ور کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
واژه نامه بختیاریکا
( وَر کِردِن ) تن کردن
( وُر کِردِن ) روا داشتن. مثلاً یونِه وُرم نکنی یعنی اینرا بر من نکنی؛ اینرا بر من روا نداری؛ نکند این کار را کرده باشی
پیشنهاد کاربران
در گویش گوغر برای بیان پدیدارشدن آفات وآفت زدن به کار
می رود میگن آلوچه ها آفت ورکردن یعنی آفت پیدا کردندوآفت زدند
می رود میگن آلوچه ها آفت ورکردن یعنی آفت پیدا کردندوآفت زدند
ذکر تو را گر کنند ور نکنند اهل فضل / حاجت مشاطه نیست روی دلارام را