نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on a point of order: بر طبق مقررات - بر طبق نظامنامه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
periwinkle blue: آبی کمرنگ - آبی روشن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
place sb on a pedestal: کسی را به عرش اعلا رساندن - از کسی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep one`s pecker up: روحیۀ خود را حفظ کردن - خود را نباخ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a peasant farmer: خرده مالک
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a peasant farming: خرده مالکی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
open out to sb: با کسی ارتباط برقرار کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
open sth with sth: شروع کردن با - شروع شدن با
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
one sidedly: یک جانبه - مغرضانه - غیر منصفانه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lead sb up the garden path: کسی را گول زدن - سر کسی را شیره مال ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
run the gamut of sth: تمام اشکال مختلف چیزی را تجربه کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get sth down to a fine art: چیزی را به تمام و کمال یادگرفتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
debit entry: ثبت در ستون بدهکار
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make a check on: بازدید کردن - کنترل کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in poles apart: کاملا متفاوت بودن - یک دنیا با هم ف ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
up the pole: 1 - تو مخمصه - گرفتار 2 - غلط - اشت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
engage in polemic: وارد بحث شدن - درگیرِ بحث شدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
poison pen letter: نامۀ زهرآگین - نامۀ غرض آلود - نامۀ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fall within one`s cognizance: در صلاحیت کسی بودن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the coffers of state: بیت المال
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
turn one`s coat: رنگ عوض کردن - بوقلمون صفت بودن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
run on sb`s coattails: زیر علم کسی سینه زدن - خود را به کس ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in a clipped voice: با لحنی جویده
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
clip sb`s wings: بال و پر کسی را سوزاندن - مانع پیشر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hobson`s choice: انتخاب تحمیلی - انتخاب زورکی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
choke the life out of sb: نفس کسی را گرفتن - جان کسی را بالا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
turn cart wheels: چرخ فلک زدن - معلق زدن ( ماشین )
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
carve sth up: تکه تکه کردن - تقسیم کردن - پاره پا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be in the cart: تو هچل افتادن - در مخمصه بودن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make capital of sth: از چیزی به سود خود استفاده کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cap a story: داستان بهتری گفتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
set one`s cap at sb: دلبری کردن - شوهر به تور زدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bring sth to light: چیزی را روی دایره ریختن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what a brill idea: چه فکر بکری
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bridge over: غالب آمدن بر ( دشواری ها - موانع )
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be on the bottle: الکلی بودن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
theatre weapons: سلاح های نیمه استراتژیک - سلاح های ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go down town: به شهر رفتن - به مرکز شهر رفتن - به ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
with discretionary powers: صاحب الاختیار - تام الاختیار
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lay sb under a curse: به نفرین الهی دچار کردن - نفرین کرد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give a cursory glance at: نگاهی سرسری انداختن به
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be a nail in sb`s coffin: ( مجازی ) میخی بر تابوت کسی بودن - ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go beyond one`s cognizance: از صلاحیت کسی خارج بودن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be out of the frame: ( در مسابقه و غیره ) شرکت نداشتن - ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
nem con: متفقا - بدون هیچ مخالفتی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
fractional currency: اسکناس ریز - پول خرد
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fold one`s arms: دست به سینه گذاشتن - دست به سینه شد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it`s neck or nothing: هر چه باداباد
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let things drift: کارها را به حال خود رها کردن - امور ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be maternal to: مادرانه رفتار کردن با
١ سال پیش