نگاه ها را به خود خیره کردن
جلب توجه کردن
خیره کننده بودن
جلب توجه کردن
خیره کننده بودن
🔸 مثال ها:
• She turned heads in her red dress at the party.
او با لباس قرمزش در مهمانی، توجه همه را جلب کرد.
• The new sports car turns heads wherever it goes.
آن ماشین اسپرت جدید، هر جا می رود سرها را می چرخاند.
... [مشاهده متن کامل]
• His speech turned heads at the conference.
سخنرانی او در آن کنفرانس توجه همه را جلب کرد.
او با لباس قرمزش در مهمانی، توجه همه را جلب کرد.
آن ماشین اسپرت جدید، هر جا می رود سرها را می چرخاند.
... [مشاهده متن کامل]
سخنرانی او در آن کنفرانس توجه همه را جلب کرد.
( عامیانه )
توجه دیگران را جلب کردن/ چشم همه را خیره کردن/ سرها به طرف کسی یا چیزی چرخیدن.
مثال:
The deliveryman always turned heads as he walked by the cubicles
توجه دیگران را جلب کردن/ چشم همه را خیره کردن/ سرها به طرف کسی یا چیزی چرخیدن.
مثال:
نگاه ها را به سمت خود جلب کردن
آنقدر زیبا، غیر معمول یا چشمگیر باشد که توجه زیادی را به خود جلب کند
خودی نشون دادن
توجه دیگران را به شدت جلب کردن،
To attract or impress
With these outfits on you'll turn heads wherever you go