تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

گفتار مقدماتی

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

دل چیزی را نداشتن جرئت چیزی را نداشتن e. g. I lacked the heart to tell him his mother passed away دل این رو نداشتم که بهش بگم مادرش فوت شده

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در راهِ در حال گام برداری برای

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در مورد وعده غذایی : سنگین e. g. I ate a vast meal من یک وعده سنگین خوردم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

۱. آسان تر سهل الوصول تر ۲. ارزان تر

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کاملا شفاف سازی کردن کامل و جامع توضیح دادن توضیح دادن جا انداختن مطلب

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از ترس اینکه . . . که نکنه یوقت. . . مترادف با. For fear of

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ارجاع دادن به

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

متداعیین طرفین دعوی حقوقی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حرفه هنرپیشگی حرفه سینمایی حرفه بازیگری شغل سینمایی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ساختار جنگی مجازا نیروی جنگی اسم یک دستگاه هم هست بنام ماشین جنگی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

۱. در مورد دستور: تجرا کردن، پیروی نمودن ۲. درمورد کار و فعالیت و. . : به سرانجام رساندن، به نتیجه ای رسیدن، به انجام رساندن ۳. درمورد فرد: پیگیر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گربه خیابانی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به زبان عامیانه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

استشهادیه فرم شواهد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

1. فهرستی تهیه کردن از چیزی 2. ارزیابی نمودن مهارت کسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به زبان ساده برای درک آسانتر

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تلقی نمودن بعنوان درنظر گرفتن بعنوان گماشتن بعنوان

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

یادداشتی برای کسانی که این کتاب را می خوانند/ خوانندگان نکاتی برای کسانی که این کتاب را میخوانند/ خوانندگان نوشته ای برای کسانی که این کتاب را می خ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بقایای تاریخی آثار باقی مانده قدیمی مترادف با Ancient ruins

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از چیزی راضی بودن احساس رضایت داشتن نسبت به

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کمیته پذیرش کمیته ای که در آن افراد صلاحیت دار گرد هم می آیند و درخصوص ثبت نام و پذیرش دانشجویان تصمیم گیری میکنند

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تلفظ صحیح / ri:s/ هست جنسیت هم نداره این اسم هم برای مذکر استفاده میشه هم مونث A gender neutral name !

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اسم مذکر هست !

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قرار ملاقاتی ترتیب دادن مترادف با To make a date

پیشنهاد
٠

خوشحالم که. . . باعث خرسندی منه تا. . . باعث خوشنودی منه که. . . . e. g. It gives me great pleasure to assent to your request پذیرش درخواست شما ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

متقاضی سرسخت مشتاق سرسخت کسی که با تلاش و زحمت در پی بدست آوردن چیزی هست ( مثل شغل و مقام و منصب ) I'm a seeker after this status

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با تلاش و زحمت به دنبال بدست آوردن چیزی بودن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گروهی از رئیس و رؤسا بالادستی ها مقام های مافوق

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مهندسی برق رشته مهندسی برق

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پس دادن کالای خریداری شده و استرداد مبلغ آن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مخ کسی را با پرچانگی تیلیت کردن سر کسی رو بردن مترادف با To talk one's ear off

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بی قانونی هرج و مرج بی نظمی

پیشنهاد
٠

در مورد نقطه به نقطه چیزی نظر دادن درمورد جزء به جزء چیزی نظر دادن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

چشم خمار چشم های کشیده و دلفریب

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

چشم کشیده و شرقی مانند

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سقط جنین منظور سقط عمدی مترادف با abortion. , termination در صورتی که برای سقط غیر عمد از کلمه miscarriage استفاده می شود.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مقررات قانونی مقررات طبق قانون مقررات مندرج در قانون

پیشنهاد
٠

تحت مراقبت و محافظت قرار دادن تحت تحت حفاظت قرار دادن .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مسئولیت روانی رکن معنوی ( در جرایم )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موجود باقی ماندن پابرجا باقی ماندن . به قوت خود موجود ماندن بودن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دادگاه دریایی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

تا اواخر. . .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قرار گرفتن در زمره. . . . .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فاجعه قریب الوقوع فاجعه در آستانه اتفاق

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موفق موفق شده وادار شده رام و پذیرا شده ( مجازا )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

به کتک کاری ختم شدن به بزن بزن و درگیری فیزیکی منتهی شدن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تخت خواب لافت بد تخت خواب هایی هستید که بیشتر از حد معمول از زمین فاصله دارند ، معمولا برای اتاق هایی استفاده می شود که کمبود فضای دارند ، در زیر تخ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دلال بلیط دلال مسافر ( دلالی که مسافرین برای تهیه بلیط بصورت آزاد به او مراجعه میکنن، دفتر و بنگاه خاصی ندارند معمولا این افراد و با ایستادن در ایست ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

تیرباران کردن شلیک کردن به مورد هدف گلوله قرار دادن به رگبار گلوله بستن e. g. The soldiers fired on the crowd سربازان/ نیروها افراد رو به رگبار گ ...

١