پیشنهاد‌های شهرزاد رضایی (٢,١٨٤)

بازدید
٢,٥٧٦
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مشت زدن ، متلک پرانی ، تیکه انداختن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بهینه سازی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فهمیدن ، درک کردن ، شیر فهم شدن ، شیر فهم کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

تفکر قالب شده و کلیشه ای که منجر به پیش داوری های گمراه کننده است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برای مورد . . . هم صدق میکند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ران چاق و تپل ران های ( پا ) عضلانی و چاق

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شاید تقصیر منه، شاید من در اشتباه هستم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

بیش از حد واکنش نشان دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بینایی سنجی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

مردن و جان دادن چشم پوشی کردن از چیزی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نام سریال پلیسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بدون پشیمانی ، بی وقفه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ساده گرفتن ، ساده انگاری ، از اهمیت چیزی کم کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

عکس العمل منفی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

که است . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خیلی ها مثل تو هستند ، مثل تو هم هستش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قدرتمند ( صفت است )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

احتمال داشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در محدوده ای از. . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بدون دلبستگی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

پس گرفتن ، برگرداندن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به عنوان بخشی از این

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اهمال کار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حماقت، لوس بازی ، دیوونه بازی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شروع به داشتن استانداردها در عادات و رفتار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از نفس افتادن ، نفس نفس زدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نام زن ، نام جنس مؤنث

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

موعظه گر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

, اجتماعی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بی رمق کردن ، تهی کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

هم معنی پشمک میدهد و هم معنی هر چیز ظاهراً جذابی که در واقع ، بی ارزش است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دور زدن ، مشغول شدن، حول یک محور چرخیدن ، سر کاری بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کنار کشیدن سریع و رفتن از مکانی به سرعت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نون شکل گره ، یا چوب شور ( ترجیحاً شیرین )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کوچکتر از اندازه ی استاندارد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

اخیراً ، به تازگی ، جدیدا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تا انتهای

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دستمزد خیلی بالا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

معنی رسماً هم می دهد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

فقط به خاطر. . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ایستگاه جمع آوری ، محلی است که خدمه ی نجات قبل از سوار شدن به کشتی نجات همگی یک جا جمع میشوند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ایستگاه جمع آوری ( لوازم ) محل جمع آوری ( مثلاً کمک های مالی و مردمی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از قبل چیدمان نشده ، از قبل برنامه ریزی نشده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

University of hard knocks آموزش از طریق تجربیات سخت زندگی ، تجربه کردن باعث یادگیری شود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

راضی ، خرسند ( صفت است )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هندونه زیربغل کسی دادن ، تملق گویی