تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زن و شوهر شدن پیمان زناشویی بستن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مراسم ازدواج

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شهرهای بزرگ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خسارت به بار آوردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پوسته زمین Earthquake is a shaking, rolling, or sudden shock of the earth's surface. زمین لرزه یک تکان لرزشی، چرخشی یا ناگهانیِ پوسته زمین است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

صفت برای کاسه: کاسه کم عمق ( در مقابل کاسه عمق دار ) - - - > shallow bowl صفت برای بشقاب: بشقاب تخت ( در مقابل بشقاب ته گود ) - - - > shallow pl ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مهم ترین تعطیلی [طولانی ترین و اصلی ترین تعطیلی های یک کشور مثل تعطیلی عید نوروز یا کریسمس]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

باشگاه ورزش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حقیقت دارد "You have heard the crime?" Asked the judge? "Yes, sir. And I confess it is true. " قاضی پرسید: "اتهام خود را شنیدید؟" "بله جناب قاضی و ا ...

پیشنهاد
٠

انتظارات کسی را برآورده کردن انتظارات طرف مقابل خود را برآورده کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مشکلات ازدواج مشکلات زندگی زناشویی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

طی سالها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زبان جهانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Cultural ties روابط فرهنگی Economic ties روابط اقتصادی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زبان جهانی به عنوان مثال زبان اسپرانتو یکی از موفق ترین زبان های جهانی است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

⚠️ این فعل اغلب در بافت عامیانه بکار می رود. [برای ترجمه ی عامیانه از صرف مناسب استفاده کنید] مثلا برم بگردم/ بریم بگردیم و . . . Ex. Then why do ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برای تفریح و سرگرمی تفننی Ex. Reading for interest مطالعه برای سرگرمی خواندن تفنی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

☆ One's eyes meet another one's با کسی چشم تو چشم شدن He turned, and his eyes met Huckleberry's. رویش را برگرداند و با هاکلبری چشم تو چشم شد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آبشار یوسیمیتی [ پس از آبشار آنجل، دومین آبشار بلند جهان است ]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

☆ Enjoying something لذت بردن از . . . Ex. Enjoying the arts لذت بردن از هنر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

⚠️ دقت شود که در نقش قیدی، الزاما به صورت عالی ترجمه نمی شود و می تواند معادل های دیگری هم داشته باشد. در مثال زیر best در نقش قید است و مترجم معادل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

معادل "خیلی دیر" یا عامیانه تر "خیلی دیره" یکی از ترجمه های صحیح هستند👇 Ex. I started for school very late that morning. آن روز صبح، خیلی دیر به س ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

احتمال داشت Ex. Had he travelled? It was probable, for no one knew the world better than he. آیا سفر کرده بود؟ احتمال داشت چون هیچکس دنیا را بهتر ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

☆ Be probable احتمال داشتن Ex. Had he travelled? It was probable, for no one knew the world better than he. آیا سفر کرده بود؟ احتمال داشت چون هیچک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

موانع

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در روزگار ِ . . .

پیشنهاد
٠

روش مکالمه طبیعی یا راحت [ روشی که بر برقراری مکالمه به صورت راحت و بدون نگرانی از اشتباهات تمرکز دارد ]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شخص پول دوست آدم پول پرست Ex. Lover of silver will never be satisfied with silver. شخص پول دوست هرگز از پول سیر نمی شود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شاید اونوقت Ex. Perhaps then you would have been satisfied with me! شاید اونوقت از دستم راضی می شدی!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

☆ Be satisfied with sth/sb از چیزی/کسی راضی بودن Ex. I'm satisfied with my work. من از شغلم راضی هستم. . . * برای انسان می توانید به اینصورت هم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پی بردن که . . . Ex. We learn language from childhood and discover that we have to apply certain rules of grammar if we are to be understood. ما ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از کودکی Ex. We learn language from childhood and discover that we have to apply certain rules of grammar if we are to be understood. ما از کودکی ز ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" تا چه مدت " می تواند معادل صحیحی باشد👇 Ex. Nobody knows how long it is possible for a human being to live. هیچکس نمی داند انسان تا چه مدت می توا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

همچنانکه Ex. No one knows all the reasons why languages change, but they continue to do so as long as people speak them. هیچکس تمام دلایل تغییر و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

☆ Languages change تغییر و تحول زبان ها Ex. No one knows all the reasons why languages change. هیچکس تمام دلایل تغییر و تحول زبان ها را نمی داند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پرواز Ex. Men began to go up never sure where or when they would land. انسانها پرواز را آغاز کردند در حالیکه اصلا مطمئن نبودند که کی و کجا فرود خوا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در مورد پرواز و امور هواپیمایی/فضایی 👇 برخاستن از زمین ⚠️در این حالت فعل leave را " ترک کردن " ترجمه نکنید. Ex. In 1783 after centuries of talk ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بحث در مورد . . . بحث درباره . . . Ex. In 1783 after centuries of talk about flying, man finally found a way to leave the ground. در سال ۱۷۸۳ پس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در زمان های دور Ex. Once, long age, the air belonged to the birds and insects. روزگاری، در زمان های دور، آسمان تنها متعلق به پرندگان و حشرات بود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بلند تلفظ کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

باشگاه شنا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

واقعیت را انکار کردن واقعیت را تحریف کردن Ex. Don't fiddle while people die, Mr President. آقای رئیس جمهور واقعیت را تحریف نکنید در حالیکه مردم جان ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نقره استرلینگ ( Sterling Silver ) یک آلیاژ رایج نقره است که از ۹۲. ۵ درصد نقره خالص و ۷. ۵ درصد فلزات دیگر ( معمولاً مس ) تشکیل شده است و با علامت "۹ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سبک اجتماعی Ex. Don't copy everything that people do, but try some of their techniques. It will help you develop your own social style. هر کاری که ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

از پسش بر میای! از عهده اش بر میای!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بیرون زدن Ex. Life is like a blanket too short. You pull it up and your toes rebel, you yank it down and shivers meander about your shoulder. ( Howa ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پایین کشیدن Ex. Life is like a blanket too short. You pull it up and your toes rebel, you yank it down and shivers meander about your shoulder. ( Ho ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کمک ویراستار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کاربرد شکل منفی👇 ☆ Not bring oneself to do something دلش رضا نمی داد یا راضی نمی شد دست و دلش نمی رفت