تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به نظر من معنی غالب بودن بر چیزی را هم میتونه بده مثل: poewer relaions inscribed on archives روابط قدرت غالب بر آرشیوها

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٢

تو متن من بیشتر معنی حوزه می داد.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

در حوزه فناوری اطلاعات که دوستمون بالا اشاره کرده اند معنی انتشار یافتن میده، نمونه اش مثال زیر هست: . The following information appears on the Soci ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٣

فراگیر، غالب، قاطع

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شاید معنی حرفه نیز بدهد.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پرداختن به

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ادامه دادن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

literature review بررسی متون literature search جستجوی منابع ( منبع: دانشنامه کتابداری و اطلاع رسانی، پوری سلطانی )

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

very specialized area of expertise حوزه بسیار اختصاصی ( ویژه ) تخصص

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٣

برگزار شدن، ارائه شدن مانند: We have classes that come in here every semester

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

“School district. ” Merriam - Webster. com Dictionary, Merriam - Webster, https://www. merriam - webster. com/dictionary/school district. Accessed 10 ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

formulating the right question is more important than a hasty effort at pat solutions طرح کردن سوال درست، مهم تر از اقدام شتاب زده در راه حل های سرسر ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همکار مئاب ( کسی که منش همکار مئابانه دارد. به عنوان مثال رئیسی که منش همکار مئابانه دارد و نه رئیس مئابانه )

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با تشخیص اینکه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

منقضی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حاوی اطلاعات اصلی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دیر به دیر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

به کار گرفتن - مورد استفاده قرار دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Getting an institutional commitment دستیابی یا پی بردن به تعهد سازمانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تحت مراقبت در مرکزی مانند خانه سالمندان یا بهزیستی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کاربران

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

با گزارش روزانه و دفتر ثبت موافقم. فقط به ثبت امور و مرور کشتی و غیره اختصاص نداره. به نظرم فردی که روی یک پروژه هم کار میکنه میتونه دفتر ثبت یانوشتن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پندآموز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

time - intensive وقت گیر labor - intensive پر زحمت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بر طبق - مطابق - بر حسب - بنا به مانند: handling left to discretion of library director اداره کردن بنا به صلاحدید رئیس کتابخانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شرایط

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دریافت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

program, track, concentration , single course همگی انواعی از دوره ها یا برنامه های آموزشی دانشگاهی هستند. ممنون میشم برای هرکدام معادلی پیشنهاد دارید ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در دیکشنری وبستر برای این واژه این تعریف نیز آمده است. شما چه معادل فارسی را پیشنهاد می کنید؟ one of several curricula of study to which students ar ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

professional feet هم داریم که من نمیدونم به چه معناست. مثلا این حوزه علمی هنوز در حال یافتن professional feet خود است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

theoretical voice صاحب نظر نظری - صاحب نظر تئوریک - صاحب رأی نظری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

در متن من معنی مکان نداشت. جایگاه به نظر براش مناسبتر بود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هم افزایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بدون حد و مرز - بی حد و مرز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

با معنی درس براش موافقم. تو متن من درباره افزوده شدن موضوعات جدید به برنامه آموزشی دانشگاه بود که واسه ما میشه همون دروسی که مثلا دانشگاه تصمیم بگیره ...