پیشنهاد‌های شهرزاد رضایی (٢,١٨٤)

بازدید
٢,٥٧٠
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

عجین کردن ، عجین شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جریان تغییر یافته ، اوضاع عوض شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

مغایرت داشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بال پرواز کسی را بریدن ( آزادی را از کسی گرفتن ) بال و پر کسی را چیدن و قیچی کردن، اجازه رشد و استقلال به کسی ندادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

معنی چرخه هم میدهد To manage the carousel of disappointment and grief برای مدیریت چرخه ناامیدی و غم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گلدهی ، گل دادن A new plant flowering گل دادن یک گیاه جدید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قدرت شگفت انگیز ، قدرت ماوراءالطبیعه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پذیرای چیزی بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ترک کردن عملی ، پیاده شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حسادت میکند ( او ) در سوم شخص مفرد She dislikes that she envies other people's lives او دوست ندارد که به زندگی دیگران حسودی کند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

واسطه ، میانجی ( صفت ) ، قادر ساختن ( فعل )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

همکاری کردن ( فعل )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جوانک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

طی کردن مسیری ، پیموده اند ، پیموده اید ، پیموده ایم ( به جز سوم شخص )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

صفت است به معنای ماهر ، زبر دست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پوشش دادن ( فعل ) ، احاطه کردن ، در لفافه قرار دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

با سخنی از چیزی حفاظت کردن ، با زور زدن چیزی را کسب کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بی اعتبار کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ذره ذره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تا زمانی که تو در . . . هستی تا وقتی که تو در . . . هستی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

فانتزی ، تجملی، دنگ و فنگ اضافه ، رویایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

دقیقاً درست ، کاملاً درست، بدون عیب و نقص، بدون کاستی ، تمام و کمال

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تا حدی خوب بودن ، تا حد کافی، خوب بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

موضع ( قدرت و. . ) را واگذار کردن ، ترک موضع کردن، کوتاه آمدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مبنا ، نقطه ی اتکا در عمل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ترسان ، ترسناک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ورز دادن ( خمیر ) مشت و مال دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

محدود کردن چیزی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

سر و کله کسی پیدا شدن ، به صورت غیر منتظره پدیدار شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خودت را دریاب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیمایش کردن ، پیمایش شده ( صفت ) ، اندازه گیری کردن ( فعل ) ، اندازه گیری شده ( صفت )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دوباره شکل دادن ( رابطه )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

درک کردن کسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رو در رو ، در مقابل . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

واسطه و عامل تسهیل کننده ( در روانشناسی ، فردی که رفتارهای خودشیفته را دست کم میگیرد و ناخواسته به قربانیان آسیب میزند از طریق انتقال اطلاعات قربانی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تبدیل به اسلحه کردن چیزی برای اعمال زور یا تهدید و ارعاب برای رسیدن به هدف و سوءاستفاده

پیشنهاد
٠

سردر گم کردن کسی ، گیج کردن کسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مورد نیاز ( صفت است )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

علوم کامپیوتر ( رشته )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تدابیر امنیتی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خردمندانه ، هوشمندانه ، از روی ذکاوت و تیزهوشی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

علناً، آشکارا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مکیده شده ( صفت است )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بازنگری ، تغییر دید و نگرش ، اصلاح و بررسی مجدد در نگرش چیزی ، بازبینی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

The throes of در کشاکش . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

موقعیت خطر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تغییر دادن الگوی های ناسالم که از دوران کودکی دریافت شده اند یا آموخته شده اند به الگوهای جایگزین سالم