تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد

قایق وسیله ی پایه ای برای رفتن روی آب. از قایق چوبی کوچیک گرفته تا قایق موتوری تند و تیز. مثال: He crossed the river in a small boat. او با یک قای ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد

وسایل نقلیه دریایی

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پهپاد از فیلم برداری عروسی گرفته تا جنگ، همه جا هست. کوچیک، پر سروصدا، و کنجکاو. مثال: The drone captured amazing aerial photos. پهپاد عکس های هوا ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بالن هوای گرم رمانتیک ترین وسیله نقلیه هوایی! 😍 پر از رنگ و حس ماجراجویی. فقط دعا کن باد زیادی نیاد. مثال: They took a ride in a hot air balloon a ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد

هلیکوپتر همیشه آماده برای نجات یا پرواز روی برج ها. بال هاش مثل پنکه ست، فقط خیلی گرون و پر سر و صدا! مثال: The helicopter rescued the climbers from ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گلایدر ( هواپیمای بی موتور ) این یکی بدون موتور می پره! یعنی مثل پرنده ها سر می خوره توی آسمون. مثال: He enjoyed flying the glider over the valley ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد

هواپیما شاه راه های آسمون! باهاش می ری سفر، فیلم نگاه می کنی، غذا می خوری، و دعا می کنی تکون نخوره! مثال: The airplane landed safely at the airport. ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد

وسایل نقلیه هوایی

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد

کامیون غول جاده ها! از میوه گرفته تا وسایل سنگین، همه رو می بره. مثال: The truck delivered fresh fruits to the market. کامیون میوه های تازه را به ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد

موتور سیکلت همیشه صدای بوق و ویراژش توی کوچه ها میاد. سریع و خفن، ولی یه کم خطرناک. مثال: My brother bought a new motorcycle. برادرم یک موتور سیکل ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد

اتوبوس اون وسیله ی بزرگ پر از صندلی که یا همه دارن می خوابن، یا یه نفر داره آهنگ با صدای بلند گوش میده! مثال: We took the bus to school. ما با اتوب ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد

دوچرخه قدیمی ترین و سالم ترین وسیله! هم ورزشه، هم وسیله ی نقلیه. فقط بالا رفتن از سربالایی ها یه کم شبیه شکنجه ست. مثال: He rides his bicycle every ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد

ماشین رفیق همیشگی آدم ها! چهار چرخ داره، هر کسی بالاخره یه خاطره توش داره ( چه خوب چه بد ) . مثال: She drives her car to work every morning. او هر ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد

وسایل نقلیه زمینی

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد

🍌 رژیم غذای خام فقط چیزای خام می خوری: میوه، سبزیجات، آجیل… یعنی اجاق گاز کلاً بیکار می مونه. 😅 مثال: On a raw food diet, people don’t cook their m ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد

🥛 رژیم داش – مخصوص فشار خون خیلی علمی و دکترپسند! پر از میوه، سبزی، غلات کامل و لبنیات کم چرب. برای کاهش فشار خون ساخته شده. مثال: The DASH diet is ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد

🍳 رژیم اتکینز یه جورایی بابابزرگ رژیم کتو هست. کربوهیدرات کم، پروتئین و چربی زیاد. مثال: The Atkins diet became popular in the early 2000s. ( رژی ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🥬 رژیم فلکستارین / انعطاف پذیر تقریباً گیاه خواریه، ولی بعضی وقتا یه تیکه گوشت یا مرغ هم یواشکی می خوره 😅 مثال: She prefers a flexitarian diet to h ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد

⏰ رژیم روزه داری متناوب این یکی خیلی باکلاسه! یعنی یه مدت می خوری، یه مدت نمی خوری. مثلاً ۱۶ ساعت هیچی نمی خوری، ۸ ساعت مجاز به خوردنی هستی. مثال: I ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد

🥩 رژیم پالئو / غارنشینی یعنی مثل اجدادمون بخوری: گوشت، ماهی، میوه، سبزیجات… ولی خبری از پیتزا و برنج نیست. 🍖 مثال: The paleo diet is based on what ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد

🍹 رژیم سم زدایی یعنی بیشتر آب، آبمیوه و چیزای سبز سبز بخوری تا حس کنی داری باتریتو شارژ می کنی! 🔋 مثال: She tried a detox diet for three days. ( ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد

🥒 رژیم کم کربوهیدرات یعنی بگو خداحافظ به پاستا و پیتزا 😢 مثال: A low - carb diet helped him control his blood sugar. ( رژیم کم کربوهیدرات بهش کمک ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد

رژیم مدیترانه ای پر از روغن زیتون، ماهی، سبزیجات تازه و هوای ساحل 😍 مثال: The Mediterranean diet is known for being very healthy. ( رژیم مدیترانه ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد

🍏 رژیم وگان یعنی خداحافظ گوشت، شیر، تخم مرغ… سلام سبزیجات و آجیل! 🌱 مثال: She follows a vegan diet and doesn’t eat any animal products. ( اون رژی ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد

🥩 رژیم کتو وقتی می خوای نون و برنج رو بفرستی تبعید، ولی با استیک و کره رفیق شی! مثال: He lost weight quickly on the keto diet. ( اون با رژیم کتو س ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رژیم غذایی ( کلاً یعنی همون چیزی که می خوری ) مثال: She is on a diet because she wants to feel healthier. ( اون رژیم گرفته چون می خواد سالم تر باش ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

یه چیزی که پر از کلمه ست و گاهی خیلی آدمو خواب می کنه، گاهی هم آدمو می بره توی یه دنیای دیگه! 🔹 مثال انگلیسی: She bought a new book yesterday. ( ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دربازکن برقی قوطی چیزی نیست که زیاد استفاده بشه… ولی وقتی لازم میشه، یه نجات دهنده ست. مثال: She used the electric can opener to open the soup can. ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

وافل ساز یه صبحونه ی شاد با وافل ترد و خوشمزه؟ این دستگاه حرف نداره. مثال: She made Belgian waffles with her waffle maker. مشتقات: اسم: waffle – و ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ساندویچ ساز وقتی خیلی گرسنه ای و زمان کم داری، این دستگاه یه غذای گرم و جمع وجور تحویلت می ده. مثال: He grilled cheese sandwiches in the sandwich m ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

سینی پخت برقی برای درست کردن پنکیک، تخم مرغ، همبرگر و هر چیزی که سطح صاف بخواد! مثال: The electric griddle cooked pancakes evenly. مشتقات: اسم: gri ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

فر تُستری ترکیبی از تُستر و فر کوچیک؛ مناسب گرم کردن یا پختن یه وعده ی کوچیک. مثال: She baked cookies in the toaster oven. مشتقات: اسم: oven – فر ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

کاسه ی مخلوط کردن جاییه که همه مواد با هم آشتی می کنن تا یه شیرینی خوشمزه درست کنن! مثال: She poured the flour and sugar into the mixing bowl. مشتق ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

مخزن نوشیدنی مخصوص مهمونی ها یا خانواده های پرجمعیت! شربت، آب میوه یا حتی چای سرد توش می ریزیم. مثال: The drink dispenser was filled with iced lemo ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

فرنچ پرس برای عاشق های قهوه ی دستی و خاص. فقط دونه آسیاب شده، آب داغ، و کمی صبر! مثال: He made his morning coffee with a French press. مشتقات: اسم: ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

قوری نماد خونسردی و مهمونی عصرونه. برای دم کردن چای با کلاس و ناز! مثال: I steeped the tea leaves in a ceramic teapot. مشتقات: اسم: tea – چای اسم: ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

قهوه ساز دوست وفادار صبح های خواب آلود! با دکمه ای ساده، رایحه ی زندگی رو جاری می کنه. مثال: I can’t start my day without my coffee maker. مشتقات: ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

سماور برقی نسخه ی مدرن سماور سنتی، مخصوص خونه هایی که چای همیشه باید حاضر باشه! مثال: We use an electric samovar for family gatherings. مشتقات: اسم ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

اسپری تمیزکننده برای نابودی لکه ها و چربی های سمج! بوی بعضی هاش هم واقعاً انگیزه تمیزکاری می ده. مثال: She sprayed the cleaner on the countertop an ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

تی وقتی فقط جارو کافی نیست و زمین واقعاً یه شست و شوی اساسی می خواد. مثال: I mopped the kitchen floor after dinner. مشتقات: اسم: mop – تی فعل: to ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

خاک انداز یار وفادار جارو! بی اون نصف گرد و خاک رو دوباره برمی گردونی تو خونه. مثال: He used a dustpan to collect the crumbs. مشتقات: اسم: dust – ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جارو برای وقتی که برنج ها از قابلمه فرار می کنن روی زمین! مثال: She grabbed the broom to sweep the kitchen floor. مشتقات: اسم: broom – جارو

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

دستمال کاغذی سریع، بی دردسر، و مورد علاقه همه برای پاک کردن ریخت و پاش فوری. مثال: I used a paper towel to wipe the spilled juice. مشتقات: اسم: pa ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

کیسه زباله اگه این نباشه، همه زباله ها تبدیل می شن به کابوس! مثال: Don’t forget to change the trash bag tonight. مشتقات: اسم: trash – زباله اسم: ba ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

دستمال ظرف دستمال پارچه ای برای خشک کردن یا پاک کردن ظرف ها. گاهی هم برای دکور استفاده می شه! مثال: The dishcloth was hanging on the oven handle. م ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

برس شست وشو برای وقتی که اسفنج کم میاره و باید با شدت بیشتری لکه ها رو پاک کرد! مثال: She used a scrub brush to clean the burnt pot. مشتقات: فعل: t ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

دسته از وسایل که شاید خیلی به چشم نیان، ولی اگه نباشن… آشپزخونه تبدیل می شه به صحنه جرم! 😅 وسایل نظافت و تمیزکاری ( Cleaning Supplies ) اگه تو هم ب ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

کفپوش سرامیکی سرد، سخت، و همیشه آماده پاک شدن! بدون اون آشپزخونه یه چیزی کم داره. مثال: She mopped the tile floor after dinner. مشتقات: اسم: tile ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

هود نجات دهنده هوای خونه! بوی قورمه سبزی رو قبل از اینکه بره تو لباسا می کشه بالا. مثال: Turn on the range hood while cooking. مشتقات: اسم: range ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

جزیره آشپزخانه یه کانتر جدا و خوشگل وسط آشپزخونه که روش غذا آماده می کنی یا فقط تکیه می دی و چای می خوری! مثال: The kitchen island has extra storage ...