تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ Languages change تغییر و تحول زبان ها Ex. No one knows all the reasons why languages change. هیچکس تمام دلایل تغییر و تحول زبان ها را نمی داند.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پرواز Ex. Men began to go up never sure where or when they would land. انسانها پرواز را آغاز کردند در حالیکه اصلا مطمئن نبودند که کی و کجا فرود خوا ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در مورد پرواز و امور هواپیمایی/فضایی 👇 برخاستن از زمین ⚠️در این حالت فعل leave را " ترک کردن " ترجمه نکنید. Ex. In 1783 after centuries of talk ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بحث در مورد . . . بحث درباره . . . Ex. In 1783 after centuries of talk about flying, man finally found a way to leave the ground. در سال ۱۷۸۳ پس ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زمان های دور Ex. Once, long age, the air belonged to the birds and insects. روزگاری، در زمان های دور، آسمان تنها متعلق به پرندگان و حشرات بود.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بلند تلفظ کردن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باشگاه شنا

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

واقعیت را انکار کردن واقعیت را تحریف کردن Ex. Don't fiddle while people die, Mr President. آقای رئیس جمهور واقعیت را تحریف نکنید در حالیکه مردم جان ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نقره استرلینگ ( Sterling Silver ) یک آلیاژ رایج نقره است که از ۹۲. ۵ درصد نقره خالص و ۷. ۵ درصد فلزات دیگر ( معمولاً مس ) تشکیل شده است و با علامت "۹ ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سبک اجتماعی Ex. Don't copy everything that people do, but try some of their techniques. It will help you develop your own social style. هر کاری که ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

از پسش بر میای! از عهده اش بر میای!

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بیرون زدن Ex. Life is like a blanket too short. You pull it up and your toes rebel, you yank it down and shivers meander about your shoulder. ( Howa ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پایین کشیدن Ex. Life is like a blanket too short. You pull it up and your toes rebel, you yank it down and shivers meander about your shoulder. ( Ho ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کمک ویراستار

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کاربرد شکل منفی👇 ☆ Not bring oneself to do something دلش رضا نمی داد یا راضی نمی شد دست و دلش نمی رفت

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

ساعات متمادی

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یه روزایی My parents think I'm fine. My friends think I'm fine. Some days even I think I'm fine. But I'm not. I'm not fine at all. And I don't k ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خوشبختی ساختنیه، نه یافتنی خودت باید خوشبختی رو بسازی

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بسیار آشفته و درهم

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

آدم ها Ex. Life is like a blanket too short. You pull it up and your toes rebel, you yank it down and shivers meander about your shoulder; but cheer ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دم مرگ بودن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دم مرگ بودن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ I hope you're doing fine امیدوارم حالت خوب باشه

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حالا مشخص شد!

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جریان عبوری از . . . Ex. Amount of blood flowing through the kidneys مقدار جریان خون عبوری از کلیه ها

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فنون تبلیغات

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از . . . به . . . کاهش یافتن از . . . به . . . کاهش پیدا کردن Ex. The average amount of blood pumped by the heart drops from about 6. 9 liters per m ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سالهای آینده

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ Throw something at. . . به طرف ِ. . . چیزی پرتاب کردن چیزی را به طرف ِ . . . پرت کردن Ex. People sometimes threw stones at carriages. گاهی اوقات ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نگهبان جاده ی عوارضی

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کالسکه بخار

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با قطار سفر کردن Ex. If you are catching a train, it is always better to be comfortably early than even a fraction of a minute too late. اگر قرار ا ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

پشت سر خود بر جای گذاشتن Ex. Each time a meteor crosses the atmosphere, it leaves behind a short trail of ionized particles. هر بار که شهاب از جو ر ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هر بار که Ex. Each time a meteor crosses the atmosphere, it leaves behind a short trail of ionized particles. هر بار که شهاب از جو رد می شود، دنبال ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جدا از هم / بدون هم Ex. Divided We Fall جدا از هم شکست می خوریم بدون هم می بازیم

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غذاهای سالم ( برخلاف junk food: هله هوله )

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ در هنگام ترجمه ی شکل منفی، می توان از حرف اضافه ی " تا " برای روان شدن ترجمه استفاده کرد. برای مثال 👇 "وقت ندارم تا فلان کار را انجام بدم" Ex. ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

وارد شدن Ex. Many people joined the game, but a few chose not to practice. افراد زیادی وارد بازی شدند، ولی چند نفر تصمیم گرفتند شرکت نکنند.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یونیزه شده Ex. Each time a meteor crosses the atmosphere, it leaves behind a short trail of ionized particles. هر بار که شهاب از جو رد می شود، دنبا ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد

مثال👇 Ex. Languages are taught by the direct method, that is to say, without using students own language. زبان ها به روش مستقیم آموزش داده می شوند ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

این ور و اون ور Ex. The children ran round and round the playground until they were exhausted. بچه ها توی زمین بازی آنقدر این ور و اون ور دویدن تا ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ Begin to be unkind to someone بنای نامهربانی با کسی گذاشتن Ex. After a time she began to be unkind to me. بعد از مدتی او بنای نامهربانی را با من ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بعد از مدتی Ex. After a time she began to be unkind to me. بعد از مدتی او بنای نامهربانی را با من گذاشت.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بنای ناسازگاری/نامهربانی با کسی گذاشتن Ex. After a time she began to be unkind to me. بعد از مدتی او بنای نامهربانی را با من گذاشت.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

در برگرفتن Ex. An Islamic current is sweeping the Middle East. موج گرایش به اسلام خاورمیانه را در برگرفته است.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برکنار شدن Ex. Mr. Jackson was dismissed as head of the trade union. آقای جکسون از مقام ریاست اتحادیه صنفی برکنار شد.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

☆ A long way راه زیادی Ex. There is a long way to go before an agreement can be reached. تا دستیابی به یک توافق راه زیادی مانده است.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Ex. He is a great writer and has been making headline in recent years. او یک نویسنده بزرگ است و در سالهای اخیر نامش در صدر اخبار بوده است.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در نبرد پیروز شدن پیروزی در نبرد