تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

ترس از زندگی معمولی ( ترس از این که یک زندگی معمولی داشته باشید ) . زندگی که بتونید به راحتی نیازهاتون رو برآورده کنید و بدون فشار یا استرس زیاد زند ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

نظریه سائقه/رانه/سائق به شرایطی درونی گفته می شود که رفتار را فعال می کند و به آن جهت می دهد. مترادف: theory of drives drive doctrine

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

ساکن شدن. مترادف: live/ dwell

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

پنهان کردن/ قایم کردن. متراف: Hold back/ Hold in

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

1. بسیار سرد/ خیلی سرد/ منجمد. 2 . سردمزاج ( ار نظر جنسی ) . مترادف: Cold

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

1. [هوای] دلگیر/مایوس کننده/ تاریک. 2. غگمین/ افتضاح/ بسیار بد/ اندوهگین. مترادف: Drear/Disconsolate

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

( عامیانه ) 1. موی دماغ, مزاحم. 2. یک چیز یا شخص دشوار یا آزاردهنده. 3. یک چیز یا شخص نفرت انگیز.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

( عامیانه ) 1. در حال حرکت مداوم/ دائما در حال حرکت/ در حال کار. 2. رفتن به طور غیرمنتظره یا با عجله.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٩

( عامیانه ) کسی که زیاد تلویزیون نگاه می کنه و ورزش نمیکنه. به فردی که درکل دچار فعالیت های کم تحرکه و تنبله هم گفت میشه.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

عاشق شدن. ایجاد احساسات شدید دلبستگی و عشق، معمولاً نسبت به شخص دیگری.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

( عامیانه ) به شخصه/ شخصا.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

( عامیانه ) بیش از حد مهم و گنده/ خیلی کله گنده.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

( عامیانه ) عوام الناس/ توده ی مردم/ مردم کوچه و بازار/ یک فرد متوسط / فرد معمولی. مترادف: average person

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

( عامیانه ) کم آوردن. ناتوانی در صحبت کردن یا بیان فکر به این دلیل که فرد شگفت زده می شود. مثال: he told me what she’d done to him I was lost fo ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

( عامیانه ) از خودراضی/ازخودمتشکر/خودمهم پندار.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

( عامیانه ) توجه دیگران را جلب کردن/ چشم همه را خیره کردن/ سرها به طرف کسی یا چیزی چرخیدن. مثال: The deliveryman always turned heads as he walked ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

( عامیانه ) کسی چیزی سرش نبودن/ مغز متفکری نبودن.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

دستور زبان جهانی ( به اختصار UG ) . یک نظریه در زبان شناسی است که بر این فرض استوار است که همه زبان های طبیعی، ویژگی های مشترکی دارند. این ویژگی ها، ...

پیشنهاد
٠

دستور زبان گشتاری ( به اختصار TG ) . یک نظریه زبان شناسی است که سعی می کند توضیح دهد که چگونه کلمات در جمله با هم ارتباط برقرار می کنند.

پیشنهاد
١

نظریه حاکمیت و مرجع گزینی ( به اختصار GBT ) . یک نظریه زبان شناسی است که سعی می کند ساختار جمله های زبان طبیعی را توضیح دهد.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

غیرعادی/عادت نداشتن/ناآشنا. مترادف: Ignorant

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

واجد شرایط شدن/ صلاحیت داشتن. مترادف: Sitpulate Dispose

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

1. مرد مجرد. 2. شخصی که دارای مدرک لیسانسه. مترادف: Unmarried man Bach

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

داده - اسم ( غیر قابل شمارش ) We need to collect more data اطلاعات - اسم The data shows a clear trend داده ها - اسم ( قابل شمارش - بیشتر در کاربرد ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

سختی/بی نوایی/مشکل. مترادف: rigorousness severity

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

شجاع - صفت The gallant knight rescued the princess دلاور - صفت He made a gallant attempt to save the child جوانمرد - صفت It was gallant of him to o ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

خالی - صفت The house is vacant بدون متصدی - صفت The position is currently vacant پوچ - صفت ( نگاه یا حالت چهره ) She had a vacant stare بی فکر - ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

سوگند - اسم He took an oath to tell the truth قسم - اسم She swore an oath of loyalty ( در قدیم - به معنی فحش ) ناسزا - اسم With a violent oath he ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

تدبیر/درایت - اسم She handled the situation with tact رعایت آداب - اسم He showed great tact in his response نزاکت - اسم It wasn't an issue to addre ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

مشتاق - صفت He is a keen swimmer تیز - صفت The knife has a keen edge علاقه مند - صفت She is keen on learning new things شدید - صفت The competition ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

حسود - صفت He is jealous of his brother's success حسادت برانگیز - صفت Her promotion made me jealous. غیرتی - صفت ( در مورد عشق و روابط ) He's ver ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

ترک کردن/ رها کردن.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

( عامیانه ) آدم عیش به هم زن/ مهمونی خراب کن/ پارتی خراب کن. ( کسی که مهمونی رو زود ترک می کنه ) .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

( عامیانه ) 1. کسی که به طور غیرمنتظره در یک مسابقه برنده می شود. 2. شخص مرموز، آدم ناشناخته، چهره نو، شخصی که از زندگی اش به بقیه چیزی نمی گوید. ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

( عامیانه ) باران بسیار شدید/ باران بسیار سخت.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

( عامیانه ) سر به سر کسی گذاشتن.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

( عامیانه ) فوق العاده شاد بودن / از شادی در پوست خود نگنجیدن / از خوشحالی روی ابرها بودن.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

تنفس جعبه ای/ تنفس چهارمربع. تنفسی عمیق که توسط افراد تحت استرس استفاده می شود. تنفسی که تا 4 ثانیه دم نگه دااشته میشه و تا 4 ثانیه هم بازدم نگه داش ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

1. تقویم. 2. [عامیانه] یک ماه.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

( عامیانه ) خیکی، چاقالو، گامبو.

پیشنهاد
١

( ضرب المثل ) احمق ها به جایی هجوم میبرن که فرشته ها از پا گذاشتن به اونجا میترسن. کنایه از آدم های احمقی که بدون فکر، برنامه ریزی یا آمادگی کامل ت ...

پیشنهاد
١

( ضرب المثل ) احمق و پولش به زودی از هم جدا میشن. یعنی احمقا بدون در نظر گرفتن و فکر کردن خریدهای بیهوده می کنن!

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

( عامیانه ) قرص تلخ. کنایه از چیزی که پذیرفتنش سخت، دردناک و دشوار باشه. مثل اخراج شدن از کار که یک قرصیه که باید بلعیده بشه ( از اول تا آخر باید ق ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

( عامیانه ) قرص اسب. 1. هر قرصی که به طور غیرعادی بزرگ باشه و قورت دادنش مشول باشه. 2. کنایه از یک داستان، ادعا یا بیانیه ای که غیرواقعی و باورش س ...

پیشنهاد
٠

( ضرب المثل ) آموزش ترفندهای جدید به سگ پیر سخته. کنایه از آموزش مهارت یا رفتار به فرد مسن سخته چون تغییر باورهاش براش سخته و می خواد روی باورها و ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

( عامیانه ) روباه خاکستری. مرد میانسال یا مسن جذاب، به خصوص مردی با موهای خاکستری یا سفید.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

قانون یرکس دادسون. رابطه تجربی بین فشار و عملکرد. زمانی که سطح برانگیختگی ( هیجان و احساس ) بالا می رود کیفیت عملکرد کاهش می یابد.

پیشنهاد
١

گفتار درمانی/ آسیب شناسی گفتار و زبان. مترادف: speech and language pathology logopedics

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

روان درمانگر. از گفتاردرمانی برای رفع مشکلات عاطفی و روانی بیمار استفاده میکنه.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

ارتباط چشمی/ تماس چشمی. نوعی ارتباط غیرکلامی برای بیان و به اشتراک گذاشتن احساسات بین دو یا چند نفر. با توجه به نوع نگاه کردن، هر تماس چشمی میتونه ت ...