پیشنهادهای حکیم زاده نقوی م ج (٢,١٨٥)
holoppi: در گویش گوغر یعنی یهو به ناگاه . ناگهان.
hoffi : در گویش گوغر هنگام فروریختن چیزی به کار می برند میگن آشکو هفی ریخت یعنی سقفه یک هو وبه ناگاه فروریخت .
در گویش گوغر به مراسم ختم هفتمین روز درگذشت مرحوم هفتم یا هفتُمُن می گویند.
hechchi var hechchiیا هچی به هچی: در گویش گوغر گاهی که کسی از پیگیری کاری به نتیجه ای نرسیده میگه هچی ور هچی یعنی هیچ نتیجه ای نداشت بی فایده بود . ...
hesh : در گویش گوغر هش همان دگرگون شده هیچ است که در واژه هایی مثل هشکاره، هشکه، ، هشتو، هشوخ ( هیچوقت ) وهشتونی به کار رفته.
heshtew : در گویش گوغر همان دگرگون شده هیچ طور است
hejjaa nevide. : در گویش گوغر مثال برای نفرین کردن به کودکان به کار می رود . دردهجانویده =یعنی درد لاعلاج وجدیدبه سراغت بیاید . [هیچ جا نبوده]. ( ف ...
hopoli hopew : در گویش گوغر به بی نظم وشلخته گویند. گاه به صورت هاپلی هپو تلفظ می شود درفرهنگ گویش گوغر هپلی هپو ثبت شده.
hodok : در گویش گوغر به دلشوره ودلواپسی ناگهانی گویند .
i tewreki: در گویش گوغر یعنی این طرحی وبااین طرح و برنامه. ای طوری - - - - - این طوری
heytew : در گویش گوغر یعنی همین طور همین گونه هیتو - - - - همیطو - - - - همینطو - - - - همین طور
haa bale : در گویش گوغر مترادف بله وآری است.
haader budan: در گویش گوغر یعنی مراقب ومواظب بودن .
vasle chasbondan: در گویش گوغر علاوه بر پینه کردن به معنای برچسب زدن هم به کار می رود چسبندن ـــــ_ـــــچسبوندن ـــــــــــچسباندن
درواقع بوده ( واز ) باز شدگاه
در فرهنگ گویش گوغر آقای نقوی واخا واپرس را بازخواهنده وبازپرسنده خوانده به معنی پرستار
vasvaasu: در گویش گوغر یعنی همیه مردد ودودل ووسواسی . . آدم دل مِدلو
vaaz velang : در گویش گوغر یعنی گِل گشاد وگسترده وجادار.
var ham kannan: در گویش گوغر درمعانی زیر به کار می رود ✓یارو اِ همچی ورهمش کٓن : دعوا کردن کسی ✓نامزدی رو ورهم کن: به هم زد ✓ او خونهورِ دوریِ وره ...
var melaa در گویش گوغر یعنی آشکارا
vari varaa : در گویش گوغر یعنی به این طرفا میگن عجبی وری ورا یعنی تعجب می کنم از آمدنت به این طرفا.
del var ham zedan : در گویش گوغر حالت تهوع وبالا آوردن را گویند . میگن دلم ورهم می زنه یعنی می خوام اسفراغ کنم .
var ham rizi : در گویش گوغر به معنای دوبه هم زنی وتفرقه افکنی است.
varham andaaz : در گویش گوغر یعنی دوبه هم زن فتنه گر را گویند .
gel gereftene kesi: در گویش گوغر کنایه از بی عرضگی وبی کفایتی شخص است میگن گلت بگیرم یعنی خیلی بی کفایتی .
var aabo gel maalidenevkesi : در گویش گوغر کنایه از مراسم ختم کسی را حقیرانه برگزار کردن یا اصلاً مراسمی نگرفتن.
در گویش گوغر گاه �درکناره �معنی می دهد نمونه را گویند یارو ورکش ِ جو می رفت یعنی درکناره جو حرکت می کرد.
در گویش گوغر گاه به معنی پیدا کردن به کا می رود نمونه را گویند زردآلوا کرم زدن یعنی زردآلود ها کرم پیدا کردند.
در گویش گوغر برای بیان پدیدارشدن آفات وآفت زدن به کار می رود میگن آلوچه ها آفت ورکردن یعنی آفت پیدا کردندوآفت زدند
var sar keshidan : در گویش گوغر یعنی یکباره آشامیدن وبالارفتن چیزی. سرکشیدن. میگن همچی پیاله دوغی رِ ورسرکشید یعنی طوری ظرف دوغی را سرکشید. . . .
var saaxtan : در گویش گوغر یعنی وانمود کردن تصنعی به انجام کاری یا حالتی مثل بیماری وناتوانی . . . . .
var zemin budan : در گویش گوغر گاهی نیز با ماندن به کار می رود به معنای انجام نشدن وتحقق نیافتن وفراهم نشدن . میگن : صب عاروسیه هنو کارا ور زمینه یعن ...
var raa shodan : در گویش گوغر یعنی آماده حرکت شدن . ور ( بر ) راه شدن.
vardaash kerdan یا ورداش کردن: در گویش گوغر یعنی سازگار نبودن وهمخوانی نداشتن وپذیرفته نشدن . میگن اینی تو میگی ایجا ورداش نمی کنه یعنی سخنت با این م ...
در گویش گوغر یعنی بافتن لباس و. . . با میل وکاموابه صورت دستی .
var aab keshidan: در گویش گوغر به آب ریختن روی پس از شستن نهایی به نیت تطهیر شرعی را گویند .
درواقع یعنیبه ارث رسیده و صاب مرده ( صاحبش بمیرد )
vaamonde : در گویش گوغر ازمرده به جای مانده را گویند . میراث معمولاً به صورت نفرین آمیز گفته می شود برابی نمونه گویند ای وامونده رو ورش دار یعنی این ...
در گویش گوغر یعنی بازگو کردن چیزی .
در گویش گوغر یعنی بی میل شدن به چیزی .
vaabes در گویش گوغر به معنای بایست وتوقف کن وواسو است.
vaassidan : در گویش گوغر مصدر واسّیدن به معنای ایستادن است .
vaasew : در گویش گوغر یعنی بایست.
vaa bes : در گویش گوغر یعنی توقف کن واسو
chequ chequ: در گویش گوغر یعنی چکه چکه وکم کمو
ni : در گویش گوغر مخفف� نیست� وبه همان معنی به کار می رود نمونه را گویند :ای دِ بال نی یعنی این دیگر قبول نیست.
non xordan : در گویش گوغر به معنی غذا خوردن به کار می رود.
در گوغر به نان خشکه بربری گویند .
nanjaan : در گویش گوغر به مادر بزرگ ننجان گویند .
nemak nedaare : در گویش گوغر از تعارفات معمول دعوت به خوردن است به معنی نمک گیر نمی شوی گاهی که مهمانی را به خوردن چیزی دعوت کنند ووی نپذیرد گویند نم ...