نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give a decision: تصمیم خود را اعلام کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i will give you that: در این مورد با شما موافقم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give a groan: غر زدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get leave: مرخصی گرفتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get sth for nothing: مجانی به دست آوردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get time: وقت کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get sth to work: چیزی را به کار انداختن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
some distance: نسبتا دور
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
within hailing distance: در صدا رس
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep sb at a distance: با کسی به سردی رفتار کردن - به کسی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go the full distance: تا پایان دوام آوردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be on distant terms with each other: با هم میانۀ خوبی نداشتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be on distaff side: از طرف مادری - از طرف زن ( خویشاوند ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
of distinction: برجسته - ممتاز
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
distinctions of birth: تمایزات اجتماعی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ingrained with dirt: چرک مرده
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ingrained dirt: چرک مردگی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
feel inhibited: احساسات خود را سرکوب کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
without inhibition: راحت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the injured: آسیب دیدگان - مصدومان
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do sb an injury: به کسی صدمه زدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do sb an injustice: ظلم کردن به کسی
١ سال پیش
نوع مدال

پاسخ صحیح

-
بپرس
-
با سلام و احترام برندسازی مکان ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wipe that expression off your face: این قیافۀ مسخره را نگیر
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wipe the floor with sb: پوز کسی را به خاک مالیدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wipe that slate clean: گذشته ها را فراموش کن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be wise after the event: خرد پسکی داشتن - علاج واقعه بعد از ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be in the wilderness: عاطل و باطل ماندن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
send sb on a wild goose chase: کسی را دنبال نخود سیاه فرستادن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wildly read: پرخواننده - کتاب خوانده - اهل مطالع ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make sb wild: کفر کسی را درآوردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be in the right vein to do sth: دل و دماغ کاری را داشتن - حوصلۀ کار ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put sb wise: کسی را در جریان گذاشتن - به کسی ندا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wise sb up: فهمیدن - متوجه شدن - مطلع شدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
wipe that smile of your face: جلوی خنده ات را بگیر
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
under the veil of: زیر پوشش - در لفاف - به بهانه - به ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
take the veil: برگزیدن رهبانیت - ترک دنیا
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sift sth out: جدا کردن - سوا کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come into side: در دیدرس قرار گرفتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep out of sight: خود را از انظار پنهان کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this kitchen is a sight: این آشپزخانه خیلی درهم ریخته است
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep sight of sb: زیر نظر گرفتن فردی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep sight of sth: در مد نظر قرار دادن چیزی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be sick to death of sth: منزجر بودن از چیزی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there is absolutely no side to him: هیچ آدم خودخواهی نیست
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get on the right side of somebody: کسی را خوشحال و راضی کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on the big side: خیلی بزرگ
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on the right side of forty: زیر چهل سال ( در محاوره در مورد سن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take sb on one side: حرف خصوصی زدن با کسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
side with sb: طرف کسی را گرفتن
١ سال پیش