پیشنهاد‌های حکیم زاده نقوی م ج (٢,١٢٣)

بازدید
٣,٠٨٢
تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

mok zedan : در گویش گوغر همان مِکیدن وچوشیدن را گویند مثل مک زدن طفل پستان مادر را .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

morghe par beshi : یکی از نفرین های رایج گوغری که گمان می رود به معنای مرغ پرکنده ومرده باشد. مفهوم نفرین یعنی الهی بمیری و از پیش چشمم گم و گور بشی .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٧

mu demaagh : در گویش گوغر منظور مزاحم است /موی دماغ

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

در گوغر میگن فلانی مثل کٓک ورمیجیکه منظورشان این است که این شخص آرام وقرار ندارد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

درگویش گوغر مایه معانی مختلفی دارد ــــــــ برا ای کار چقد مایه داری. :سرمایه . نقدینگی ـــــــ مایه هاشو تمیز بشو بعدش بدوشش : پستان ـــــــ تو شیرا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

گمان می رود این واژه مشتق جزء نخستش مفنگ برگرفته از مفنگ ابزار محلی واولیه استعمال مواد مخدرپیش از وافور بوده وجزء دوم پسوند �ی� پسوند صفت ساز است پس ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٨

درواقع ماشوله تغییریافته واژه ماسوره است .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٧

maas basan : در گویش گوغر به درست کردن ماست از شیر ( بااضافه کردن مایه ماست به شیر ) گویند . ماست بستن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٧

leh pey یاley pey : در گویش گوغر به معنای له ولورده شدن و خردوخمیر شدن است . به گمانم جزء نخست ( له ) از مصدر لهیدن وجزء دوم تابع مهمل است

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٨

levaasho var chide: در گویش گوغر یعنی با تغییر حالت لب هایش آماده گریه کردن شده .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٩

leng leghat: لنگ لگد - - - / درگویش گوغر به معنای پشت سرهم لگد زدن است

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٧

golule nemak: در گویش گوغر به فرد جذاب وملیح وشوخ طبع وخوش سخن گویند درواقع گلوله نمک یک ترکیب استعار ی ست. ا

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٧

letpaar : در گویش گوغر یعنی له وخرد وخمیر شدن. جزء نخست واژه لت به معنای ضربه وزنش وآسیب است . ووند دوم گمان می رود با پاره ( پاره شدن ) هم ریشه باشد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٧

lok shodan : در گویش گوغر یعنی آماس کردن . بادکردن . ورم کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٨

در بخش های شمالی استان کرمان لت پت به صورت لِک پُک به کار می رود به همین معنی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٩

aagh daai : درگویش گوغر صورت طنزآمیز واژه باسن است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٨

let park: در گویش گوغر یعنی ریز ریزشده . تکه تکه شده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٧

danlaq : در گویش گوغر به شخصی گویند که چسی زیر زبونش بند نمیشه وهمه چی رو می ریزه رو دایره . رازنگهدار نیست

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٨

laq : درگویش گوغر معانی مختلفی دارد ـــــ�کله ی لق : سر بی مو وکچل ـــــــــ دندونش لقه: دندانش سست وشل است ـــــــ کون لقش کرده : برهنه وعریان ــــ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٨

leghat : در گویش گوغر دگرگون شده واژه لگد است

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

let kot: درگویش گوغر یعنی کوفتگی وزنش . گمان می رود جزء نخست واژه لت به معنای ضربه وزنش است وجزء دوم کت از مصدر کتیدن گوغری ( کوبیدن ) به معنای کوبش ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

laaterqu : در گویش گوغر به نوعی شیرینی ژله ای مانند ولیز آغشته به آرد گویند نام کتابی آن راحت الحلقوم است. خدا بیامرزه حاج قاسم زنداقطاعی را انواع لا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

girande : درگویش گوغر به معنی گاز گیرنده نیز به کار می رود ضرب المثل گوغری به درک معنی مورد نظر کمک می کند از سه کس بترس زن جنده سگ گیرنده ( یعنی گا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

گمان می رود واژه golu گلوی گوغری ها از دو وند گول پسوند واو تشکیل شده یعنی گول زنک

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

gushe sheytun kar : این اصطلاح در گویش گوغر زمانی که بخواهند از صفات خوب کسی تعریف کنند ولی می ترسند که وی این صفتش را از دست بدهند به کار می برند .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

ganne kaari: در گویش گوغر همان گنده کاری ست یعنی انجام اعمال ناروا وزشت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٧

gommeiیا گنبه ای: در گویش گوغر به سقف های گنبدی وهلالی شکل گویند .

پیشنهاد
٦

gonaahesho paak nekon: در گویش گوغر کنایه از پشت سر کسی حرفزدن وغیبت کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

gelion در گویش گوغر به کت پله ( سوراخ ) استخر گویند . البته گاه به قرینه می گویند گلیوون استخر رو بکش درحالی منظورشان چوب دربند گلیوون است. دربعضی شه ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٧

نام کتابی این گل زبان درقفاست

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

golle: در گویش گوغر گاه به جای گلوله مخففش گُلّه را به کار می برند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

gerdele : در گویش گوغر به هر چیز گرد شکل وتوپی کوچولو گردله گویند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

golup: در گویش گوغر به لامپ وحباب های گردله شکل تشکیل شده بر روی آب نیز گلوپ گویند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٨

gelu: در گویش گوغر به هر چیز گل آلود وگِلی شده گویند بخش دوم واژه ( و ) پسوند نسبت گوغری صفت ساز است .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

gelan : در گویش گوغر به گالن وپیت نفتی یا بیس لیتری گویند .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

golmegolu: در گویش گوغر مترادف گلدار وگل منگلو وگلگلوست .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٧

golmangolu یا گل منگلی : در گویش گوغر به هر چیز منقش به گل وبوته گویند . گلگلو . گل مگلو.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

golgolu : در گویش گوغر به هرچیز دارای نقش ونگار پراز گل گویند بیشتر برای پارچه کاربرد دارد. گل منگلی. گلدار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

gekaari : در گویش گوغر به کارهای ساختمانی وبنایی گلکاری می گفتند .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

Kelaaondan : در گویش گوغر یعنی درآوردن مغز یا درونمایه چیزی با چاقو . بیشتر برای در آوردن مغز گردوی تازه به کار می رود البته آقای اکبر نقوی کلاویدن ر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

گاه نیز به صورت قلتقچار تلفظ می شود گمان می رود بخش اول واژه یعتی قلت از مصدر قلتیدن یا قلیدن ( غلتیدن ) گرفته شده ووبخش دوم قچار از مصدر قچاردن که ک ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

gele dast :درگویش گوغر میگن گِلِ دستشو بچسب یعنی ساق دستش را محکم بگیر. یا گل پا یعنی ساق پا

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

در گویش گوغر نیز به معنای گرسنه است گمانم این است که . گشنه صورت تغییر یافته گرسنه در گذر زمان است گرسنه ـ - - - گسنه - - - - گشنه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

در گویش گوغر وقتی کسی میگه سرم می گرده یعنی سرگیجه دارم واحساس می کنم همه چیزهای دور وبرم درگردشند . پس سرگشتن را به معنی سرگیجه به کار می برند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

zebaan gashtan:درگویش گوغری zebonگشتن تلفظ می شود نمونه را گویند زبونش نمی گرده اینو بگه . یعنی زبانش قادر به بیان این مطلب نیست.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٨

xe : در گویش گوغر درختچه ای خودرو را گویند که معمولاً به صورت چند شاخه می روید وگل های زرد رنگی دارد وچوبش بسیار سیس است یعنی انعطاف زیادی دارد وبرای ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

geriz : در گویش گوغر به بزاق وآب دهان گویند. وجزء نخست گیاه گریز گو نیز برگرفته از همین واژه گریز است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

gorde kan : در گویش گوغر معمولاً در مورد طفلی که زیاد دست به دست می شود می گویند گرده کنش کردی در واقع به صورت اغراق آمیز می گویند در اثر تکان دادن ز ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

garden eshkaste : در گویش گوغر این ترکیب را کسی به کار می برد که درکارش کوتاهی کرده وبرای سرزنش خود وبیان ابراز پشیمانی اش می گوید منِ گردن اشکسته.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

گمان می رود واژه گرجین با توجه به کارکردش با گردونه هم ریشه باشد اگر چنین باشد پس ساخت واژه باید از دوجزء �گرد� ( بن مضارع از مصدر گردیدن ) وند ین پس ...