نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make no secret of sth: چیزی را مخفی نکردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be second to none: دومی نداشتن - بی همتا بودن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
come off second best: مقام دوم را احراز کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
see nothing of sb: کسی را هیچ ندیدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
see a lot of sb: کسی را مرتب دیدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put money into sth: در چیزی سرمایه گذاری کردن - پول خود ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
see the color of the money: از توانایی مالی اطمینان داشتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
throw one`s money about: پول خود را حیف و میل کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
money makes money: پول پول می آورد
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
monkey about: شیطنت کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
monkey about with sth: با چیزی ور رفتن - چیزی را انگولک کر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
monster movies: فیلمهای ترسناک
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in a month of sundays: مدت های مدید
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do a moonlight flit: نصف شب به چاک زدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
moon over sb: همه هوش و حواس پیش کسی بودن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
render a service to sb: به کسی خدمتی کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
render sth down: آب کردن - ذوب کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a person of loose morals: آدم بی بند و بار
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
render sth up: تسلیم کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be morally certain: کاملا محتمل بودن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he rendered up his soul to god: جان به جان آفرین تسلیم کرد
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
arrange a rendezvous: قرار ملاقات گذاشتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be morbid: دل بد کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put me right if i am wrong: اگر اشتباه میکنم بگو
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the more fool you to go: خیلی احمقی که میخواهی بروی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let sth ride: به حال خود گذاشتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
here lie the mortal remains of: ( روی سنگ قبر ) اینجا آرامگاه ابدی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
every mortal thing: هر جور چیزی - هر جور کاری
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
see sb out: همراهی کردن - مشایعت کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be no mortal good to anybody: به درد کسی نخوردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
see through sb: دست کسی را خواندن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give a gesture: ادا در آوردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
merry war: نزاع خنده آور
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get sb to talk: کسی را به حرف درآوردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he gets it from his mother: از این جهت به مادرش رفته
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get a sight of: یک لحظه دیدن - یک نظر دیدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it gets me here: اینجایم درد می کند
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get told off: تنبیه شدن - توبیخ شدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get sb home: کسی را به خانه رساندن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get off lightly: قسر در رفتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get off cheaply: قسر در رفتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get off with sth: نجات پیداکردن از مجازاتی شدیدتر با ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get oneself up: خود را آراستن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get oneself up as: مثل . . . لباس پوشیدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lay the ghost of: خارج کردن روح شیطانی از بدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he looks like he has seen a ghost: انگار که جن دیده
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not have a ghost of chance: ذره ای شانس نداشتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be giddy with sth: از چیزی شاد و شنگول بودن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
gild the pill: شکر به داروی تلخ زدن - زهر چیزی را ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give a damn about sb: به کسی محل سگ نگذاشتن
١ سال پیش