پیشنهادهای دکتر احمد. ع. معینی (٣,٧٧٤)
به معراج رفتن بالا بردن به بالا گرویدن برآمدن به اوج ز معراج او در شب ترکتاز معرج گران فلک را طراز ✏ �نظامی�
قبای رنگارنگ قبای ملون چو گشت آن ملمع قبا جای او به دستی کم آمد ز بالای او ✏ �نظامی�
ستون خرد مسند پشت او مه انگشت کش گشته ز انگشت او ✏ �نظامی�
کشیشان علمای مسیحی ترسایان سیاهی دهِ خالِ عباسیان سپیدی بر چشم شماسیان ✏ �نظامی�
بلند سایه دار گشن ستبر درختی سهی سایه در باغ شرع زمینی به اصل آسمانی به فرع ✏ �نظامی�
ضمانت کننده شفیع شافع تضمین دهنده ضمان دار عالم سیه تا سپید شفاعت گر روز بیم و امید ✏ �نظامی�
نیمه راه وسط راه میان راه بین راه ز خود گرچه مرکب برون رانده ام به راه تو در نیم ره مانده ام ✏ �نظامی�
دادگاه محل داد خواستن محکمه عدالت خانه دادگستری در آن داوریگاه چون تیغ تیز که هم رستخیز است و هم رسته خیز ✏ �نظامی� سکندر دران داوریگاه سخت پی اف ...
رهایی بخش ناتوانان دستگیرمستمندان کمک دهنده ضعفاء چو عاجزرهاننده دانم تو را درین عاجزی چون نخوانم تو را؟ ✏ �نظامی�
محکوم کسی که حکم بر او جاری شده گناه کار ولیکن به خواهش من حکم کش کنم زین سخن ها دلِ خویش خوش ✏ �نظامی�
بخشاینده آمرزنده بخشایش گر گناهِ من ار نامدی در شمار تو را نام کی بودی آمرزگار ✏ �نظامی�
یاری ده یاور کمک کننده پشتیبان همه زیرْدستیم و فرمان پذیر تویی یاوری ده، تویی دستگیر ✏ �نظامی�
بلند نظر بلند مرتبه رفیع سری کز تو گردد بلندی گرای به افکندن کس نیفتد ز پای ✏ �نظامی�
درگاه تنگ درگاه دست نیافتنی بارگاه صعب العبور کنایه از: از قدرت فهم و ادراک برتر بودن وجود تو از حضرت تنگبار کند پیک ادراک را سنگ سار ✏ نظامی عرو ...
صعب العبور دست نیافتنی دیر دسترس وجود تو از حضرت تنگبار کند پیک ادراک را سنگ سار ✏ نظامی عروس حصاری چو دید آن حصار بلرزید از آن درگه تنگبار ✏ �ن ...
مزاج تویی گوهرآمای چار آخشیج مسلسل کنِ گوهران در مزیج ✏ �نظامی�
تویی گوهرآمای چار آخشیج مسلسل کنِ گوهران در مزیج ✏ �نظامی�
نجنباندن ، تکان ندادن . ۲ - بلند نساختن ، برنکشیدن . ۳ - تحریک نکردن . ۴ - نشورانیدن . زبان برگشودن به اقرار تو نینگیختن علّت کار تو ✏ �نظامی�
بیرون از بدون اینکه جهانی بدین خوبی آراستی برون زان که یاریگری خواستی ✏ �نظامی�
1_رزم مبارزه جنگ نبرد 2_نیاورد درآمد به ناورد چالش کنان به خون مخالف سگالش کنان ✏ �نظامی� نبارد هوا تا نگویی ببار زمین ناورد تا نگویی بیار ✏ ن ...
گوهر فروشان جواهری جواهرفروشان تو آوردی از لطف جوهر پدید به جوهر فروشان تو دادی کلید ✏ �نظامی�
که آفریدی تویی کافریدی ز یک قطره آب گهرهای روشن تر از آفتاب ✏ �نظامی�
آمد داره هم گفته میشه البته به معنی شگون داشتن متضاد آن: نیامد داره یعنی بدشگون بودن نحس بودن
در بعضی مناطق حیب ساعتی هم گفته میشود
مرغ نامه رسان کبوتر نامه بر نامه در مرغ نامه بربستم کاو رساند به شاه ، من رَستم ✏ �نظامی�
ترنجبین شیره خشک شده برخی گیاهان که شیرین است خار کان انگبین بر او رانند زیرکانش ترانگبین خوانند ✏ �نظامی�
کسی که بدلیل تشابه اش بجای حضرت عیسی بر دار شد یافته از ره اصول و فروع بخت ایشوع و رای بختیشوع ✏ �نظامی�
کاهنده جان گیرنده جان تا چو شمشیر و تیر جان آهنج هرچه زانت برد نداری رنج ✏ �نظامی�
کتاب لوشای حکیم در علوم مختلف تنگی جمله را مجال توئی تنگلوشای این خیال توئی ✏ �نظامی�
دانایان آگاهان آن شناسندگان که دانندش غار بهرام گور خوانندش ✏ �نظامی�
محرمان نزدیکان خاصان خاصگانی که اهل کار شدند شاه جویان درون غار شدند ✏ نظامی به خسرو پرستی چنان خاص گشت که از جملهٔ خاصگان درگذشت ✏ نظامی یکی ...
طفلی ها بیچارگان ز آه آن طفلگان دردآلود گردی از غار بردمید چو دود ✏ �نظامی�
سربازان نگهبانان محافظان بر نشان دادن خلیفهٔ تخت می زدند آن وشاقگان را سخت ✏ �نظامی�
منزل کوچک جای تنگ خانه تنگ غار تنگ که چو شه بر شکار کرد آهنگ راند مرکب بدین کریچهٔ تنگ ✏ �نظامی�
اسب دواندن مرکب راندن به تاخت رفتن تاختن کرد بر گور مرکب انگیزی داد یکران تند را تیزی ✏ �نظامی�
شکر گذاری سپاس گذاری امتنان تشکر کردن بر هلاکش سپاسداری کرد کار ازان پس به استواری کرد ✏ �نظامی�
در پیچید جمع کرد همه طومار ها به هم در پیخت داد تا پیک پیش خسرو ریخت ✏ �نظامی�
درهم پیچیدن جمع آوری کردن همه طومار ها به هم در پیخت داد تا پیک پیش خسرو ریخت ✏ �نظامی�
درهم پیچیدن جمع کردن همه طومار ها به هم در پیخت داد تا پیک پیش خسرو ریخت ✏ �نظامی�
خشت نم کشیده کنایه از آزرده شدن شه درین خشت خانهٔ خاکی خشت نمناک شد ز غمناکی ✏ �نظامی�
خانه ای ساخته شده از خشت کنایه از دنیا شه درین خشت خانهٔ خاکی خشت نمناک شد ز غمناکی ✏ �نظامی�
کنایه از دنیا شه درین خشت خانهٔ خاکی خشت نمناک شد ز غمناکی ✏ �نظامی�
زشت خو شیطان صفت پلید افکار گفتم از طبع دیو رای بترس عجز من بین و از خدای بترس ✏ �نظامی�
کارمندان افراد غیر سپاهی و لشکری حقوق بگیران یا چو اطلاقیان بی نانم روزی یی نو کند ز دیوانم ✏ �نظامی�
کارمندان غیر سپاهی ابواب جمعی غیر لشکری یا چو اطلاقیان بی نانم روزی یی نو کند ز دیوانم ✏ �نظامی�
1_رصدگاه اوج گاه رصدخانه 2_باج گاه خراج گاه جایی که خراج محاسبه و بستانند من رئیس فلان رصد گاهم کز مطیعان دولت شاهم ✏ �نظامی�
یتیمان پدر مرده گان بی سرپرستان تنگدستان ز من فراخ درم بیوگان سیر و بیوه زادان هم ✏ �نظامی�
یتیم فرزند پدر مرده تنگدستان ز من فراخ درم بیوگان سیر و بیوه زادان هم ✏ �نظامی�
طول عمر افزایش عمر درازای عمر از پی جان درازی شه شرق کردم آفاق را به شادی غرق ✏ �نظامی�
گردنبند مروارید آمدم سوی شهر حوصله پُر چشم روشن بدان علاقهٔ�دُر ✏ �نظامی�