پیشنهاد‌های حکیم زاده نقوی م ج (٢,١٨٥)

بازدید
٤,٥١١
تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٩

pek puz shodan : در گویش گوغر یعنی چهره درهم کشیدن واخمو شدن.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

گاه نیز برای بیان گزینش قطعی دختر می گویند ای دخترورو نشونش کردن یعنی برای دختر هدیه ازدواج برده ونامزدیش قطعی شده .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

narme shishe : در گویش گوغر به خرده شیشه گویند .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

درگویش گوغر یعنی سقط کردن میگن زنکه تازه ناقص کرده یعنی به تازگی بچه اش سقط شده وجنینش افتاده.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

naazangolu : در گویش گوغر یعنی عزیزو وعزیز دردانه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

naateleng : در گویش گوغر به معنای ناسازگار وناهماهنگ است . به گمانم وند دومش با واژه گوغری تالنگ بی ارتباط نباشد.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٨

ناپز صفت مشتقی است که از پیشوند منفی ساز نا به اضافه بن مضارع پز از مصدر پختن ساخته شده

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

miya : درگویش گوغر به معنای مگر است برای نمونه گویند میه تخمشو ملخ خورده یعنی مگر. . . . . .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

muviz : در گویش گوغر به الک دانه ریز برای بیختن آرد و. . . گویند . به گمانم ویز وند دوم واژه دگرگون شده بیز برگرفته از بیختن باشد .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٤

تلفظ کتابیش منقاش است ودور از ذهن نیست که از عربی وارده شده باشد بروزن مِفعال ، اسم ابزار عربی وباورود به فارسی کسره تبدیل به فتحه شده باشد. مِنقاش ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

melangu : در گویش گوغر به گیاهی دارویی گفته می شود که نام کتابی اش بالنگوست وتخم سیاهرنگش چون تخم ریحان در آب لعاب می آورد وبرای معده وقلب واسترس مفی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

melas. در گویش گوغر به آب نبات چوبی با طعم های مختلف گویند که در زمان کودکی ما کاکائوییش رواگ بیشتری داشت . لیسک . لیس لیسو

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

mok zedan : در گویش گوغر همان مِکیدن وچوشیدن را گویند مثل مک زدن طفل پستان مادر را .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

morghe par beshi : یکی از نفرین های رایج گوغری که گمان می رود به معنای مرغ پرکنده ومرده باشد. مفهوم نفرین یعنی الهی بمیری و از پیش چشمم گم و گور بشی .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٧

mu demaagh : در گویش گوغر منظور مزاحم است /موی دماغ

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

در گوغر میگن فلانی مثل کٓک ورمیجیکه منظورشان این است که این شخص آرام وقرار ندارد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

درگویش گوغر مایه معانی مختلفی دارد ــــــــ برا ای کار چقد مایه داری. :سرمایه . نقدینگی ـــــــ مایه هاشو تمیز بشو بعدش بدوشش : پستان ـــــــ تو شیرا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

گمان می رود این واژه مشتق جزء نخستش مفنگ برگرفته از مفنگ ابزار محلی واولیه استعمال مواد مخدرپیش از وافور بوده وجزء دوم پسوند �ی� پسوند صفت ساز است پس ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٨

درواقع ماشوله تغییریافته واژه ماسوره است .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٧

maas basan : در گویش گوغر به درست کردن ماست از شیر ( بااضافه کردن مایه ماست به شیر ) گویند . ماست بستن.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٧

leh pey یاley pey : در گویش گوغر به معنای له ولورده شدن و خردوخمیر شدن است . به گمانم جزء نخست ( له ) از مصدر لهیدن وجزء دوم تابع مهمل است

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٨

levaasho var chide: در گویش گوغر یعنی با تغییر حالت لب هایش آماده گریه کردن شده .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٩

leng leghat: لنگ لگد - - - / درگویش گوغر به معنای پشت سرهم لگد زدن است

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٧

golule nemak: در گویش گوغر به فرد جذاب وملیح وشوخ طبع وخوش سخن گویند درواقع گلوله نمک یک ترکیب استعار ی ست. ا

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٧

letpaar : در گویش گوغر یعنی له وخرد وخمیر شدن. جزء نخست واژه لت به معنای ضربه وزنش وآسیب است . ووند دوم گمان می رود با پاره ( پاره شدن ) هم ریشه باشد.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٧

lok shodan : در گویش گوغر یعنی آماس کردن . بادکردن . ورم کردن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٨

در بخش های شمالی استان کرمان لت پت به صورت لِک پُک به کار می رود به همین معنی.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٩

aagh daai : درگویش گوغر صورت طنزآمیز واژه باسن است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٨

let park: در گویش گوغر یعنی ریز ریزشده . تکه تکه شده

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٧

danlaq : در گویش گوغر به شخصی گویند که چسی زیر زبونش بند نمیشه وهمه چی رو می ریزه رو دایره . رازنگهدار نیست

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٨

laq : درگویش گوغر معانی مختلفی دارد ـــــ�کله ی لق : سر بی مو وکچل ـــــــــ دندونش لقه: دندانش سست وشل است ـــــــ کون لقش کرده : برهنه وعریان ــــ ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٨

leghat : در گویش گوغر دگرگون شده واژه لگد است

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

let kot: درگویش گوغر یعنی کوفتگی وزنش . گمان می رود جزء نخست واژه لت به معنای ضربه وزنش است وجزء دوم کت از مصدر کتیدن گوغری ( کوبیدن ) به معنای کوبش ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

laaterqu : در گویش گوغر به نوعی شیرینی ژله ای مانند ولیز آغشته به آرد گویند نام کتابی آن راحت الحلقوم است. خدا بیامرزه حاج قاسم زنداقطاعی را انواع لا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٧

girande : درگویش گوغر به معنی گاز گیرنده نیز به کار می رود ضرب المثل گوغری به درک معنی مورد نظر کمک می کند از سه کس بترس زن جنده سگ گیرنده ( یعنی گا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

گمان می رود واژه golu گلوی گوغری ها از دو وند گول پسوند واو تشکیل شده یعنی گول زنک

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

gushe sheytun kar : این اصطلاح در گویش گوغر زمانی که بخواهند از صفات خوب کسی تعریف کنند ولی می ترسند که وی این صفتش را از دست بدهند به کار می برند .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

ganne kaari: در گویش گوغر همان گنده کاری ست یعنی انجام اعمال ناروا وزشت.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٧

gommeiیا گنبه ای: در گویش گوغر به سقف های گنبدی وهلالی شکل گویند .

پیشنهاد
٦

gonaahesho paak nekon: در گویش گوغر کنایه از پشت سر کسی حرفزدن وغیبت کردن.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

gelion در گویش گوغر به کت پله ( سوراخ ) استخر گویند . البته گاه به قرینه می گویند گلیوون استخر رو بکش درحالی منظورشان چوب دربند گلیوون است. دربعضی شه ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٧

نام کتابی این گل زبان درقفاست

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

golle: در گویش گوغر گاه به جای گلوله مخففش گُلّه را به کار می برند.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

gerdele : در گویش گوغر به هر چیز گرد شکل وتوپی کوچولو گردله گویند.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

golup: در گویش گوغر به لامپ وحباب های گردله شکل تشکیل شده بر روی آب نیز گلوپ گویند.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٨

gelu: در گویش گوغر به هر چیز گل آلود وگِلی شده گویند بخش دوم واژه ( و ) پسوند نسبت گوغری صفت ساز است .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

gelan : در گویش گوغر به گالن وپیت نفتی یا بیس لیتری گویند .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

golmegolu: در گویش گوغر مترادف گلدار وگل منگلو وگلگلوست .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٧

golmangolu یا گل منگلی : در گویش گوغر به هر چیز منقش به گل وبوته گویند . گلگلو . گل مگلو.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

golgolu : در گویش گوغر به هرچیز دارای نقش ونگار پراز گل گویند بیشتر برای پارچه کاربرد دارد. گل منگلی. گلدار.