پاسخهای Sm
آیا «حذف فعل» در جملهٔ زیر درست و طبیعی است، یا موجب ابهام و خطای دستوری میشود؟ «اگر تو را مجالی بود و مرا حالی…» در پاسخ استدلال کنید که: ۱) آیا حذفِ فعل در این ساخت، مطابق قواعد زبان فارسی و سبک متون ادبی است؟ ۲) این حذف، معنای جمله را تقویت میکند یا باعث ابهام و نقص میشود؟ ۳) نمونههایی از متون کلاسیک (در صورت امکان) برای توجیه یا رد این نوع حذف ارائه کنید.
گلستان سعدی پر است از این گونه حذفیات «آن دروغِ وی پسندیدهتر آمد مَرا زین راست که تو گفتی، که رویِ آن در مصلحتی بود و بنایِ این بر خُبْثی »اینجا در گذاره پایانی فعل« بود» زدوده شده
آیا «حذف فعل» در جملهٔ زیر درست و طبیعی است، یا موجب ابهام و خطای دستوری میشود؟ «اگر تو را مجالی بود و مرا حالی…» در پاسخ استدلال کنید که: ۱) آیا حذفِ فعل در این ساخت، مطابق قواعد زبان فارسی و سبک متون ادبی است؟ ۲) این حذف، معنای جمله را تقویت میکند یا باعث ابهام و نقص میشود؟ ۳) نمونههایی از متون کلاسیک (در صورت امکان) برای توجیه یا رد این نوع حذف ارائه کنید.
درود حذف به قرینه لفظیه دیگه که فعل بود در جمله دوم حذف شده
درود دربیت زیر مرجع ضمیر «این »را مشخص کنید به نام خداوند جان و خرد کز این برتر اندیشه بر نگذرد
درود برمیگرده به نام خداوند که اندیشه برای فراتر رفتن از این نام محدود میشود و فرو میماندو بالاجبار در همین منزل صفت کردن و شکر گزاری میماند .
پیرامنش مفرشی پیشینه روز تف خشم ترنگ کمان
درودترکیب تف خشم اضافه استعاری یا استعاره مکنیه است که خشم به آتشی تشبیه شده که تف و گرمی و سوزندگی دارد و نیازمند معنا کردن نیست.
نرنجید اگر ره به حیوان نبرد که در راه حیوان چو حیوان نمرد ✏ «نظامی»
درود اینجا جناس تام است میان حیوان اول و دوم که منظور آب حیات است با حیوان سوم که منظور دد و دام است که ایهام دارد و میتواند آدم نا اگاه هم باشد.
مفهوم عبارت زیر بر کدام مورد تکیه دارد ؟ « متکلم را تا کسی عیب نگیرد سخنش را صلاح نپذیرند » الف) اصلاح سخن ب) عیب جویی ج) مصلحت بینی د) نقد کردن
درود بیگمان نقد کردن درست است
معنای کلمه ی بندیر در واژگان عامیانه لری و در بین مردمان لرزبان ایرانی
درود من مندیر هم شنیدم اگه اشتباه نکنم منتظر و چشم به راه باید باشد
ز سیمین زنخ گویی انگیخته بر او طوقی از غبغب آویخته ✏ «نظامی»
منظور گوی کروی شکل است که چانه به اون تشبیه میشه
مکن ترکی ای ترک چینی نگار بیا ساعتی چین در ابرو میار ✏ «نظامی»
درود منظور کینه توزی و ناسازگاری و نامهربانی و سخت دلی است.
بر و غبغبی کاب ازو میچکید بر آتش بر آب معلق که دید؟ ✏ «نظامی»
درود در مصرع اول منظور سپیدی اندام و غبغب است که به زلالی و لطافت آب است و در مصرع دوم به گونهای ایهام دارد که از رویی به سرخی و سپیدی رخسار اشاره دارد و از رویی دیگر هم میسوزاند و هم سرد میکند یعنی درد و درمان رو به هم آمیخته دارد.