ شاه ✏ �نظامی� به جلوه برآورد خورشید دست عروسانه بر کرسی زر نشست ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

1_بارگاه خیمه سراپرده درگاه 2_طویله جای خر چو شه دید در خرگه آن ماه را ز مردم تهی کرد خرگاه را در آن ترک خرگاهی آورد دست شکنج نقابش ز رخ برشکست ✏ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لب و لوچه لب های زمخت دهان و لفجنش از شاخ شاخی به گوری تنگ می ماند از فراخی ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لبهایش لب و لوچه اش دهان و لفجنش از شاخ شاخی به گوری تنگ می ماند از فراخی ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

که او را چنان بُد مست ، که ش بیهوش بردند بجای غاشیه ش بر دوش بردند ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دندان بر جگر نهادن صبوری کردن صبر کردن تحمل نمودن ولیکن بود روز باده خوردن جگرخواری نمی شایست کردن ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پوست خشن پوست دباغی شده اسب و خر پوست چین و چروک شده تنی چون خرکمان از کوژپشتی بر و پشتی چو کیمخت از درشتی ✏ نظامی کردی ز سرین گور بالین کیمخت گوز ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کمان بزرگ بشدت خمیده پشت دوتا تنی چون خرکمان از کوژپشتی بر و پشتی چو کیمخت از درشتی ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جفتی حریفی همسری همبستری به شیرینی جمال از شاه بنهفت نهادش جفته ای شیرین تر از جفت ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کاسه ای پیاله ای جامی به شادی هر زمان می خورد کاسی بدینسان تا ز شب بگذشت پاسی ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تهیدست ندار فقیر بی چیز نه بر مرد تهی رو هست باجی نه از ویرانه کس خواهد خراجی ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پیمان گسستن خیانت کردن بد عهدی نمودن بی وفایی کردن امانت داری نکردن ولیکن بود صحبت زینهاری نکردند از وفا زنهار خواری ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هم آواز شدن هم صدا شدن هم نوا شدن شهنشه چون شنید آواز شیرین رسیلی کرد و شد دمساز شیرین ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

1_نار به معنی انار 2_نار به معنی آتش 3_نارم به معنی نمی آورم در این تب گرچه بر نارم فغانی گرم پرسی ، ندارد هم زیانی ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

فرش تشک زیر انداز نهالی ز ترکیب ملک برد آن خلل را به زیرافکن فرو گفت این غزل را ✏ �نظامی�