پیشنهاد‌های حکیم زاده نقوی م ج (١,٢٦٥)

بازدید
١,٦٣٣
تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٨

yashu : در گویش گوغر لباسی راگویند که شخص فقط برای شستن از تنش در می آورد. وبقیه اوقات برش است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٧

در گویش گوغر نیز لفظی ست برای متوقف کردن الاغ درواقع ترمز فوق پیشرفته الاغ ست متضاد هین.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢١

var bar budan : در گویش گوغر به دو صورت کاربرد دارد ۱. همراه با دیگ و. . . نمونه را گویند � دیگش به بره�یعنی دیگش روی اجاق یا آتش است ۲. بر در این تر ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٩

qolpich xordan : در گویش گوغر به معنای کلتو ودور خود پیچیدن وگاه به خود پیچیدن است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٩

qaltechaar: در گویش گوغر به معنای غلتیدن است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

jone : در گویش گوغر به معنای کم سن وسال وجوان است نمونه را گویند� جنه گو� یعنی گاو جوان

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٨

درگویش گوغر علاوه بر داداش اگر پسری در خانواده فوت کند به برادر بعدی کاکو گویند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٧

zonche: در گویش گوغر به قسمت خارجی بندگاه ساعد وبازو که می تواند به عنوان تکیه گاه واقع شود گویند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٩

درگویش گوغر علاوه بر بستن در به معنای کسی را برای میانجی یا دعوا نزد دیگری فرستادن نیز کاربرد دارد.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٨

gaache : در گویش گوغر آغل راگویند گاهی نیز به صورت تحقیرآمیز مقعد را گویند

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٩

در گویش گوغر بهمحفظه ای لوله ای نی ای یا چوبی که ملکه زنبور عسل را در آن می گذاشتندوجابجا می کردند گفته می شود

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢٢

lopondan. : در گویش گوغر به معنای لقمه های بزرگ در دهان گذاشتن وبه سختی جویدن وفرو بردن آن هاست

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٩

در گویش گوغر به گاه غروب خورشید زرده گویند

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢١

raa bon: در گویش گوغر به راه پشت بام یا راه پله گویند راه بام= راه بام

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٩

korch: در گویش گوغر برابر با چروک است . نمونه را گویند کرچشو وا کرد یعنی چروکشو از بین برد وکنایه ازاینکه خسارتش را جبران کرد.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٨

korchesh dar umad : در گویش گوغر کنایه از جبران خسارت است کُرچ به معنای چروک است

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢٢

resad kaardan: درگویش گوغر برابر با تقسیم کردن است

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٦

zaa درگویش گوغر به کوپه ای از غلات پس از جدا شدن از کاه گویند. خرمن. مثلاً میگن زای گندم را رسد کنیم یعنی خرمن گندن را تقسیم کنیم

پیشنهاد
١٦

bi ewleghon xorde : در گویش گوغر به معنی بی ادب وگستاخ است . ساختار واژه بدین شکل است :بی ( پیشوند ) آب ( اسم ) لغن احتمالاً�لگام � ( اسم ) خورده ( ص ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٦

kalshur:در گویش گوغر نوشابه ای آمیخته از نمک وآرد وآب که برای حیواناتی اهلی چون گاو تهیه می کنند تا با نوشیدنش میل به خوراکش افزون شود.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٩

solfe: درگویش گوغر همان عطسه را گویند . سرفه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٦

چٓرخِش دیدار:معادل فارسی طواف خانه خداست. نمونه �چون از دیدار چرخش بپرداختند؛آوازدهنده حجاج آواز داد. � ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج۶ ص ۲۵۶۲ )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٨

فارغ شدن از کاری . خلاص شدن از امری نمونه �چون از چرخش دیدار بپرداختند آوازدهنده حجاج آواز داد. . . � ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج۶ ص ۲۵۶۲ )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٨

امر از وا گرفتن است به معنای قطع کن وببر نمونه. � سنگ باران را واگیر تا مردم آنچه درمکه برایشان بایسته است ، بگزارند. � ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج۶ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٦

نمونه ای دیگر : �کشکنجیرها بر کوه ابوقبیس نشاند وبا آن سنگ وآتش بر کعبه باراند. � ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج۶ ص ۲۵۶۱ )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٩

نمونه ای دیگر برای پساویدن: �او جنگ افزار می پوشید وزنان را نمی پساوید وبوی خوش بر خود نمی مالید. � ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج۶ ص ۲۵۶۱ )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٨

نگاه . چشم هم بی راه نیست نمونه:�مبادا در نگر تو خوار نمایند که درندگان تازیان اند� ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج۲۵۵۵ )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٨

kande به معنای خندق هم آمده نمونه:�دید که برای خود کنده ( خندق ) نکاویده است گفت چرا کنده نکاویده ای ؟. � ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج۶ ص ۲۵۵۵ )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٧

درگویش گوغر هم برابر با ناودان است

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٨

maloni: : در گویش گوغر به معنای مشخص ومعلوم نیست درواقع جمله پرسشی منفی است

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٦

shirin cheku: غذایی که مزه اش به شیرینی نامطبوعی می زند

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٤

درگویش گوغرعلاوه بر معنی معمول با سفیداب و کیسه حمام بر روی بدن مالیده چرک ولایه های رشته ای تیره رنگی در روی پوست پدیدار می شودبه این کار چرک کردن گ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٨

maache : درگویش گوغر قسمتی از پالان الاغ را گویند که برجسته تر است ومانند زین اسب محل نسشتن است شاید تغییر یافته ماهیچه باشد ( فرهنگ گویش گوغر اکبر ن ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٨

neney: در گویش گوغر مخاطب قرار دادن ننه ومادر

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢٠

nemak chu shu: مزه کردن چاشنی غذا .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢١

nom siyaa : در گویش گوغر ناخجسته و. نحس را گویند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٤

nomud kerdan: درگویش گوغر به طنز یعنی کار مهمی را انجام دادن.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٧

nemaale ( نواله ) در گویش گوغر چونه خمیر مانندی را گویند به همراه افزودنی های دیگر که بعنوان خوراک جلو سگ می اندازند . لقمه خمیری سگانه.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٦

nehaaz : درگویش گوغر نوعی بیماری گوسفندی را گویند که درمانش خوراندن حب نهاز به گوسفند بود.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢٠

در گویش گوغر نیز به جای رد کردن کش شلوار گویند .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٩

heleng heleng: درگویش گوغرآوای گریه را گویند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٧

hele pele : درگویش گوغر به معنی دستپاچه وهولکی وعجول را گویند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢٠

ham aarus:درگویش گوغر به جاری یا به نسبت خویشی زنان دو یا چند برادر گویند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢٠

fotur saaxtan : درگویش گوغر یعنی زیاده روی در کاری. نمونه را گویند :در کتک کاری فتور می سازه یعنی خیلی کتک می زنه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٦

tar telis: درگویش گوغر به معنای لیچ آب وکاملاً خیس شده است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

aarusu:درگویش گوغر مترادف عروسک است

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٤

خسارت وآسیب . حکیم عمر خیام هم دراین رباعی آگفت را به معنی آسیب وخسارت به کار برده ای آن که تو در زیر چهار وهفتی وز هفت وچهار دایم اندرتفتی غم خور د ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٣

محل دوشاخگی . در این رباعی حکیم عمر خیام منظور از دوراهه آز ونیاز دنیا است از جمله رفتگان این راه دراز باز آمده یی کو که به گوید راز پس بر سر این د ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١١

دست کم نمونه از حکیم عمر خیام: لیکن چو درین غم آشیان آمده ام آخِر کم ازآن که من بدانم که کی ام؟

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

غمکده. اندوهگرد در شعر حکیم عمر خیام کنایه از دنیا لیکن چو درین غم آشیان آمده ام آخِر کم ازآن که من بدانم که کی ام؟