پیشنهاد‌های حکیم زاده نقوی م ج (٢,١٨٥)

بازدید
٤,٥١٢
تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

gekaari : در گویش گوغر به کارهای ساختمانی وبنایی گلکاری می گفتند .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

Kelaaondan : در گویش گوغر یعنی درآوردن مغز یا درونمایه چیزی با چاقو . بیشتر برای در آوردن مغز گردوی تازه به کار می رود البته آقای اکبر نقوی کلاویدن ر ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

گاه نیز به صورت قلتقچار تلفظ می شود گمان می رود بخش اول واژه یعتی قلت از مصدر قلتیدن یا قلیدن ( غلتیدن ) گرفته شده ووبخش دوم قچار از مصدر قچاردن که ک ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

gele dast :درگویش گوغر میگن گِلِ دستشو بچسب یعنی ساق دستش را محکم بگیر. یا گل پا یعنی ساق پا

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

در گویش گوغر نیز به معنای گرسنه است گمانم این است که . گشنه صورت تغییر یافته گرسنه در گذر زمان است گرسنه ـ - - - گسنه - - - - گشنه.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

در گویش گوغر وقتی کسی میگه سرم می گرده یعنی سرگیجه دارم واحساس می کنم همه چیزهای دور وبرم درگردشند . پس سرگشتن را به معنی سرگیجه به کار می برند.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

zebaan gashtan:درگویش گوغری zebonگشتن تلفظ می شود نمونه را گویند زبونش نمی گرده اینو بگه . یعنی زبانش قادر به بیان این مطلب نیست.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٨

xe : در گویش گوغر درختچه ای خودرو را گویند که معمولاً به صورت چند شاخه می روید وگل های زرد رنگی دارد وچوبش بسیار سیس است یعنی انعطاف زیادی دارد وبرای ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

geriz : در گویش گوغر به بزاق وآب دهان گویند. وجزء نخست گیاه گریز گو نیز برگرفته از همین واژه گریز است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

gorde kan : در گویش گوغر معمولاً در مورد طفلی که زیاد دست به دست می شود می گویند گرده کنش کردی در واقع به صورت اغراق آمیز می گویند در اثر تکان دادن ز ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

garden eshkaste : در گویش گوغر این ترکیب را کسی به کار می برد که درکارش کوتاهی کرده وبرای سرزنش خود وبیان ابراز پشیمانی اش می گوید منِ گردن اشکسته.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

گمان می رود واژه گرجین با توجه به کارکردش با گردونه هم ریشه باشد اگر چنین باشد پس ساخت واژه باید از دوجزء �گرد� ( بن مضارع از مصدر گردیدن ) وند ین پس ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

gorji : در گویش گوغر گاه به گوجه فرنگی گرجی می گفتند

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

gorraan : در گویش گوغر به معنای فروزان وشعله ور است چه بسابا واژه گُر گر گوغری به معنی تند تند هموند باشند .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

gop gop : در گویش گوغر به معنای باشتاب وتند تند است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

kop shodan : در گویش گوغر به معنای وارونه شدن وریختن است زبانزد است می گویند فلانی ماساش کپ شد یعنی ماست هایش ریخت ومفهوم اصطلاح این است که اوضاع کار ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

البته در بعضی بخش های استان کرمان به صورت گاه کلون تلفظ می شود پس در گویش گوغر گاه قلون از دو جزء گاه ( مدفوع و سرگین ) قلون از مصدر قلوندن به معنی غ ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

gaarp : در گویش گوغر نام آوای زمین خوردن محکم یک شیء یا به هم خوردن شدید دو چیز می باشد .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

گفتنی ست گهواره وگاچوی گوغری در جزء نخست یعنی �گه� که مخفف گاه می باشد هموند هستند �گاه� به معنی تخت است پس گمان می رود گاچو دراصل بوده : گاه ( تخت ) ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٧

lok ( لُک ) : در گویش گوغر به معنای برآمده وقُر است . [درقسمت لک وارد کردم نپذیرفت به ناچار در لگ آوردم]

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

در گویش گوغر ناخواسته وبه اکراه وگاه ازسر دلسوزی باکسی به سر بردن .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

nimverki : در گویش گوغر به نشستن نیم وری بر روی چهارپای سواری یاموتور و. . . . را گویند.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٩

paaterekon: : در گویش گوغر به پاجوش زدن کنار درخت از ریشه خودش را گویند.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

mosaab: در گویش گوغر به مردی گویند که با زن همسرداری رابطه نامشروع دارد. احتمالاً اصلش مصاحب باشد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

doz gerftan ( دزد گرفتن ) : در گویش گوغر گاهی که کسی قایمکایی وپنهانی مشغول کاری باشد می گوین خوب دزت گرفتم یعنی به موقع مچت رو گرفتم وگیرت انداختم و ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٧

paaterekon : در گویش گوغر به پاجوش ها یی که از بغل ریشه درخت نزدیک کنده آن می روید وگاه درخت خشک شده اما پاجوش ها یی از ریشه اش جوانه زده ومی رویدگوغ ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

kewg : در گویش گوغر گاه به کبگ کوگ می گویند خدا بیامرزاد ابوالقاسم کوگ زن از نامداران امیرآباد دراین زمینه زبانزد بود.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

در گویش گوغر صفتی منفی است که به صورت ( tanaaxaari ) تلفظ می شود به معنای به تنهایی خوردن واستفاده کردن وبا محروم کردن دیگران .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

sis: در گویش گوغر قدما سفارش می کردند درب قابلمه شلغمی را پیش از این که زمان پختشان فرا نرسیده باز نکنند چون سیس می شوند یعنی حات لاستیکی پیدا کرده و ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

paade : در گویش گوغر نیز برای این که درختان پر ثمر شاخه شان نشکند زیر هر شاخاه یک تکه چوب بلند که یکسر آن حالت دوشاخ ( v ) دارد قرار می دهند که به آن ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٧

kiuak: در گویش گوغر یعنی فلان کس

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٧

در گویش گوغر �اآ کت و کول افتادن � کنایه از خستگی وماندگی بیش از حد است .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٧

ku : در گویش گوغر گاه این واژه پیش از افعال امر به می رود وظاهراً شتاب وتسریع در کار را می طلبد کو پاشو بریم . . . . . یعنی تندی یا سریع بلند شو بر ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٨

کنّنkannan : در گویش گوغر صورت تغییر یافته کندن است که گاه علاوه بر معانی معمول به معنای نیش زدن هم به کار می رود نمونه را گویند زاروکا کٓنننُم یعنی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٧

kemartaa : در گویش گوغر به معنای میانه ووسط است

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

kolite : در گویش گوغر نوعی مقنعه وپوشش سر را گویند .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٧

kalle gozashtan : در گویش گوغر به معنای خوابیدن است .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

kalle shodan : در گویش گوغر نیز به معنای کم آوردن است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٩

kelen : در گویش گوغر مخفف کلند است ومنظور همان ابزار کندن زمین کلنگ است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١١

mallaq : در گویش گوغر معادل مُعٓلق ووارونه ( زدن ) است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٩

Seram raft : در گویش گوغر درمواقعی که کسی یا کسانی پرحرفی می کنند یا سروصدا زیاد است می گویند سرم رفت یا کله م باد کرد .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٩

kel giju: در گویش گوغر به معنای سرگیجه است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١١

kel koloft : در گویش گوغر به معنای بسیار ضخیم وستبر است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

teltom : در گویش گوغر به معنای تخریب وویران شدن است. . بخش دوم واژه صورت تغییر یافته تمب ( تمبیدن ) است .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٩

kelet kelet : در گویش گوغر به نام آوای به هم خوردن ظرف ظروف و وسایل خانه گویند.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

keshmeni : در گویش گوغر یعنی بی حساب کتاب

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٩

keshaal shodan : در گویش گوغر یعنی راه افتادن پشت سر کسی .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٩

keshaale raa : درگویش گوغر منظور طول راه است .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

kermu : در گویش گوغر میوه کرم زده وکرم خورده را گویند.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

korich korich : در گویش گوغر نام آوای جویدن خوراکی های سفت وبرشته. را گویند.