تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اگر فقط همین جمله stay away گفته بشه . حالت امری پیدا می کنه . به معنی 🖐️ جلو نیا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Is there a shuttle service to the airport. سرویس حمل و نقل به فرودگاه دارید ؟🚕✈️

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

They have been treating us harshly. آنها با خشونت ، به تندی . با ما رفتار کردند 😔

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

I haven't come here to pick flaws. من اینجا نیومدم که عیب جویی کنم 🤷

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

We will hand over the house on September 10th ما ۱۰ سپتامبر خانه را تحویل می دهیم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

You took away my authorization تو اختیارات منو ازم گرفتی 😒

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

May I see your authorization for this ممکنه مجوز قانونی شما رو برای این کار ببینم 👮🚔

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

If you don't stop smoking , iam going to tell on you. اگه سیگار کشیدن رو متوقف نکنی ، من تو رو لو میدم 🤨

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از فرصت استفاده کردن ، I would like to take occasion to thank my kind host . می خواهم از فرصت استفاده کرده و از میزبان مهربانم سپاسگزاری کنم. 🙏

پیشنهاد
٠

حالت عادی خودم . حالت عادی خودش . 🤔

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

غیر عمد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تحویل گرفتن ، وارد کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

بارگیری کردن . The ship took on cargo in bandar abbas کشتی بار را در بندر عباس بارگیری کرد 🤔

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

Don't go all of a sudden. یهو ی نرو 🤨 What happened all of a sudden? چی شد یهویی ؟😳

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

He rushed down here او با عجله اومد اینجا 🤔

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

خیلی مشتاق بودن ، خیلی راغب بودن ، تمایل زیاد داشتن 🤔

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دیوانه کننده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

I have no fond memories of love من هیچ خاطره خوبی از عشق ندارم 😔💔

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

I will never let you down هرگز نا امیدت نمیکنم . 🙄

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

باز گرداندن یا برگرداندن ، چیزی به حالت یا موقعیت قبلی 🤔

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٢

کلمه consume در واقع به معنای مصرف کردن یا استفاده کردن از چیزی برای هر منظوری استفاده می شود، نه فقط محدود به خوردن و آشامیدن. به طور کلی، می تواند ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

چه تاثیری دارد ، چه معنی میده ، یا چه تفاوتی میکنه ( عامیانه , که چی بشه ) این عبارت در حال سادگی ، برای خواستن توضییح بیشتر برای درک بهتر یک وضعیت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

The police took away my passport so l cant travel پلیس پاسپورت منو گرفت بنابراین نمیتونم سفر کنم 🤷

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

چیزی را از کسی گرفتن . The teacher took my mobile away until the end of the lesson. معلم تلفن همراه منو تا پایان کلاس ازم گرفت 😒

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به محل دیگری بردن . The police took him away for questioning پلیس برای بازجویی به محل دیگری برد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

Even the rain couldn't take away from the excitement of the game حتی بارون هم نتونست از هیجان بازی کم کنه👌

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

Sara has forgiven Ali and taken him back سارا ، علی را بخشید و برگشت پیشش🥰

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Play that game took me back to my childhood انجام دادن اون بازی منو به دوران کودکیم برگردوند🥳

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

علیه کسی موضع گرفتن. He took against me when i was promoted over him وقتی موقعیت شغلی من از او بالاتر شد، علیه من موضع گرفت 🤥

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

die of a broken heart دق کردن ، از غصه زیاد مردن 😔 She died of a broken heart soon after the disaster

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

I broke up with , him, her باهاش به هم زدم . فرقی نمیکنه مرد یا زن . جنسیت تاثیری نداره 🥳

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

Put him through وصلش کن . ( تلفن )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

I can't afford it نمیتونم از پسش بربیام🙄

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

I can keep you up میتونم درکت کنم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

That last minute goal had me on the adge of my seat آن گل دقایق پایانی منو روی صندلی میخ کوب کرد 😳

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

ما میتوانیم as such را با یک جمله منفی استفاده کنیم تا بگوییم چیزی دقیقا آن چیزی که مطرح شده ، نیست He is not a singer as such , he only sings to him ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

The می تونه قبل از صفت استفاده بشه تا آن را به اسم جمع تبدیل کنه . 👌 The unemployed are worried about the future بیکاران نگران آینده هستند 🤷

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

عبارتهای که با that می آیند ، نمیتوانند مستقیم بعداز حروف اضافه بیایند ، بنابراین بهتر است که از اصطلاح the fact قبل از that استفاده کنیم Despite ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

He has no principles او به هیچ چیز پایبند نیست . اصول اخلاقی مانند درستی ، صداقت ، خوش رفتاری ، وقتی می گوییم کسی اصول اخلاقی نداره، به این معناست ک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چندشم اومد ، شد مورمور شدن . 😬

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

But Everything was changed when you come along اما وقتی تو اومدی ، همه چیز تغییر کرد . ❤️ دروغ میگه😉

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

My french is not up to much فرانسه من خیلی خوب نیست 🤷

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سرزنش کردن . گیر دادن . انتقاد کردن. I am not having a go at you . Don't be sensitive

پیشنهاد
٠

آش کشک خالته ، بخوری پاته ، نخوری پاته 🤫

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Do you want to have a shot می خوایی امتهان کنی ؟, , 🤔

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

Nowadays landing a good husband is difficult. این روز ها گیر آوردن شوهر خوب سخته😉

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

He resents of my success اون از موفقیت من دلخوره 🤒

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

به سختی . با تقلا . The patient spoke with effort بیمار به سختی حرف میزد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

My efforts paid off. تلاشهای من نتیجه داد . به نتیجه رسید 👌

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

I have a nodding acquaintance with him. من آشنایی کمی با او دارم، در حد سلام علیک