پیشنهادهای حکیم زاده نقوی م ج (٢,١٨٥)
pek puz shodan : در گویش گوغر یعنی چهره درهم کشیدن واخمو شدن.
گاه نیز برای بیان گزینش قطعی دختر می گویند ای دخترورو نشونش کردن یعنی برای دختر هدیه ازدواج برده ونامزدیش قطعی شده .
narme shishe : در گویش گوغر به خرده شیشه گویند .
درگویش گوغر یعنی سقط کردن میگن زنکه تازه ناقص کرده یعنی به تازگی بچه اش سقط شده وجنینش افتاده.
naazangolu : در گویش گوغر یعنی عزیزو وعزیز دردانه
naateleng : در گویش گوغر به معنای ناسازگار وناهماهنگ است . به گمانم وند دومش با واژه گوغری تالنگ بی ارتباط نباشد.
ناپز صفت مشتقی است که از پیشوند منفی ساز نا به اضافه بن مضارع پز از مصدر پختن ساخته شده
miya : درگویش گوغر به معنای مگر است برای نمونه گویند میه تخمشو ملخ خورده یعنی مگر. . . . . .
muviz : در گویش گوغر به الک دانه ریز برای بیختن آرد و. . . گویند . به گمانم ویز وند دوم واژه دگرگون شده بیز برگرفته از بیختن باشد .
تلفظ کتابیش منقاش است ودور از ذهن نیست که از عربی وارده شده باشد بروزن مِفعال ، اسم ابزار عربی وباورود به فارسی کسره تبدیل به فتحه شده باشد. مِنقاش ...
melangu : در گویش گوغر به گیاهی دارویی گفته می شود که نام کتابی اش بالنگوست وتخم سیاهرنگش چون تخم ریحان در آب لعاب می آورد وبرای معده وقلب واسترس مفی ...
melas. در گویش گوغر به آب نبات چوبی با طعم های مختلف گویند که در زمان کودکی ما کاکائوییش رواگ بیشتری داشت . لیسک . لیس لیسو
mok zedan : در گویش گوغر همان مِکیدن وچوشیدن را گویند مثل مک زدن طفل پستان مادر را .
morghe par beshi : یکی از نفرین های رایج گوغری که گمان می رود به معنای مرغ پرکنده ومرده باشد. مفهوم نفرین یعنی الهی بمیری و از پیش چشمم گم و گور بشی .
mu demaagh : در گویش گوغر منظور مزاحم است /موی دماغ
در گوغر میگن فلانی مثل کٓک ورمیجیکه منظورشان این است که این شخص آرام وقرار ندارد
درگویش گوغر مایه معانی مختلفی دارد ــــــــ برا ای کار چقد مایه داری. :سرمایه . نقدینگی ـــــــ مایه هاشو تمیز بشو بعدش بدوشش : پستان ـــــــ تو شیرا ...
گمان می رود این واژه مشتق جزء نخستش مفنگ برگرفته از مفنگ ابزار محلی واولیه استعمال مواد مخدرپیش از وافور بوده وجزء دوم پسوند �ی� پسوند صفت ساز است پس ...
درواقع ماشوله تغییریافته واژه ماسوره است .
maas basan : در گویش گوغر به درست کردن ماست از شیر ( بااضافه کردن مایه ماست به شیر ) گویند . ماست بستن.
leh pey یاley pey : در گویش گوغر به معنای له ولورده شدن و خردوخمیر شدن است . به گمانم جزء نخست ( له ) از مصدر لهیدن وجزء دوم تابع مهمل است
levaasho var chide: در گویش گوغر یعنی با تغییر حالت لب هایش آماده گریه کردن شده .
leng leghat: لنگ لگد - - - / درگویش گوغر به معنای پشت سرهم لگد زدن است
golule nemak: در گویش گوغر به فرد جذاب وملیح وشوخ طبع وخوش سخن گویند درواقع گلوله نمک یک ترکیب استعار ی ست. ا
letpaar : در گویش گوغر یعنی له وخرد وخمیر شدن. جزء نخست واژه لت به معنای ضربه وزنش وآسیب است . ووند دوم گمان می رود با پاره ( پاره شدن ) هم ریشه باشد.
lok shodan : در گویش گوغر یعنی آماس کردن . بادکردن . ورم کردن
در بخش های شمالی استان کرمان لت پت به صورت لِک پُک به کار می رود به همین معنی.
aagh daai : درگویش گوغر صورت طنزآمیز واژه باسن است.
let park: در گویش گوغر یعنی ریز ریزشده . تکه تکه شده
danlaq : در گویش گوغر به شخصی گویند که چسی زیر زبونش بند نمیشه وهمه چی رو می ریزه رو دایره . رازنگهدار نیست
laq : درگویش گوغر معانی مختلفی دارد ـــــ�کله ی لق : سر بی مو وکچل ـــــــــ دندونش لقه: دندانش سست وشل است ـــــــ کون لقش کرده : برهنه وعریان ــــ ...
leghat : در گویش گوغر دگرگون شده واژه لگد است
let kot: درگویش گوغر یعنی کوفتگی وزنش . گمان می رود جزء نخست واژه لت به معنای ضربه وزنش است وجزء دوم کت از مصدر کتیدن گوغری ( کوبیدن ) به معنای کوبش ...
laaterqu : در گویش گوغر به نوعی شیرینی ژله ای مانند ولیز آغشته به آرد گویند نام کتابی آن راحت الحلقوم است. خدا بیامرزه حاج قاسم زنداقطاعی را انواع لا ...
girande : درگویش گوغر به معنی گاز گیرنده نیز به کار می رود ضرب المثل گوغری به درک معنی مورد نظر کمک می کند از سه کس بترس زن جنده سگ گیرنده ( یعنی گا ...
گمان می رود واژه golu گلوی گوغری ها از دو وند گول پسوند واو تشکیل شده یعنی گول زنک
gushe sheytun kar : این اصطلاح در گویش گوغر زمانی که بخواهند از صفات خوب کسی تعریف کنند ولی می ترسند که وی این صفتش را از دست بدهند به کار می برند .
ganne kaari: در گویش گوغر همان گنده کاری ست یعنی انجام اعمال ناروا وزشت.
gommeiیا گنبه ای: در گویش گوغر به سقف های گنبدی وهلالی شکل گویند .
gonaahesho paak nekon: در گویش گوغر کنایه از پشت سر کسی حرفزدن وغیبت کردن.
gelion در گویش گوغر به کت پله ( سوراخ ) استخر گویند . البته گاه به قرینه می گویند گلیوون استخر رو بکش درحالی منظورشان چوب دربند گلیوون است. دربعضی شه ...
نام کتابی این گل زبان درقفاست
golle: در گویش گوغر گاه به جای گلوله مخففش گُلّه را به کار می برند.
gerdele : در گویش گوغر به هر چیز گرد شکل وتوپی کوچولو گردله گویند.
golup: در گویش گوغر به لامپ وحباب های گردله شکل تشکیل شده بر روی آب نیز گلوپ گویند.
gelu: در گویش گوغر به هر چیز گل آلود وگِلی شده گویند بخش دوم واژه ( و ) پسوند نسبت گوغری صفت ساز است .
gelan : در گویش گوغر به گالن وپیت نفتی یا بیس لیتری گویند .
golmegolu: در گویش گوغر مترادف گلدار وگل منگلو وگلگلوست .
golmangolu یا گل منگلی : در گویش گوغر به هر چیز منقش به گل وبوته گویند . گلگلو . گل مگلو.
golgolu : در گویش گوغر به هرچیز دارای نقش ونگار پراز گل گویند بیشتر برای پارچه کاربرد دارد. گل منگلی. گلدار.