پیشنهادهای فرتاش (٢,٦١٦)
پیشنهادِ واژه هایِ "گُمودن/گُمای - ( گُمادَن ) ، گُمودگی، گُمایِش، گُمایی، گُموده، گُمون، گُمونه و. . . ": در اوستا واژه یِ " وی. میتَ: vi - mita" بر ...
پیشنهادِ واژه هایِ "گُمودن/گُمای - ( گُمادَن ) ، گُمودگی، گُمایِش، گُمایی، گُموده، گُمون، گُمونه و. . . ": در اوستا واژه یِ " وی. میتَ: vi - mita" بر ...
پیشنهادِ واژه هایِ "گُمودن/گُمای - ( گُمادَن ) ، گُمودگی، گُمایِش، گُمایی، گُموده، گُمون، گُمونه و. . . ": در اوستا واژه یِ " وی. میتَ: vi - mita" بر ...
پیشنهادِ واژه هایِ "گُمودن/گُمای - ( گُمادَن ) ، گُمودگی، گُمایِش، گُمایی، گُموده، گُمون، گُمونه و. . . ": در اوستا واژه یِ " وی. میتَ: vi - mita" بر ...
پیشنهادِ واژه هایِ "گُمودن/گُمای - ( گُمادَن ) ، گُمودگی، گُمایِش، گُمایی، گُموده، گُمون، گُمونه و. . . ": در اوستا واژه یِ " وی. میتَ: vi - mita" بر ...
پیشنهادِ واژه هایِ "گُمودن/گُمای - ( گُمادَن ) ، گُمودگی، گُمایِش، گُمایی، گُموده، گُمون، گُمونه و. . . ": در اوستا واژه یِ " وی. میتَ: vi - mita" بر ...
پیشنهادِ واژه هایِ "گُمودن/گُمای - ( گُمادَن ) ، گمودگی، گمایِش، گُمایی، گُموده، گُمون، گُمونه و. . . ": در اوستا واژه یِ " وی. میتَ: vi - mita" براب ...
پیشنهادِ واژه هایِ "گُمودن/گُمای - ( گُمادَن ) ، گمودگی، گمایِش، گُمایی، گُموده، گُمون، گُمونه و. . . ": در اوستا واژه یِ " وی. میتَ: vi - mita" براب ...
پیشنهادِ واژه هایِ "گُمودن/گُمای - ( گُمادَن ) ، گمودگی، گمایِش، گُمایی، گُموده، گُمون، گُمونه و. . . ": در اوستا واژه یِ " وی. میتَ: vi - mita" براب ...
پیشنهادِ واژه هایِ "گُمودن/گُمای - ( گُمادَن ) ، گمودگی، گمایِش، گُمایی، گُموده، گُمون، گُمونه و. . . ": در اوستا واژه یِ " وی. میتَ: vi - mita" براب ...
پیشنهادِ واژه هایِ "گُمودن/گُمای - ( گُمادَن ) ، گمودگی، گمایِش، گُمایی، گُموده، گُمون، گُمونه و. . . ": در اوستا واژه یِ " وی. میتَ: vi - mita" براب ...
پیشنهادِ واژه هایِ "گُمودن/گُمای - ( گُمادَن ) ، گمودگی، گمایِش، گُمایی، گُموده، گُمون، گُمونه و. . . ": در اوستا واژه یِ " وی. میتَ: vi - mita" براب ...
پیشنهادِ واژه هایِ "گُمودن/گُمای - ( گُمادَن ) ، گمودگی، گمایِش، گُمایی، گُموده، گُمون، گُمونه و. . . ": در اوستا واژه یِ " وی. میتَ: vi - mita" براب ...
پیشنهادِ واژه هایِ "گُمودن/گُمای - ( گُمادَن ) ، گمودگی، گمایِش، گُمایی، گُموده، گُمون، گُمونه و. . . ": در اوستا واژه یِ " وی. میتَ: vi - mita" براب ...
پیشنهادِ واژه هایِ "گُمودن/گُمای - ( گُمادَن ) ، گمودگی، گمایِش، گُمایی، گُموده، گُمون، گُمونه و. . . ": در اوستا واژه یِ " وی. میتَ: vi - mita" براب ...
برابرپارسیِ واژه یِ آلمانیِ "missbilden"، واژه یِ "گُمودن/گُمای - ( گُمادَن ) " است. "گمودن" برآمده از پیشوندِ "وی/گُ" و " مودَن/مای - " به معنایِ " ...
برابرپارسیِ واژه یِ آلمانیِ "missbilden"، واژه یِ "گُمودن/گُمای - ( گُمادَن ) " است. "گمودن" برآمده از پیشوندِ "وی/گُ" و " مودَن/مای - " به معنایِ " ...
برابرپارسیِ واژه یِ آلمانیِ "missbilden"، واژه یِ "گُمودن/گُمای - ( گُمادَن ) " است. "گمودن" برآمده از پیشوندِ "وی/گُ" و " مودَن/مای - " به معنایِ " ...
برابرپارسیِ واژه یِ آلمانی "Ausweg" ، واژگانِ "راهِ برون رفت، برون راه، اُزراه ( اُزراهه ) " می باشد.
بررسیِ واژگانِ "زبودن/زبای - ، زبان، زبون، زوزه و. . . " در زبانِ پارسی: ریشه یِ اوستاییِ "زَو:zav" یا "زبا:zbā" به معناهایِ زیر بوده است: صدا زدن، خ ...
بررسیِ واژگانِ "زبودن/زبای - ، زبان، زبون، زوزه و. . . " در زبانِ پارسی: ریشه یِ اوستاییِ "زَو:zav" یا "زبا:zbā" به معناهایِ زیر بوده است: صدا زدن، خ ...
بررسیِ واژگانِ "زبودن/زبای - ، زبان، زبون، زوزه و. . . " در زبانِ پارسی: ریشه یِ اوستاییِ "زَو:zav" یا "زبا:zbā" به معناهایِ زیر بوده است: صدا زدن، خ ...
بررسیِ واژگانِ "زبودن/زبای - ، زبان، زبون، زوزه و. . . " در زبانِ پارسی: ریشه یِ اوستاییِ "زَو:zav" یا "زبا:zbā" به معناهایِ زیر بوده است: صدا زدن، خ ...
بررسیِ واژگانِ "زبودن/زبای - ، زبان، زبون، زوزه و. . . " در زبانِ پارسی: ریشه یِ اوستاییِ "زَو:zav" یا "زبا:zbā" به معناهایِ زیر بوده است: صدا زدن، خ ...
بررسیِ واژگانِ "زبودن/زبای - ، زبان، زبون، زوزه و. . . " در زبانِ پارسی: ریشه یِ اوستاییِ "زَو:zav" یا "زبا:zbā" به معناهایِ زیر بوده است: صدا زدن، خ ...
بررسیِ واژگانِ "زبودن/زبای - ، زبان، زبون، زوزه و. . . " در زبانِ پارسی: ریشه یِ اوستاییِ "زَو:zav" یا "زبا:zbā" به معناهایِ زیر بوده است: صدا زدن، خ ...
بررسیِ واژگانِ "زبودن/زبای - ، زبان، زبون، زوزه و. . . " در زبانِ پارسی: ریشه یِ اوستاییِ "زَو:zav" یا "زبا:zbā" به معناهایِ زیر بوده است: صدا زدن، خ ...
بررسیِ واژگانِ "زبودن/زبای - ، زبان، زبون، زوزه و. . . " در زبانِ پارسی: ریشه یِ اوستاییِ "زَو:zav" یا "زبا:zbā" به معناهایِ زیر بوده است: صدا زدن، خ ...
بررسیِ واژگانِ "زبودن/زبای - ، زبان، زبون، زوزه و. . . " در زبانِ پارسی: ریشه یِ اوستاییِ "زَو:zav" یا "زبا:zbā" به معناهایِ زیر بوده است: صدا زدن، خ ...
بررسیِ واژگانِ "زبودن/زبای - ، زبان، زبون، زوزه و. . . " در زبانِ پارسی: ریشه یِ اوستاییِ "زَو:zav" یا "زبا:zbā" به معناهایِ زیر بوده است: صدا زدن، خ ...
بررسیِ واژگانِ "زبودن/زبای - ، زبان، زبون، زوزه و. . . " در زبانِ پارسی: ریشه یِ اوستاییِ "زَو:zav" یا "زبا:zbā" به معناهایِ زیر بوده است: صدا زدن، خ ...
بررسیِ واژگانِ "زبودن/زبای - ، زبان، زبون، زوزه و. . . " در زبانِ پارسی: ریشه یِ اوستاییِ "زَو:zav" یا "زبا:zbā" به معناهایِ زیر بوده است: صدا زدن، خ ...
"ویر" در پارسی میانه به مینه ی "مرد" نیز بوده است. در اوستایی "ویرَ:vira" بوده است. ما آن را بیشتر در واژگانِ آمیغی داشته ایم. نمونه: ویرزَدار ( پار ...
Verstand: ویر Einsicht: ویرومندی ( ویرمندی ) ، ویر
Verstand: ویر Einsicht: ویرومندی ( ویرمندی ) ، ویر
Verstand: ویر Einsicht: ویرومندی، ویرمندی، ویر
Verstand: ویر Einsicht: ویرومندی ( ویرمندی ) ، ویر
پیامِ شماره ی 10: پیروِ پیامهایِ شماره های 4 , 9: روشِ دیگر برایِ ساختِ مصدر از ریشه هایِ اوستاییِ پایان یافته به " - آ": ما برایِ ساختِ مصدر از ریشه ...
پیامِ شماره ی V4: پیروِ پیامهایِ شماره های V1 , V3: روشِ دیگر برایِ ساختِ مصدر از ریشه هایِ اوستاییِ پایان یافته به " - آ": ما برایِ ساختِ مصدر از ری ...
برابر پارسیِ واژه یِ آلمانیِ "فالش:falsch"، واژگانِ "میت، نادرست" می باشند. "میت" برابر با واژه یِ "غلط" است. فالش خواندن: میت خواندن فالش خوانی: می ...
برابر پارسیِ واژه یِ آلمانیِ "فالش:falsch"، واژگانِ "میت، نادرست" می باشند. "میت" برابر با واژه یِ "غلط" است. فالش خواندن: میت خواندن فالش خوانی: می ...
برابر پارسیِ واژه یِ آلمانیِ "فالش:falsch"، واژگانِ "میت، نادرست" می باشند. "میت" برابر با واژه یِ "غلط" است. فالش خواندن: میت خواندن فالش خوانی: می ...
برابر پارسیِ واژه یِ آلمانیِ "فالش:falsch"، واژگانِ "میت، نادرست" می باشند. "میت" برابر با واژه یِ "غلط" است. فالش خواندن: میت خواندن فالش خوانی: می ...
برابر پارسیِ واژه یِ آلمانیِ "فالش:falsch"، واژگانِ "میت، نادرست" می باشند. "میت" برابر با واژه یِ "غلط" است. فالش خواندن: میت خواندن فالش خوانی: می ...
برابر پارسیِ واژه یِ آلمانیِ "فالش:falsch"، واژگانِ "میت، نادرست" می باشند. "میت" برابر با واژه یِ "غلط" است. فالش خواندن: میت خواندن فالش خوانی: می ...
برابر پارسیِ واژه یِ آلمانیِ "فالش:falsch"، واژگانِ "میت، نادرست" می باشند. "میت" برابر با واژه یِ "غلط" است. فالش خواندن: میت خواندن فالش خوانی: می ...
برابر پارسیِ واژه یِ آلمانیِ "فالش:falsch"، واژگانِ "میت، نادرست" می باشند. "میت" برابر با واژه یِ "غلط" است. فالش خواندن: میت خواندن فالش خوانی: می ...
برابر پارسیِ واژه یِ آلمانیِ "فالش:falsch"، واژگانِ "میت، نادرست" می باشند. "میت" برابر با واژه یِ "غلط" است. فالش خواندن: میت خواندن فالش خوانی: می ...
برابر پارسیِ واژه یِ آلمانیِ "فالش:falsch"، واژگانِ "میت، نادرست" می باشند. "میت" برابر با واژه یِ "غلط" است. فالش خواندن: میت خواندن فالش خوانی: می ...
برابر پارسیِ واژه یِ آلمانیِ "فالش:falsch"، واژگانِ "میت، نادرست" می باشند. "میت" برابر با واژه یِ چرندِ "غلط" است. فالش خواندن: میت خواندن فالش خوا ...