پیشنهاد‌های دکتر احمد. ع. معینی (٣,٧٧٤)

بازدید
٤,٦٤٨
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سرچشمه نور منبع نور منشاء نور چون شد آگه که آن فواره نور تابد از ماه و ماه از آنجا دور ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به اندازه درم شبیه درم به اندازه یک سکه یک درم وار دید نور سپید چون سمن بر سواد سایه بید ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چاهی گودال عمیقی نقبی چاه سار ی هزار پایه درو ناشده کس مگر که سایه درو ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دخمه ای جای متروکه ای مخروبه ای تا به بیغوله ای رسید فراز دید نقیبی درو کشیده دراز ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خیالبافی چون نباشد خیال های درشت ؟ خاطرم را خیال بازی کشت ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خیال باف متوهم چون نباشد خیال های درشت ؟ خاطرم را خیال بازی کشت ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

افکار مغشوش دیوانه شده مالیخولیایی من خود اندر مزاج سودایی وین هوا خشک و راه تنهایی ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

محل کار گذاشتن دام و تله ورطه یافت از دامگاه آن ددگان کوچه راهی به کوی غمزدگان ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ترسیدن وحشت کردن خوف نمودن راه برداشت می دوید چو دود سهم زد ز آن هوای زهرآلود ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

1_می نگاشت تحریر می کرد ثبت میکرد 2_درمی نوردید می پیمود رفت ماهان میان آن دو دلیل راه را می نوشت میل به میل چون قدر مایه راه بنوشتند وز خطرگاه کوه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شراب غلیظ شده باده از دست ساقی یی مستان کآورَد سِیِکی یی به صد دستان ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دیگ بزرگ دیگ مسین پاتیل بینی یی چون تنور خشت پز ان دهنی چون لوید رنگرز ان ✏ �نظامی� دهانش فراخ و سیه چون لوید کزو چشم بیننده گشتی سپید ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گوژ پشتی قوزی خمیده پشتی چفته پشتی نغوذ بالله کوز چون کمانی که برکشند به توز ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آش انار یک نوع قلیه که با ناردانه و گوشت درست میشود زیربا یی به زعفران و شکر ناربایی ز زیربا خوش تر ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زیربا یی به زعفران و شکر ناربایی ز زیربا خوش تر ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مانند مرغ پرنده مانند پرنده سان برکشیدند مرغ وار نوا درکشیدند مرغ را ز هوا ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بزمی بزم گاهی جشنی سوری بزمه ای خسروانه بنهادند پیشگاه بساط بگشادند ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نان سفید سفره نان گشاد و لختی خو َرد از رقاق سپید و گِرده زرد ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عنبرین خوش بو رایحه خوش شامه نواز در چنان خانه معنبر پوش شد چو باد شمال خانه فروش ✏ نظامی بر آن صید گه چون گذر کرد شاه معنبر شد از گرد او صیدگاه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گفت بر شو دوال سایی کن یکی امشب دوال پایی کن ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

وز زمین برکش آن دوال دراز تا نگردد کسی دوالک باز ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ساخته شده از دوال چرمی نردبان پایه دوالین بود کز پی آن بلند بالین بود ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گوش نکن گوش مده سر بگردان محل نگذار هرکه پرسد ترا بگردان گوش در جوابش سخن مگوی و خموش ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

صُفّه ای تا فلک سر آورده گیلویی طاق او برآورده ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آن بیابان که گرد این طرف ست دیو لاخی مهول و بی علف ست ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حای دیو محل دیو دیوکده آن بیابان که گرد این طرف ست دیو لاخی مهول و بی علف ست ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دیوخانه محل دیو سرای دیو محل جنیان پیشم آمد هزار دیوکده در یکی صد هزار دیو و دده ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چاه سار چاه گودال نقب شد در آن چاه خانه یوسف وار چون رسن پایش اوفتاده ز کار ✏ �نظامی� چون به پایان چاهخانه رسید مرغ گفتی به آشیانه رسید ✏ �نظا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

گرم شدن جان گرفتن تا نتفسید از آفتاب سرش نه ز خود بود و نز جهان خبر ش ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

وآن ستمگاره دیو بازیگر هر زمانی بازیی نمود دگر ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کنایه از شاخ و شانه کشیدن تهدید کردن ترساندن رعب ایجاد کردن آتش از حلق شان زبانه زنان بیت گویان و شاخشانه زنان ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کلاه های سیاه کلاه تیره مانند قیر لفچه هایی چو زنگیان سیاه همه قطران قبا و قیر کلاه ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شاخ دار همه خرطوم دار و شاخ گرای گاو و پیلی نموده در یکجای ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قباهای سیاه عبای تیره به رنگ نفت لفچه هایی چو زنگیان سیاه همه قطران قبا و قیر کلاه ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هیلا و غیلا نام دو غول یا دیو نر و ماده هستند که در هفت پیکر نظامی نام برده شده اند نر و ماده و غول چاره گرند که آدمی را ز راه خود ببرند ماده هیل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در دنبالم پشت سرم بر پی ام بادپا ی را می ران در دل خود خدای را می خوان ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

صدای خروس بانگ مرغ صبحگاهی در مغاک افکنند و خون ریزند چون شود بانگ مرغ ، بگریزند ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خوش خرام خوب رو گفت کای ره نورد خوب خرام گوش کن سرگذشت بنده تمام ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زندانبان آن دو زندان گه بی کلید شدند هردو از دیده ناپدید شدند ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نام یک دیو مردم نشان در هفت پیکر نظامی دیو بود آنکه مردمش خوانی نام او هایل بیابانی ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سیاه کاری نیرنگ بازی دغل بازی مکر سازی حیله گری با من آن یارِ فارغ از یاری یا غلط کرد یا غلط کاری ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تصوری اشتباه محاسبه ای غلط باز گفتا مگر که من مستم ! بر نظر صورتی غلط بستم ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فکر و خیال وهم اوهام تصورات راه چون از حساب خانه گذشت تیر اندیشه از نشانه گذشت ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

طی کننده راه قاصد راهرو رهرو مسیر پیما راه پیما پیش می شد شریک راه نورد او به دنبال می دوید چو گرد ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

باد رفتار به تندی باد به شتاب باد به سرعت باد هردو در پویه گشته باد خرام تا ز شب رفت یک دو پاس تمام ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بدون دوستی نارفیق با من آن یارِ فارغ از یاری یا غلط کرد یا غلط کاری ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دوست توام رفیق توام همنشین توام مردی آمد که من همال توام از شریکان ملک و مال توام ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نیکمرد جوانمرد مرد نیک خیرخواه گفت لله و فی الله ای سره مرد آن کن از مردمی که شاید کرد ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نام شخصی در هفت پیکر نظامی که در دام دیوان می افتد گفت مردی غریب و کارم خام هست ماهان گوشیار م نام ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هم صحبتی همراهی همنشینی رفاقت دوستی بانگ بر زد برو که هان چه کسی ؟ با که داری چو باد هم نفسی ؟ ✏ �نظامی�