نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he failed to materialize: نتوانست بیاید - حاضر نشد - نیامد
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
retail price maintenance: تثبیت قیمت خرده فروشی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
these roses retain their scent: این رزها عطرشان ماندگار است
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is an old family retainer: می شود گفت که او حکم اهل بیت را دار ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do several retakes: فیلمهای متعدد گرفتن - عکسهای متعدد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in retaliation for: به تلافیِ - به انتقامِ - در جوابِ
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a retinue of: خیلِ - جماعتِ - گروهی از
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take early retirement: بازنشسته شدن پیش از موعد
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cut sth into matchsticks: چیزی را باریک باریک بریدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be retooled: مجهز به ابزار تازه شدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
be gathered to one's fathers: ( ادبی ) به رحمت ایزدی پیوستن - فوت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a mat of hair: موی کرک - موی گوریده
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
by way of retort: به عنوان جوابِ
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
gather sth around oneself: چیزی را دور خود پیچیدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
an easy mark: آدم زودباور - آدم ساده لوح
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
retrace one`s steps: ردّ پای خود را گرفتن و برگشتن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
beside the mark: نامربوط - بی ربط - پرت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
order a retrial: قرار اعاده دادرسی صادرکردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be up to the mark for sth: با استاندارد خواندن - واجد شرایط بو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a retrograde step: سیر قهقرایی - حرکت واپس گرایانه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be below the mark for sth: زیر استاندارد بودن - با معیار نخوان ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
between you me and the gatepost: بین خودمان باشد - بین خودمون بمونه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in retrospective exhibition: نمایشگاه مرور بر آثار
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
like fury: سریع - حسابی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mark sb out for sth: کسی را برای چیزی نشان کردن - کسی را ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a reversal of roles: تغییر نقش
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fumble for words: دنبال کلمه گشتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spot a gap in the market: متوجه خلا در بازار شدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you were the very reverse of polite: رفتارتان خیلی از ادب به دور بود
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
market hall: بازارچه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
revert to type: به اصل خود برگشتن - ترقی معکوس کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
free sb from anxiety: کسی را از نگرانی درآوردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a pregnant pause: سکوتی معنا دار - درنگی پر معنی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
free bloomers: گیاهان پرگل
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get free of sb: از شر کسی خلاص شدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a pregnant silence: سکوتی معنادار - درنگی پر معنی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
resume one`s seat: دوباره سر جای خود نشستن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
retail at: به قیمت . . . فروش رفتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
send sb to his doom: نابود کردن - از بین بردن - به خاک س ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
talk the hind legs off a donkey: وراجی کردن - پر حرفی کردن - کله کسی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mud flats: زمین های باتلاقی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
swing the lead: از زیر کار دررفتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
creep up on sb: غافلگیر کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
flashily: پر زرق و برق - پر زلم زیمبو - به طر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a feast for the gods: ضیافت شاهانه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a flared skirt: دامن کلوش - دامن فون
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a fixing bath: داروی ثبوت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make a poor fist of sth: برای چیزی هیچ سعی نکردن - برای چیزی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
poor fish: ( محاوره ) بیچاره - حیوونکی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
with the best of intention: با منتهای حسن نیت
١ سال پیش