پیشنهادهای حکیم زاده نقوی م ج (١,٢٦٥)
si qodrat: درگویش گوغر برابر عیناً وکاملاًهمانند است میگن محسنی سی قدرت دُرّانه یعنی محسنی بسیار شبیه دران است .
shetal: درگویش گوغر به معنای کندن مال از کسی وسو استفاده مالی اژ کسی است
makeme: درگویش گوغر مطب دکتر را گویند. پزشکخانه
درگویش گوغر نیز گیاهی یکساله وخودرو را گویند وطمعی نزدیک به سیر دارد وساقه اش حدود یک متر قد می کشد و گلی قمپه ای وتوپ گونه وبادمجانی رنگ سر ساقه دار ...
bekan: درگویش گوغر برابر گوش بُر است
درگویش گوغر بصورت درد بی درمُن تلفظ می شود واز نفرین های معمول گوغری ست که آرزو می کنند مخاطب دچار بیماری ناعلاجی شود.
kufte kaari : از نفرین های معمول گوغری ست که آرزوی می کردند مخاطب به بیماری سیفلیس دچار شود.
qere xasse :از نفرین های معمول گوغری ست .
kisehe eshlon: از نفرین های معمول گوغری برابر با آرزوی مرگ مخاطب است چراکه کیسه اشلون برای شستشوی مرده استفاده می شده .
duny suxteni: از نفرین های معمول گوغری است که ادبی آن دانه سوختنی است . . احتمالا دانه یا زائده ای در عضوی از بدن پدیدار می شده که درمانی جز سوزاندن ...
dunehe seraaton:از نفرین های گوغری ست که درمانی برایش نبوده وبرابر با آرزوی مرگ مخاطب است چراکه دانه سرطان درگذشته درد بی درمانی به حساب می آمده.
درگویش نفرینی است که به معنای جگرت از شدت اندوه آتش بگیره وبسوزد.
now raak: درگویش گوغر شاخه تازه روییده را گویند .
rukondan: درگویش گوغر به نوعی برگ چینی از شاخه ها گویند که دراین حالت شخص از انتهای یک شاخه نو راک وکم سن درخت دستش را دور یک شاخه می گیرد وبه جلو می ...
lard: درگویش گوغر به معنای بیرون وخارج از خانه است.
zaadi: درگویش گوغر به شخصی گویند که سن وسالش زیاده است وظاهرش پیر وسن بالا نشان نمی دهد.
kot var kotu: درگویش گوغر خانه ومکانی را گویند که اتاق ها و. . . اش از جهات مختلف به هم راه داردمثل لانه موش
melu :درگویش گوغر میمون را ملو وشادی گویند.
mokadderi: درگویش گوغر به معنای دلخوری است.
meqaat :درگویش گوغر برابر مقعد که واژه ای عربی ست می باشد ( فرهنگ گویش گوغر اکبر نقوی )
melaal:درگویش گوغر برابر با مژه چشم است
shet daadan: درگویش گوغر به معنای پاره کردن است.
درگویش گوغر نیز به معنای بدون حساب وکتاب وبدون تعقل می باشد.
درگویش گوغر نیز به همراه وپابه پا گویند.
shat: درگویش گوغر نخ تار ( در برابر پود ) قالی را گویند
sha maat: درگویش گوغر صفت شخصی است که از شدت خستگی بی حس وبی رمق شده است.
bezg: درگویش گوغر ماسه بادی نرم را گویند.
pop: در گویش گوغر شُش حیوان را گویند.
taakui daaram por dumi sob paa misham hichi ni : معمایی گوغری ست با زیر ساخت استعاری یعنی سبدی دارم پراز گلوله های بافته شده پشمی ، پگاه ( صبح ) که ا ...
taaku : درگویش گوغر سبد را گویند. ( فرهنگ گویش گوغر اکبر نقوی )
tu kash kerdan: درگویش گوغر برابر با انتخاب کردن ازمیان چیز ها و. . . . می باشد.
tu telu:درگویش گوغر موجودی خیالی وپنداری را گویند که جواب کسانی که رو به کوه وتل صدا می زنند را پاسخ می گوید.
ta seru: در گویش گوغر پارچه کوچکی را گویند که برای محافظت بر روی سر نوزاد می بندند [ته سر واو تصغیر] ( فرهنگ گویش گوغر اکبر نقوی )
chaader gol:در گویش گوغر برابر با پرگل وپوشیده از گل می باشد.
Chaa xelaa:درگویش گوغر چاه مستراح ودستشویی را گویند
bannom: درگویش گوغر بر ابر بدنام می باشد مقصر
hennaa: درگویش گوغر الک وغربالی را گویند که برای جدا کردن دانه های درشت تر به کار می کارود.
hin: درگویش گوغر لفظی ست برای راندن وشتاباندن خر
lelu: درگویش گوغر طفل ونوزاد را گویند.
leleki: درگویش گوغر صفت مرغی ست که جوجه های زیادی دارد.
lele pon: درگویش گوغر نگهدار بچه وپرستار کودک را گویند.
leleku:درگویش گوغر به معنای خیلی کوچک است
درگویش گوغرعلاوه بر معنی معمول با سفیداب و کیسه حمام ببر روی بدن مالیده چرک ولایه های رشته ای تیره رنگی در روی پوست پدیدار می شودبه این کار چرک کردن ...
درگویش گوغر نیز به معنای چرکو است.
درگویش گوغر نیز به شستشوی شتابی وناتمام بدن گویند . پچل شور کردن
henzu::درگویش گوغر سوسکی را گویند که بوی بدی ار خود می پراکند.
hamu kotu: مجازاً منظور مکان پرسروصدا وشلوغ است. شبیه اصطلاح حمام زنانه
از کار انداختن . نمونه �زفربن حارث رادشنام فراوان می دادواز اندازه در می گذشت زفربه پسرش هذیل یا دیگری گفت :این را بس نمی کنی؟� ( تاریخ کامل ترجمه ...
عقب گریزی . نمونه � اندکی پایداری ورزیدند سپس واپس خزیدند� ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج۶ ص ۲۵۴۸ )
partaabe afgan: منجنیق نمونه �چرا پرتابه افگن بر ما گمارده اید؟. . . . . . پرتابه افکن های ابن بحدل بامن کاری کردند. . . � ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ...