نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
strand line: در راه ماندن غافلگیر شدن ( در طوفان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
give away: افشای راز ، لو دادن ، داد می زند. . ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get underway: راه افتادن ( پروژه ، کار. . . )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
frothing water: آب های خروشان
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in droves: فوج فدج ، گله گله، دسته دسته، خیل خ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in droves: فوج فدج ، گله گله، دسته دسته، خیل خ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
part with: جدا شدن از چیزی دل کندن از. . . از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
touch and go: در حاله ای از ابهام قرار دارد نامعل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
catch death: از سرما سده کردن سرمای شدید خوردن c ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bring home: حالی کردن، توی مخ کردن، فهماندن The ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
gory: ( فیلم ، صحنه، . . . ) حاوی خشونت ، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
call for: ( فریاد می زنند ) مطالبه می کنند : ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
birth order: بچه ی چندم ( یک خانواده ) What's y ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tendency: Have a tendency to. عادت داشتن به H ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bring out the best in somebody: تمام بدی ها/خو بی های کسی را رشد دا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
good w: با مردم خوب بودن مردم دار بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
give in to: تسلیم خواسته های کسی شدن تن دادن به
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get away with: ۱ - ( تنبیه ) قسر در رفتن ( بدون تن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take mind off: ذهن را از چیزی آزاد کردن دغدغه ی چی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take your time: لفتش دادن خیلی طولش دادن Alf took h ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
build on: اساس کار را بر. . . . . نهادن سنگ ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there is something in it: در حرف های او نکته ای وجود دارد در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
be out of lunch: به روز نبودن دانش ( کسی )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
i couldn't agree more: به شدت باهات موافقم شدیدا باهات موا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get the wrong end of the stick: I got it the wrong way من *بد برداش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
uncharacteristically: بر خلاف معمول که ازش بعید بود که از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
grow into: به تدریج تبدیل شدن به
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
difficult child: بچه ی سرسخت بچه ی مهار نشدنی بچه لج ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get through to sb: یکی از معانی get به معنی رسیدن ( به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
destined: قسمتش بوده است خدا براش خواسته
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
have the time of one's life: زندگی می کنیم ها! ( خیلی داره بهمو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have the time of one's life: زندگی می کنیم ها! ( خیلی داره بهمو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mess around: ( بی هدف ) ور رفتن ( با چیزی )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have more money than sense: غیر منطقی پول خرج کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
live life in the fast lane: زندگی پر زرق و برق داشتن زندگی لاکچ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not come cheap: ارزان در نمی آید Michelin - star re ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get something off your chest: خود را خالی کردن چیزی که مدت ها در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're not your usual self: آدم همیشگی نیستی خود همیشگیت نیستی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pick up a bug: گرفتن مریضی گرفتن ( بیماری مسری ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pick up a bug: گرفتن مریضی گرفتن ( بیماری مسری ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
afterthought: فکر بهتر راهکار ثانویه باز اندیشی ط ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
integrate: بخشی از . . . ( تیم، اجتماع، گروه ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
impede: impede. مانع ( پیشرفت، موفقیت. . . ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
maintain crew: تیم تعمیر و نگهداری ( مسول تعمیر و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
maintain staff: کارکنان تعمیر و نگهداری پرسنل تعمیر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
maintainance crew: تیم تعمیر و نگهداری
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
maintainance staff: کارکنان تعمیر و نگهداری پرسنل تعمیر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
eat out of someone's hand: مرید کسی شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
shore up: سرپا نگه داشتن ( اقتصاد، شرکت. . . ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
greatest thing scince sliced bread: بهترین چیز در نوع خودش از وقتیکه نا ...
٢ سال پیش