پیشنهادهای دکتر احمد. ع. معینی (٣,٧٧٤)
نرسم وصل نشوم متصل نشوم نگردم از تو تابی سر نگردم ز تو تا در نگردم برنگردم ✏ �نظامی�
که آهو شکار ( است ) که شکارچی آهو ( است ) بدان چشم سیه کاهوشکار است کز آهوی تو چشمم را غبار است ✏ �نظامی�
دیشب شب پیش شب گذشته به جان آوردن دوشینه منگر به جان بین کاوریدم دیده بر سر ✏ نظامی شه از خواب دوشینه سر برگرفت نیایش گری کردن از سر گرفت ✏ �نظام ...
که آوریدم که آوردم به جان آوردن دوشینه منگر به جان بین کاوریدم دیده بر سر ✏ �نظامی�
اندام کشیده اندام شبیه به شمش نقره بدان نازک میان ِ شوشه اندام ولیکن شوشه ای از نقره خام ✏ �نظامی�
باج و خراج مالیات به نازش کز جبایت بی نیاز است به عذرش کان بسی خوشتر ز ناز است ✏ نظامی تربتش از دیده جنایت ستان غربتش از مکه جبایت ستان ✏ �نظامی�
با بوی مشگ یا مشک بوی خوش مشک بو بهاری مشگبو دیدم در آن باغ به چنگ زاغ و در خون چنگ آن زاغ ✏ نظامی همان مشگبو باده می خورد شاه همان پرده می داشت ...
با بوی مشک با بوی خوش بهاری مشگبو دیدم در آن باغ به چنگ زاغ و در خون چنگ آن زاغ ✏ �نظامی�
نوشیدن طلب نوشیدن جرعه جرعه نوشیدن دعوت به نوشیدن لبالب کرده ساقی جام چون نوش پیاشی کرده مطرب نغمه در گوش ✏ �نظامی�
خوش آواز خوش صدا خوش صحبت کز او خوشگوتری در لحن آواز ندید این چنگ پشت ارغنون ساز ✏ �نظامی�
دست افشان با دست فشردن با دست افشادن و پخش کردن ملک را زر دست افشار در مشت کز افشردن برون می شد از انگشت ✏ �نظامی�
چادرهای کوچ خیمه های کوچک سراپرده های کوچک ز گردک های دورادور بسته مه و خورشید چشم از نور بسته ✏ �نظامی�
مشهور آشنا شناخته شده عجب در ماند شاپور از سپاسش فراتر شد که گردد روشناسش ✏ �نظامی� ندانم کس از مردم روشناس کزان مردمی نیست بر وی سپاس ✏ �نظامی�
نیمه جان نصف جان نیم بسمل ( همچو مرغ نیم بسمل ) چو مرغی نیم کُشت افتادن و خیزان ز نرگس بر سمن سیماب ریزان ✏ �نظامی�
نیرزد نمی ارزد ارزشش را ندارد رفیقی کاو بُوَد بر تو حسدناک به خاکش ده که نرزد صحبتش خاک ✏ �نظامی�
ز یارت بخت باد از بخت یاری که پشتیوان پشت روزگاری ✏ نظامی پشتیبان تکیه گاه . . . میان مردمان دل در پشتیوان پوده بسته کلیله و دمنه بدان پشتی چو پ ...
ریسمان باف ریسمان تاب طناب باف تو را تا پیش تر گویم که بشتاب شوی پَس تر چو شاگرد رسن تاب ✏ �نظامی�
حسود رفیقی کاو بُوَد بر تو حسدناک به خاکش ده که نرزد صحبتش خاک ✏ �نظامی�
بی مهری نامهربانی سرد مهری بی اعتنایی شب آمد برف می ریزد چو سیم آب ز یخ مهری چو آتش روی برتاب ✏ �نظامی�
یک نوع آش یک نوع شوربا هنوز این زیربا در دیگ خام است هنوز اسبابِ حلوا ناتمام است ✏ �نظامی�
غرور آمیز متکبرانه سخن های فسون آمیز گفتن حکایت های بادانگیز گفتن ✏ �نظامی�
حوض آبگیر کوچک استخر کوچک من آن خانیچه ام کآبم عیان است هر آنچم در دل آید بر زبان است ✏ �نظامی�
سخنور سخنران گوینده خطیب بس است این طاق ابرو ناگشادن به طاقی با نطاقی وا نهادن ✏ �نظامی�
اسیران دربندان محبوسان زندانیان گرفتاران دلدادگان ز نیکو کردن زنجیر خلخال نه نیکو کرد بر زنجیریان حال ✏ �نظامی�
پارچه باف نساج کسی که پارچه می بافد به شیرین از شکر چندین مزن لاف که از قصاب دور افتد قصب باف ✏ �نظامی�
خیمه شب بازی شعبده بازی اجرای نمایش اقدامات نمایشی ماجرا اتفاقات سرنوشت به شب بازی فلک را در نگیری به افسون، ماه را در بر نگیری خسبم امشب ز راه دم ...
نیشکر گره بر دل چرا دارد نیِ قند؟ مگر کاو نیز شیرین راست دربند؟ ✏ نظامی غلامان قصب پوش کمربند ز سر تا پای شیرین چون نی قند ✏ جامی
صندوق مروارید جعبه مروارید دگر ره لعبت طاوس پیکر گشاد ز درج لؤلؤ تنگ شکر ✏ �نظامی�
رجوع شود به کلیج کلوچه ام نه آن طفلم که از شیرین زبانی به خرمایی کلیجم را ستانی ✏ �نظامی�
کلوچه نان روغنی نان شیرین نه آن طفلم که از شیرین زبانی به خرمایی کلیجم را ستانی ✏ �نظامی�
1_نعل کوچک 2_نعلبکی 3_گوشواره گوش آویز ز نعلک های گوش گوهرآویز فکندی لعل ها در نعل شبدیز ✏ �نظامی�
راهم مسیرم محل عبورم ز گنج و گوهر و منسوج و دیبا رهم کردی چو مهد خویش زیبا ✏ �نظامی�
به چشم آمدن دیده شدن جلب نظر نشاط دل بری در سر گرفته نیازی دیده نازی درگرفته ✏ �نظامی�
پوشش صورت نقاب پوشیه سیه شعری چو زلف عنبرافشان فرود آویخت بر ماه درفشان ✏ �نظامی�
سرشار از انبوه پر از سرآغوشی برآموده به گوهر به رسم چینیان افکنده بر سر ✏ نظامی گیاهان نو رسته از قطره پر چو بر شاخ مینا برآموده در ✏ نظامی برآم ...
روسری پوششی برای سر سرآغوشی برآموده به گوهر به رسم چینیان افکنده بر سر ✏ �نظامی�
لباسی به رنگ گل انار لباسی به رنگ قرمز فرو پوشید گل ناری پرندی بر او هر شاخ گیسو چون کمندی ✏ �نظامی�
سیاهی چشم در این بیت منظور پیروزی شفق بر تاریکی شب است طبیبان شفق مدخل گشادند فلک را سرخی از اکحل گشادند ✏ �نظامی�
پرندگان شکاری دست آموز چو در نالیدن آمد طبلک باز درآمد مرغ صیدافکن به پرواز ✏ �نظامی�
نوکران غلامان خدمه جنیبت کش وشاقان سرایی روانه صدصد از هر سو جدایی ✏ نظامی پر گرفته نوند چار پرش وز وشاقان یکی دو بر اثرش ✏ نظامی وشاقان جوشنده ...
بر نمی آوری اگر کافر نه ای ای مرغ شبگیر چرا بر نآوری آواز تکبیر ؟ ✏ �نظامی�
مجره بر فلک چون کاه ِ بر راه فلک در زیر او چون آبِ در کاه ✏ �نظامی�
ملاح بان ملوانان کشتی بانان همرهان ملازمان دلم با این رفیقان بی رفیق است ز بس ملاحبان کشتی غریق است ✏ �نظامی�
وردی جادویی حیله ایی در او پیچید و آن شب کامِ دل راند به مصروعی بر افسونی غلط خواند ✏ �نظامی�
دیوانه ای جن زده ای در او پیچید و آن شب کامِ دل راند به مصروعی بر افسونی غلط خواند ✏ نظامی هوشش ز سر و توان ز تن رفت مصروع آسا ز خویشتن رفت ✏ جامی
هم قد هم اندازه کنیزی را که هم بالای او بود به حسن و چابکی هم تای او بود ✏ �نظامی�
اسیر زندانی محبوس گرفتار دربند پیاپی رطل ها پرتاب می کرد ملک را شهربند خواب می کرد ✏ نظامی تا من آنجا که شهربند شوم از بلندی ات سربلند شوم ✏ نظام ...
می افشاند می ریخت غربال می کرد پخش می کرد ز گیسو نافه نافه مشک می بیخت ز خنده خانه خانه قند می ریخت ✏ �نظامی�
1_مزرعه جای علوفه مرغزار چراگاه 2_آخور طویله فرود آوردش از شبدیز چون ماه فرس را راند حالی بر علف گاه ✏ نظامی علف گاه مرغان این کشور اوست اگر شیر م ...
لایق همسری هستند در خور فراش هستند لیاقت همسری دارند که خوبانی که دَر خوردِ فَریشند ز عالم در کدامین بُقعه بیشند؟ ✏ �نظامی�