پیشنهادهای alireza.D (٢٢٤)
اگر فقط همین جمله stay away گفته بشه . حالت امری پیدا می کنه . به معنی 🖐️ جلو نیا
Is there a shuttle service to the airport. سرویس حمل و نقل به فرودگاه دارید ؟🚕✈️
They have been treating us harshly. آنها با خشونت ، به تندی . با ما رفتار کردند 😔
I haven't come here to pick flaws. من اینجا نیومدم که عیب جویی کنم 🤷
We will hand over the house on September 10th ما ۱۰ سپتامبر خانه را تحویل می دهیم
You took away my authorization تو اختیارات منو ازم گرفتی 😒
May I see your authorization for this ممکنه مجوز قانونی شما رو برای این کار ببینم 👮🚔
If you don't stop smoking , iam going to tell on you. اگه سیگار کشیدن رو متوقف نکنی ، من تو رو لو میدم 🤨
از فرصت استفاده کردن ، I would like to take occasion to thank my kind host . می خواهم از فرصت استفاده کرده و از میزبان مهربانم سپاسگزاری کنم. 🙏
حالت عادی خودم . حالت عادی خودش . 🤔
غیر عمد
تحویل گرفتن ، وارد کردن
بارگیری کردن . The ship took on cargo in bandar abbas کشتی بار را در بندر عباس بارگیری کرد 🤔
Don't go all of a sudden. یهو ی نرو 🤨 What happened all of a sudden? چی شد یهویی ؟😳
He rushed down here او با عجله اومد اینجا 🤔
خیلی مشتاق بودن ، خیلی راغب بودن ، تمایل زیاد داشتن 🤔
دیوانه کننده
I have no fond memories of love من هیچ خاطره خوبی از عشق ندارم 😔💔
I will never let you down هرگز نا امیدت نمیکنم . 🙄
باز گرداندن یا برگرداندن ، چیزی به حالت یا موقعیت قبلی 🤔
کلمه consume در واقع به معنای مصرف کردن یا استفاده کردن از چیزی برای هر منظوری استفاده می شود، نه فقط محدود به خوردن و آشامیدن. به طور کلی، می تواند ...
چه تاثیری دارد ، چه معنی میده ، یا چه تفاوتی میکنه ( عامیانه , که چی بشه ) این عبارت در حال سادگی ، برای خواستن توضییح بیشتر برای درک بهتر یک وضعیت ...
The police took away my passport so l cant travel پلیس پاسپورت منو گرفت بنابراین نمیتونم سفر کنم 🤷
چیزی را از کسی گرفتن . The teacher took my mobile away until the end of the lesson. معلم تلفن همراه منو تا پایان کلاس ازم گرفت 😒
به محل دیگری بردن . The police took him away for questioning پلیس برای بازجویی به محل دیگری برد
Even the rain couldn't take away from the excitement of the game حتی بارون هم نتونست از هیجان بازی کم کنه👌
Sara has forgiven Ali and taken him back سارا ، علی را بخشید و برگشت پیشش🥰
Play that game took me back to my childhood انجام دادن اون بازی منو به دوران کودکیم برگردوند🥳
علیه کسی موضع گرفتن. He took against me when i was promoted over him وقتی موقعیت شغلی من از او بالاتر شد، علیه من موضع گرفت 🤥
die of a broken heart دق کردن ، از غصه زیاد مردن 😔 She died of a broken heart soon after the disaster
I broke up with , him, her باهاش به هم زدم . فرقی نمیکنه مرد یا زن . جنسیت تاثیری نداره 🥳
Put him through وصلش کن . ( تلفن )
I can't afford it نمیتونم از پسش بربیام🙄
I can keep you up میتونم درکت کنم
That last minute goal had me on the adge of my seat آن گل دقایق پایانی منو روی صندلی میخ کوب کرد 😳
ما میتوانیم as such را با یک جمله منفی استفاده کنیم تا بگوییم چیزی دقیقا آن چیزی که مطرح شده ، نیست He is not a singer as such , he only sings to him ...
The می تونه قبل از صفت استفاده بشه تا آن را به اسم جمع تبدیل کنه . 👌 The unemployed are worried about the future بیکاران نگران آینده هستند 🤷
عبارتهای که با that می آیند ، نمیتوانند مستقیم بعداز حروف اضافه بیایند ، بنابراین بهتر است که از اصطلاح the fact قبل از that استفاده کنیم Despite ...
He has no principles او به هیچ چیز پایبند نیست . اصول اخلاقی مانند درستی ، صداقت ، خوش رفتاری ، وقتی می گوییم کسی اصول اخلاقی نداره، به این معناست ک ...
چندشم اومد ، شد مورمور شدن . 😬
But Everything was changed when you come along اما وقتی تو اومدی ، همه چیز تغییر کرد . ❤️ دروغ میگه😉
My french is not up to much فرانسه من خیلی خوب نیست 🤷
سرزنش کردن . گیر دادن . انتقاد کردن. I am not having a go at you . Don't be sensitive
آش کشک خالته ، بخوری پاته ، نخوری پاته 🤫
Do you want to have a shot می خوایی امتهان کنی ؟, , 🤔
Nowadays landing a good husband is difficult. این روز ها گیر آوردن شوهر خوب سخته😉
He resents of my success اون از موفقیت من دلخوره 🤒
به سختی . با تقلا . The patient spoke with effort بیمار به سختی حرف میزد
My efforts paid off. تلاشهای من نتیجه داد . به نتیجه رسید 👌
I have a nodding acquaintance with him. من آشنایی کمی با او دارم، در حد سلام علیک