پیشنهاد‌های محمد مهدی شیررفیعی (١١٨)

بازدید
٣٢٤
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قریب الوقوع، نوپدید، احتمالی ( با درصد وقوع بیشتر از 50 درصد )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به نظر می رسد با توجه به تعریف واژه نامه آکسفورد که آن را یک شخص یا بخشی معرفی کرده است که برای کسب اطلاعات یا کمک به آن مراجعه می شود؛ می توان معادل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مصوب فرهنگستان: بازکاربردپذیر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیونددهی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مصوب فرهنگستان: پروژه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

گاهی مخفف joint venture به معنی سرمایه گذاری مشترک یا چندجانبه است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در برخی متون به معنای شرکت سرمایه گذاری چند جانبه یا مشترک است: مثال: European High - Performance Computing Joint Undertaking

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مصوب فرهنگستان: کارا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اگر همانطورکه گفتند به معنی مشارکت قراردادی در سود و زیان باشد، برابر حقوقی آن، ممکن است همان قرارداد مضاربه در حقوق ایران باشد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یکی از معانی بنابر واژه نامه آکسفورد: دور هم جمع کردن، هم رسانی کردن، دور هم گرد آوردن مثال: integrate the scientific community

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دوستی که فرمودند منابع مالی درست گفتند. این واژه وقتی به صورت جمع به کار می رود میتواند به همین معنی باشد. البته پیشنهاد جایگزین بنده این است: پایگاه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هر از گاهی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

تشریفات، معادل بسیار خوبی است. به ویژه زمانی که در متون حقوقی یا اداری یا بین المللی به صورت جمع کار می رود. مانند متن زیر: public procurement proced ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

از آنجاکه این عبارت یک واژه مرکب است، نبایدبه صورت گزاره یا ترکیب اضافی ترجمه شود. بنابراین یکی از برابرهای پارسی آن می تواند چنین باشد: آسان کاربرد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تا حد ممکن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به سزا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برابر پارسی: به هنگام نیاز، به هنگام بایستگی، در زمان نیاز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هم سنخی، یکسانی، یکنواختی، همانندی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

گاهی به معنی شبکه ارتباطی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

به نظر نمی رسد واژگان سنگینبر و گرانکش مناسب باشند. چون این دستگاه، شیء سنگین را در هر حالتی جابه جا نمی کند بلکه آن را در حالت عمودی جابه جا می کند. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

چون صفت است :تنظیم گرا، مقررات گرا ترجمه به تنظیم گری نادرست است. زیرا تنظیم گری معادل regulation است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

قریب الوقوع زودهنگام

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تحت نظر چیزی قرار گرفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برملا کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اگر در معنای یک سبک هنری باشد: هنر همانندنما. در تعریف آن چنین آمده است: Analogous art refers to a type of art that is similar in style, subject mat ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به صورتی تفکیک شده به نحوی متمایز به شکلی قابل تشخیص

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

با توجه به اینکه معادل seem است، میتواند به معنی تظاهر کردن و وانمود کردن هم بیاید. مانند متن زیر: would falsely appear to a person to be authentic o ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گاهی فقط به معنی حرف اضافه با می آید. چون با در زبان فارسی، معنی شمول و دربرگرفتن را دارا است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اطمینان آور، اطمینان بخش، با پشتوانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

میزان زیاد، مقیاس گسترده منبع: https://en. wiktionary. org/wiki/at_scale

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خاستگاه نژادی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کاربلد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

فعل: گشت یاوری کردن اسم: گشت یاور

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برابر فارسی: کارسوژه=موضوعی که در آن قرار است، چیزی به کار برده شود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

کارکردمندی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ماشین خوان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

توان کاهی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حفاظت غیرنظامی پاسداری غیرنظامی پاسداری مدنی حفاظت مدنی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

گزافه گویی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مربوط به فرایند قانونگذاری در اتحادیه اروپا است: تصویب مشترک، هم قانونگذاری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کاستن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

همگن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

توجه: فرهنگستان، واژه معادل را وبگاه دانسته است نه تارنما یا موارد دیگر.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

گپ بات، رُبوگپ توجه: گپ، واژه فارسی است. در فرهنگستان واژه ربات، معادل سازی نشده است و همان ربات آمده است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بی طرف نسبت به فناوری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اگر محتوای متن به مدیریت خطر ( ریسک ) مرتبط باشد: تدابیر کاهش میزان تأثیر یا تدابیر تأثیرکاه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در برخی متون، ممکن است معنای چالش برانگیز بدهد. مانند متن زیر: in particular prior to its first placing on the market, including conducting and docu ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

همه نظرات پیشین، با درک نادرست این واژه، deep را معادل عمیق یا ماهرانه دانسته اند. درحالیکه deep در این اسم مرکب، به فرایند یادگیری عمیق deep learnin ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

�جعبه�شنی� ( توجه: باید مشابه تک واژه انگیسی آن، با نیم فاصله نوشته شود نه با فاصله ) اصطلاحی در حوزه توسعه نرم افزار است که به یک محیط نرم افزاری ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کژکارکردی