پاسخهای کمیل
راهی برای نجات (مثلا از چیزی مثل عشق) وجو.د ندارد به انگلیسی چه میشود؟
Depending on the context: - There is no escaping/avoiding ... - There is no escape from ... - No way around it. Or these more general expressions: The die is cast. The writing is on the wall.
سلام. معادل فارسی power differential در متون اخلاق حرفه ای چی هست؟ مثل اینجا: Power differential is the role difference between two people that results in vulnerability on the part of the less empowered
تفاوت قدرت/عدم تقارن قدرت سازمانی
for example is reflected in less initiative or inhibition in self_organozation.
شاید این: ...برای نمونه در خود ابرازی کمتر یا بازداری در ساماندهی فردی منعکس می گردد.
امروز میخواهم شرایط جنگی دریای سرخ را به جنگ احتمالی ایران و آمریکا در خلیج فارس تعمیم بدم
That's one f-ed up sentence ( just my opinion). Here is my initial effort anyway: Today I 'm going to draw a parallel between the current conflict in the Red Sea and the hypothetical war between the USA and Iran in the Persian Gulf.
دقیقاً این جمله هستش Quit running your mouth فکر میکنم به معنی این باشه که ساکت شو و اینا شما معنی بهتری سراغ دارین؟ ❤️
خیلی حرف زدن. دهن (کسی) چفت و بست نداشتن. زیادی حرف زدن. چیزایی که نباید رو گفتن ... Examples: You're going to get us in trouble if you don't stop running your mouth. She's always running her mouth about other people's business.
اصطلاح "day trading" در دنیای بازار های مالی یعنی چی؟
معاملات روزانه برای این اصطلاح الان این مورد قبوله.
“Job” and “hire” are in italics because they're usually not literal job positions but metaphors for the underlying desire (job) that the buyer would turn to (hire) the content or experience to fulfill
اشاره به سبک فونت داره. برای نشون دادن تاکید و ... ممکنه به شکل استعاری برای تاکید یه قسمت از متن هم بکار بره بدون اینکه متنی که بهش اشاره میشه در واقع ایتالیک شده باشه.
از لحاظ معنی تقریبا یکی هستن. پس چه فرقی با هم دارن؟
شاید معادل فارسی که براشون میزارن تشابه معنایی بالایی داشته باشند، ولی معنای اصلیشون کاملا قابل تشخیصه. Examples: I'm supposed to get the books. قراره کتابارو بیارم(بگیرم) I'm gonna get the book. کتابارو میارم(میگیرم).
در مسابقه/ رقابت شرکت کردن.
تو این مثال. رد کردن. رد شدن. نایستادن.