پیشنهادهای دکتر احمد. ع. معینی (٣,٧٧٤)
چوب دستی گرز عصا در بیت زیر کنایه از الت گرد او گشت و گرد می افشاند گه دم و گه دبوس می جنباند ✏ �نظامی�
چاپلوسی تملق خواند سگ را به سگ زبانی خویش سگ دویدش به مهربانی پیش ✏ �نظامی�
صاحب گله مالک گله مال داری اوفتادم من بیابانی از گله صاحبی به چوپانی ✏ �نظامی�
مامور مالیات عامل خراج عامل جمع آوری زکات تا به حدی که عامل صدقات آنچه ماند از منش ستد به زکات ✏ �نظامی�
درستکاری درست بازی بی غل و غش بی نیرنگ و ریا صاف و صادق بودن چند سالم یتاق دار ی کرد راست باز ی و راست کار ی کرد ✏ �نظامی�
کسب و کار درآمد شغل شد ز بی مکسبی و بی مالی ملک شه از مؤدیان خالی ✏ �نظامی�
شد ز بی مکسبی و بی مالی ملک شه از مؤدیان خالی ✏ �نظامی�
چیزی بقیه چیزی باقی مانده چیزی در نواحی نه گاو ماند و نه کشت دخل را کس فذالکی ننوشت ✏ �نظامی�
گستاخ زیاده خواه بیش خواه طماع دیو باشد رعیت ِ گستاخ چون گذاری نهند پای فراخ ✏ �نظامی�
تیره گون تیره فام سیاه تاریک ظلمانی فاسد آب کز خاک تیره فش گردد هم به تدبیر خاک خوش گردد ✏ �نظامی�
خدا نشناس کسی که پروای از خدا نکند فردی که از خدا نمی ترسد شه شنیدم که داشت دستوری ناخدا ترسی از خدا دوری ✏ �نظامی�
سرنگون کند از بین ببرد تار و مار کند رای آن زد که از کفایت و رای خصم را چون به سر در آرد پای ✏ �نظامی�
سمی مسموم زهرآگین آغشته به زهر چینیان را وفا نباشد و عهد زهرناک اندرون و بیرون شهد ✏ نظامی آن ناوک زهرناک می زد وین زمزمه هلاک می زد ✏ جامی
بر سر پیمان بودن وفای بعهد کردن پیمان نگهداشتن ماند پیمان شاه را فغفور شد دگر ره ز نیک عهدی دور ✏ �نظامی�
کنایه از کشور چین چین زیبا گفت باز از نگار خانهٔ�چین جوش لشگر گرفت روی زمین ✏ �نظامی�
نگهبان پیک قاصد خبر رسان چاربندی رسید پیکی چست راه شش طاق هفت گنبد جست ✏ �نظامی�
شاد بانشاط شادمان خوشحال مسرور باغ چون لوح نقشبند شده مرغ و ماهی نشاط مند شده ✏ �نظامی�
ابریشم نخ و تارهای نازک و لطیف تارهای وسایل موسیقی عندلیب از نوای تیز آهنگ گشته باریک چون بریشم چنگ ✏ نظامی نوای جهان خارج آهنگی است خلل در بریشم ...
زندخوان کسی که کتاب زرتشت را می خواند عالمان زرتشتی زند باف از بهشت نامه زند در شب آورد و خواند حرفی چند ✏ نظامی ز گلبام شبابهٔ زند باف دریده صبا ...
آواز قمری آواز نوعی کبوتر نای قمری به نالهٔ�سحری خنده برده ز کام کبک دری ✏ �نظامی�
بیدمشک مشک بید از درخت عود نشان گاه کافور و گاه مشک فشان ✏ �نظامی� سوادش ز بس سبزه و مشگ بید چو باغ ارم خاصه باغ سپید ✏ �نظامی�
گل نیلوفر گل سوسن گلی با برگ هایی پهن شبیه به گوش فیل غنچه با چشم گاو چشم به ناز مرغ با گوش پیل گوش به راز ✏ �نظامی�
1_نام یک گل خوشبو 2_کنایه از چشمان درشت و زیبا غنچه با چشم گاو چشم به ناز مرغ با گوش پیل گوش به راز ✏ �نظامی�
شبیه خضر کنایه از جاودانگی و جوانی سبزه خضر وش جوانی یافت چشمهٔ آب زندگانی یافت ✏ نظامی تو خضروشی به سربلندی خضرای دمن وی از نژندی ✏ جامی
قرنفل گل میخک سنبل از خوشه های مشگ انگیز بر قرنفل گشاده عطسهٔ تیز ✏ نظامی چو آهو به چین مشک پرورده بود قرنقل به هندوستان خورده بود ✏ �نظامی�
گل میخک سنبل از خوشه های مشگ انگیز بر قرنفل گشاده عطسهٔ تیز ✏ نظامی چو آهو به چین مشک پرورده بود قرنقل به هندوستان خورده بود ✏ �نظامی�
شنبلیله حلبه شنبلید سرشک در دیده زعفران خورده باز خندیده ✏ �نظامی�
چاره ساز چاره اندیش مصلحت اندیش تدبیر کردن بر دویدند بر دو چاره سگال روبهان پیش و گرگ در دنبال ✏ �نظامی� چو عاجز شود مرد چاره سگال ز بیچارگی در گر ...
مانند نگهبانان مانند پاس داران شبیه مراقبین شبیه دیده بانها ما خود از دور پی نگهداریم پاس دارانه پاس ره داریم ✏ �نظامی�
خجالت کشیده شرمگین شده شرم زد گشته دل رمیده شده بر سر خاک آرمیده شده ✏ �نظامی�
1_شاخه انگور تاک 2_آبستن باردار 3_طناب ریسمان بر زمین آمد آنچنان حبلی هر کدویی به شکل چون طبلی ✏ �نظامی�
طبل دهل بر زمین آمد آنچنان حبلی هر کدویی به شکل چون طبلی ✏ �نظامی�
واضح آشکار عیان بی ریا فاش روز روشن سپید کار بود شب تاریک پرده دار بود ✏ �نظامی�
زیبارویی چنگ نواز دلبری نوازنده چنگ زیبا صنمی مغنی در میان بود لعبتی چنگی پیشِ رومی رخش همه زنگی ✏ �نظامی�
کسی که سر رشته کاری را بعهده دارد سردمدار عامل کارپرداز آن دو گوهر که رشته کش بودند در نشاط و سماع خوش بودند ✏ �نظامی�
بهتر مناسب تر خوشایندتر چون درو دید ازان بهی تر بود آهنش سیم و سیم او زر بود ✏ �نظامی�
شیرین کاری آمدند از ره شکر باری کرده زیر قصب کله داری ✏ �نظامی�
غمزه اش عشوه اش نازش دلربائیش افسونش غمزش از غمزه تیز پیکان تر خندش از خنده شکر افشان تر ✏ �نظامی�
چهره شبیه رومیان کنایه از سفید چهره و زیبا رخ رومی در میان بود لعبتی چنگی پیشِ رومی رخش همه زنگی ✏ �نظامی�
آبی به رنگ آسمان نیلی آسمان گون پرند پوشیدند بر مه آسمان خروشیدند ✏ �نظامی� به تن بر یکی آسمان گون زره چو مرغول زنگی گره به گره ✏ �نظامی�
پیرایش کردی سرو پیراستی سمن کِشتی مشک سودی و عنبر آغشتی ✏ �نظامی�
نواختن زیردستان حرمت گذاشتن زیردستان پس از آن که آفرینی آن دلبند خواند بر تاج و بر سریر بلند ✏ �نظامی�
متولد سپیده دم زاده شده در نزدیکی صبح کنایه از خوش یمن و خوشبخت شاه ازآن جان نواز دل داده شب نشین سپیده دم زاده ✏ �نظامی�
سپینود چو خرم بهاری سپینود نام همه شرم و ناز و همه رای و کام بدو داد شنگل سپینود را چو سرو سهی شمع بی دود را سپینود با شاه بهرام گور چو می بود روشن ...
آب و جارو زده تر و تازه کرده باغبان باغ را مُطرّا کرد شاهی آمد درو تماشا کرد ✏ �نظامی�
شیوه ات شیوه تو روش تو گفت پردت چه پرده؟ گفتا ساز گفت شیوت چه شیوه؟ گفتا ناز ✏ �نظامی�
چنگ نواز نوازنده نوازنده چنگ وان بت چنگزن که تاخته بود کار او را چو چنگ ساخته بود ✏ �نظامی�
حیله مکر تزویر ترفند آن پری زاده را به تنبل و رنگ آوریدند با نوازش چنگ ✏ �نظامی�
1_نقاش صورتگر 2_بازیگر کارپرداز خواجه نقشی که در پسند آورد در میانِ دو نقشبند آورد ✏ نظامی میان دو ابروی طاق بلند حجابی فرود آورد نقشبند ✏ نظام ...
مخفیانه یواشکی پنهانی خواجه را در حجابگه دیدند حاجبانه ز کار پرسیدند ✏ �نظامی�