نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pan sth out: لاوک شویی کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
open pandora`s box: شر به پا کردن - فتنه برپا کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a pantile roof: بام سفالی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be overage: سن کسی زیاد بودن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be in short pants: بچه بودن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in transports: ( در مورد شادی، ترس، خشم و غیره ) د ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go out of use: از دور خارج شدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a used stamp: تمبر باطله
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go up the wall: جوش آوردن - خل شدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a wall of silence: سکوت محض
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take up residence in: اقامت گزیدن در
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a residence permit: اجازه اقامت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is our resident crossword fanatic: او پای دائمی جدول کلمات متقاطع ماست
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a faint resemblance: شباهت کم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a marked resemblance: شباهت آشکار
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to have a reshuffle: بُر زدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is left to his resources: به امان خدا رهایش کرده اند
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a last resources: تنها پناه - آخرین امید
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
resign to one` fate: رضا به قضا دادن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the resolution of a doubt: رفع شک
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a ski resort: پاتوق اسکی بازان - مجتمع اسکی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
scrupulously avoid sth: با دقت از چیزی اجتناب کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tickle sb`s ribs: کسی را خنداندن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that is just the ticket: همانی است که باید باشد
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lead sb to the altar: سر سفره عقد نشاندن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
peck at one`s food: بازی کردن با غذا ( به جای خوردن آن ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
peak time: ( تلویزیون ) ساعت پربیننده
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
peak and pine: تحلیل رفتن - لاغر شدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you are not the only pebble on the beach: تنها تو که نیستی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what a peach of a dress: چه لباس خوشگلی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a big pot: آدم کله گنده - آدم سرشناس
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go through the motions of doing sth: ادای کاری را درآوردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
see to sth: رسیدگی کردن به
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
motion sb to a chair: تعارف کردن به کسی برای نشستن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
seek permission: اجازه گرفتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the motoring public: جماعت اتومبیل سوار
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a patent untruth: دروغ محض - کذب محض
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is riding for a fall: دارد خودش را بدبخت می کند
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cast in the same mould: از یک سنخ - از یک تیپ
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be on the war path: عصبانی بودن - کفری بودن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
leaf mould: خاکِ برگ
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
break the mould of sth: سنت شکنی کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a mound of: کوهی از - تلی از
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they have given us a pretty mouldy pay increase this year: امسال یک اضافه حقوقی به ما دادند که ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
prop sth against: چیزی را تکیه دادن به . . .
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be in the secret: از قضیه مطلع بودن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be a secret fan of sth: طرف دار چیزی بودن بدون اینکه کسی بد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
at one remove from: از فاصله نزدیک - با یک واسطه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be a secret smoker: یواشکی ( دور از چشم دیگران ) سیگار ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a secret lover: در خفا معشوق داشتن
١ سال پیش