گاچو

پیشنهاد کاربران

گفتنی ست گهواره وگاچوی گوغری در جزء نخست یعنی �گه� که مخفف گاه می باشد هموند هستند �گاه� به معنی تخت است پس گمان می رود گاچو دراصل بوده :
گاه ( تخت ) چه ( نشانه تصغیر ) وااو پسوند گوغری که پایان بیشتر واژه های گوغری به چشم می آیدپس رویهم رفته می شود تخت کوچکو.
gaachu:درگویش گوغر هم به معنی گهواره است وهم تابِ بازی بچه ها
گاو چران ( در آرژانتین ) از داستان بی ارزش بورخس کتاب گزارش برودی:به تو نمی گویم ما گاچو های یهودی بودیم, گاچوی یهودی اصلا وجود ندارد, ماتاجر و مزرعه دار خرده پا بودیم.
به معنی دامدار و گاوچران
( از داستان مرد مُرده، اثر بورخس )
قصری کودک
درزبان کرمانی به معنی ( گهواره )
گهواره
یا
محل زندگی
هردو معنی می دهد
اما در جا های مختلف
ممنونم

گاچو در جاهای مختلف معنی های مختلفی دارد.
مثلاً:
در بعضی جاها به معنی گهواره کودک یا بچّه
یا
در بعضی جاها به معنی محل زندگی یا خانه ی من
ممنونم
گهواره
محل زندگی ( می تواند اشاره به مکانی خاص ( مثلا روستایی در قشم ) یا خانه من ( به شکلی اختصاصی )
لالا لا لا گلم باشی به گاچو بلبلم باشه به گاچو بلبل باغی که از گل بهترم باشی
به کرمانی یعنی گهواره
لالالا گلی دارم ، به گاچو بلبلی دارم
لالالا گل خشخاش ، باباش رفته خدا همراش
گهواره بچه
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٢)