پیشنهادهای علی آقارخ (٥٥٠)
پرستوی کوهستان
نی دم گاوی
بابا لنگ دراز. نوعی عنکبوت از خویشاوندان جنس. Pseudopucrolida sp است.
نوعی ناجورپا یا آمفی پود ریز است.
مادگی.
زنانگی. اندام تناسلی پیچیده در حشرات غارزی در برزیل
پوست شپش ( درخت )
شپش پوستی درخت
با خشونت راه ندادن
تولیدمثل همخونی
غبغب
نام پرنده ای با نا علمی Porphyria melanotus است. گونه ای چندشوهر است.
سرو ( س را با ضمه بخوانید ) . ز ایده شاخ مانند.
قلاب ماهی. گونه ای عمق زی. با زائده ای قلاب مانند و نورافکن شکل است. در اعماق تاریک اقیانوس از این قلاب برای صید و شکار استفاده می کنند.
در زیست شناسی به مفهوم زندگی آزاد و غیر انگلی و یا غیر همزیستی در جانوران است. که در بسیاری از باکتری ها گیاهان و جانوران دیده می شود.
بیشتر به معنی همکاری دو والدین مادر و پدر در پرورش فرزندان است مانند برخی پرندگان.
اندامی در پرندگان ماده که در تخمگذاری و مهارت نقش دارد
سمباده زدن. بویژه سمباده زدن بدنه کشتی ها توسط ماسه با فشار باد.
چندشوهری. این وازه برای افراد ماده و برای نرها polygynous استفاده می شود.
سگ قورباغه. این گونه درخت زی است. با نام علمی Hyla gratiosa
قورباغه سگی ( ظاهرا صدای آن شبیه پارس سگ ها است )
قورباغه پوست درختی
نوعی گوزن یا آنتیلوپ آفریقایی
ماکت عروسکی ( برای جلب توجه جانوری از همنوع خودش استفاده می شود )
پوره
کرمینه.
یدکی. فرعی
در مباحث زیستی پشته
سبزه زار.
به مفهوم بوم شناسی جامع و یکپارچه است
لایه دوم تالاب های توربزا. بی هوازی. ذخیره کربنی بالا. غرفآبی همیشگی. نفوذپذیری کم.
تورب های نسبتا ساده و یکنواخت. با تنوع کم گیاهی. با شرایط هیدرولوژی نسبتا پایدار.
لایه بالایی و فعال تالاب های توربزا. با قطر ۱۰ تا ۵۰ سانتی متر. حاوی ریشه گیاهان. دارای ماده الی و در حال تجزیه. هواپیما نفوذ آب بالا. دائم غرقاب
لطفا معانی یکپارچه و یکدست رو حذف کنید. اشتباه کردم.
جای زایی یا جای زا. یعنی شکل گیری عاملی که در خود محل رخ دهد. مثل یک سامانه تالابی.
به مفهوم کوچکترین واحد یک بوم سامانه همگن است.
خلنگ سار یا خلنگزار
واژه fjard در مقابل این لغت. سوئدی. برخلاف آبدره ها ( fjord ) کم عمق. شیب دیواره هآ ملایم تر. فاقد صخره شبیه خلیج کم عمقند. در سوئد وجود دارد. اما وا ...
وازه سوئدی. برخلاف آبدره ها ( fjord ) کم عمق. شیب دیواره هآ ملایم تر. فاقد صخره شبیه خلیج کم عمقند. در سوئد وجود دارد.
حرکت رفت و برگشتی امواج روی ساحل
شکاف های جذر و مدی
زیرکشند
میان کشندی
میان کشند. حد فاصل بین high و lowtide
انتقال و تغییر ( نه تنها برای جانوران بلکه برای دگرگونی یک سرزمین ) هم استفاده می شود. مانند migrating systems
پاشش. ( وقتی امواج آب دریا با قدرت به سواحل صخره ای برخورد می کنند. پاشش اب دریا به اطراف و ازجمله جو وارد می شود )
ورداشوری
ایستا شوری
زمین چاله ( نوعی تالاب است )
روان آب