نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
prink up your ears: گوش خود را تیز کردن با دقت گوش دادن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
never fail to: محاله که نتواند. . . در اینجا به ع ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
extend: Extend توسعه دادن ( معنوی ) گسترش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
expel: Fire :اخراج کردن از یک شغل یا پست س ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
performing team: تیم اجرایی یک گروه که کار میدانی و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be known to do sth: مشخص است/بود که. . . . . معلوم است ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep sth from sb: پنهان نگه داشتن ( حرفی، حقیقتی. . ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give the game away: لو دادن از زبان کسی در رفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have sth on your conscience: عذاب وجدان داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
live with sth: پذیرفتن ( حقیقت تلخ )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
gross generalization: همه را به یک چوب راندن تعمیم نادرست
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make out: ۱ - به سختی دیدن به سختی شنیدن به س ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make up for: Make up for ( جبران معنوی ) ( با ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cult film: یک فیلم برای مخاطبینی با فرهنگ خاص ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
near thing: نجات معجزه آسا The car just missed ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
close thing: A close/near thing نجات معجزه آسا T ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dread to think: می ترسم حتی بهش فکر کنم جرات نمیکن، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
for reasons best known to himself: به دلایلی که خودش می داند خودش بهتر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what planet are you on: از کدام سیاره آمدی؟ مثل اینکه دریک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
squeeze sth out of sb: چلوندن و گرفتن چیزی از کسی They ma ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in the glare of media: در چشمان تیز بین رسانه ها زیر ذره ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
glare of publicity: در چشمان تیز بین رسانه ها زیر ذره ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
be in the bag: توی جیبم است توی مشت من هست ( یعنی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be hard pushed to do sth: کار سختیه که بخواهیم ( فلان کار را ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be a toss up: شانسی بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there is no stopping sb: هیچ چیزی نمی تواند او را متوقف کند
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stiff: Stiff سفت که قابلیت شل شدن را هم دا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lazy day: روز توام با بی حالی . i spent a laz ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
boil the kettle: جوش آوردن کتری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
soapy water: Soapy water آب کف آلود، کف Hand was ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hold off: ( باران ) موقتا بند آمدن ۲ - موقتا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
already: با تشکر و قدردانی از کابر گرامی میث ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
there's no such thing: چنین چیزی نیست امکان ندارد جنین چیز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ther's no such thing as a free lunch: چیزی به نام ناهار رایگان وجود ندارد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
reluctant shopper: خریدار مشکل پسند
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
explode the myth: تابو شکنی کردن The programme sets o ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wind blows sand into your eyes: بوسیله ی باد شن در چشم رفتن Wind bl ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fall to one's death: سقوط منجر به مرگ داشتن ( از کوه ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
operator: کارپرداز مسوول ارایه ی خدمات یک ماش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت اولین پیشنهاد

-
دیکشنری
-
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hit it off: این بچه ها خوب با هم اخت شدند در مه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hit it off: من واقعا اخت نشدم با دوستاش
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
burst: ما زدیم زیر خنده/ما ترکیدیم از خنده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
turn of events: ۱ - چرخش روزگار ۲ - ورق برگشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
strand line: در راه ماندن غافلگیر شدن ( در طوفان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
give away: افشای راز ، لو دادن ، داد می زند. . ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get underway: راه افتادن ( پروژه ، کار. . . )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
frothing water: آب های خروشان
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in droves: فوج فدج ، گله گله، دسته دسته، خیل خ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in droves: فوج فدج ، گله گله، دسته دسته، خیل خ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
part with: جدا شدن از چیزی دل کندن از. . . از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
touch and go: در حاله ای از ابهام قرار دارد نامعل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
catch death: از سرما سده کردن سرمای شدید خوردن c ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bring home: حالی کردن، توی مخ کردن، فهماندن The ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
gory: ( فیلم ، صحنه، . . . ) حاوی خشونت ، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
call for: ( فریاد می زنند ) مطالبه می کنند : ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
birth order: بچه ی چندم ( یک خانواده ) What's y ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tendency: Have a tendency to. عادت داشتن به H ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bring out the best in somebody: تمام بدی ها/خو بی های کسی را رشد دا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
good w: با مردم خوب بودن مردم دار بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
give in to: تسلیم خواسته های کسی شدن تن دادن به
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get away with: ۱ - ( تنبیه ) قسر در رفتن ( بدون تن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take mind off: ذهن را از چیزی آزاد کردن دغدغه ی چی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take your time: لفتش دادن خیلی طولش دادن Alf took h ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
build on: اساس کار را بر. . . . . نهادن سنگ ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there is something in it: در حرف های او نکته ای وجود دارد در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
be out of lunch: به روز نبودن دانش ( کسی )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
i couldn't agree more: به شدت باهات موافقم شدیدا باهات موا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get the wrong end of the stick: I got it the wrong way من *بد برداش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
uncharacteristically: بر خلاف معمول که ازش بعید بود که از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
grow into: به تدریج تبدیل شدن به
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
difficult child: بچه ی سرسخت بچه ی مهار نشدنی بچه لج ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get through to sb: یکی از معانی get به معنی رسیدن ( به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
destined: قسمتش بوده است خدا براش خواسته
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
have the time of one's life: زندگی می کنیم ها! ( خیلی داره بهمو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have the time of one's life: زندگی می کنیم ها! ( خیلی داره بهمو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mess around: ( بی هدف ) ور رفتن ( با چیزی )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have more money than sense: غیر منطقی پول خرج کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
live life in the fast lane: زندگی پر زرق و برق داشتن زندگی لاکچ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not come cheap: ارزان در نمی آید Michelin - star re ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get something off your chest: خود را خالی کردن چیزی که مدت ها در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're not your usual self: آدم همیشگی نیستی خود همیشگیت نیستی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pick up a bug: گرفتن مریضی گرفتن ( بیماری مسری ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pick up a bug: گرفتن مریضی گرفتن ( بیماری مسری ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
afterthought: فکر بهتر راهکار ثانویه باز اندیشی ط ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
integrate: بخشی از . . . ( تیم، اجتماع، گروه ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
impede: impede. مانع ( پیشرفت، موفقیت. . . ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
maintain crew: تیم تعمیر و نگهداری ( مسول تعمیر و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
maintain staff: کارکنان تعمیر و نگهداری پرسنل تعمیر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
maintainance crew: تیم تعمیر و نگهداری
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
maintainance staff: کارکنان تعمیر و نگهداری پرسنل تعمیر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
eat out of someone's hand: مرید کسی شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
shore up: سرپا نگه داشتن ( اقتصاد، شرکت. . . ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
greatest thing scince sliced bread: بهترین چیز در نوع خودش از وقتیکه نا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
render: ۱ - کسی/چیزی را . . . . . کردنcause ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
might as well: شاید بهتره که. . . ( انتخاب بین بد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
at the pace of the slowest: کند پیش رفتن ( فایده ای نداشتن )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
far off look: نگاه فکورانه نگاه دور اندیشانه نگاه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
their feet keep moving on the spot: حواسشون به کار خودشان است ( به چیز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
meet a debt: تامین کردن هزینه هاmeet a cost/expe ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
meet a cost: پرداختن هزینه ها تامین کردن مخارج
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
meet a goal: رسیدن به هدف دست یافتن به مقصود بدس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
health professions: مشاغل حوزه ی سلامت ( از قبیل رادیول ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
admittedly: مسلما قبول دارم که اذعان می کنم که ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
level playing field: میدان رقابت برابر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
other than: ۱ - اگر قبل ازother thanجمله ی منفی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a fair size amount distance: Fair=نسبتا قابل ملاحظه A Fair perce ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fair percentage: نسبتا قابل توجه A Fair percentage o ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make heavy weather of sth: مته به خشخاش گذاشتن وسواس زیادی به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take sb sth by storm: مثل برق و باد تسخیر کردن کسی/چیزی/ج ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sustainable: محیط زیست محور منطبق با محیط زیست ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a rose is a rose is a rose: خوب، خوب است. بد هم بد است گل ذاتش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be best pleased: خیلی هم خوشش نیست از اینکه، ، ، هم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mad scramble: شیر تو شیر - بل بشو
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
in contention: Be in content ( for sth ) رقیب محس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
striking distance: در فاصله بسیار نزدیک ( از یک شخص یا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come off worse: بدترین ها/بهترین ها اتفاق افتادن کم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
hold one's own: ( ورزش ) پا یا پای پیش رفتن ( با یک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
the sky is the limit: اگر آسمان حد و مرزی داره اینم داره! ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go off without a hitch: ( happen ( in particular way = go o ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mud sticks: اعتبار خدشه دار شده وجهه ی خر اب شد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drive work run slog oneself into ground: Work yourself into the ground سخت ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
beyond me: به حالت اعتراض و تعجب ) نمی فهمم، م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
blogosphere: حوزه ی وبلاگ نویسی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
desperate: ( شرایط، اقدامات، تلاش ها ) مایوس ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
jog one's memory: زنده کردن خاطرات Maybe this picture ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
streaming: در حال پخش ، در حال اجرا پخش ( اجرا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
late majority: اکثریت دنباله رو کسانیکه وقتی میبین ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
account for: به حساب آمدن، محسوب شدن، تشکیل دادن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
uptake: نرخ مقبولیت ( یک کالا یا خدمات )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
millenials: نسل هزاره ( ۱۹۸۰ - ۲۰۰۰ ) معادل۱۳۶۰ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
millenials: نسل هزاره ( ۱۹۸۰ - ۲۰۰۰ ) معادل۱۳۶۰ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
severance: ۱ - پاداش پایان خدمت ۲ - انفصال از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take credit: Take credit for تشویق شدن به خاطر G ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
take priority over: اولویت قائل شدن برای ، اولویت دادن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take priority over: اولویت قائل شدن برای ، اولویت دادن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
even so: حتی اگر چنین باشد Some women worked ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
even then: حتی پس از آن هم You can study and s ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
far from: دور از ( واقعیتِ ) . . . دور از ( ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in line with: به موازاتِ. . . پا به پای، همراه ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
on account of: رو حسابِ ( به خاطرِ، به علت )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
overfish: صید بی رویه کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take over: جایگزین شدن ، جای چیزی را گرفتن phr ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
replicate: تکرار کردن ( نتیجه ، کار ، موفقیت ، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
replicate: پیاده کردن ( طرح ، کار، . . )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
clam up: توی خود ریختن ، توی لاک خود رفتن ( ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get off your high horse: کوتاه آمدن از خر شیطان پایین آمدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
fall short of: کمتر از . . . . . بودن کمتر از ( حد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
promotion: فعالیت تبلیغاتی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
self service checkout: صندوق خودپرداز تسویه حساب کالا
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
self service ordering: دستگاه سفارش کالا ( در فروشگاهها )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
overwhelming: مقهور کننده، مات ومبهوت کننده ( هم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
deterring: دارای نیروی دافعه ، دور نگهدارنده ، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
deterring: دارای نیروی دافعه ، دور نگهدارنده ، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
buycott: خرید جانبدارانه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in the open: رو ، مثل کف دست ، آشکار ، مخفی نیست ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in the open: رو ، مثل کف دست ، آشکار ، مخفی نیست ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
close to home: ( انتقاد، اتفاق ناخوشایند ) مستقیما ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make a point of: منظوری را رساندن ، نکته ای را ساندن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
implement: به مرحله ی اجرا در آوردن ، اجرایی ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
out and about: ۱ - فعال ، تو چشم ( به لحاظ فعالیت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
figure: چهره ( شخصیت معروف )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
in a matter of: In a matter of hoursدر ظرف چند ساعت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
matter: ظرف ، مدت ، طی In a matter of hours ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
pose: ( خطر، مشکل، تهدید ) . . . زا بودن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
forge: بکوب پیش رفتن ( به جایی یا انجام کا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
forge ahead: بکوب پیش رفتن ( پیشرفت کردن ) تاخت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
debris: لاشه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
sue: پیگیری کردن ( از مجاری قانونی ) دن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sue: پیگیری قضایی کردن ( فعل لازم ) If ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
undergoing: تحت. . . بودن ( درمان، عمل جراحی. . ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
all time low: پایین ترین حد The stock market plun ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
all time low: پایین ترین حد The stock market plun ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
newsticker: اخبار زیر نویس تلوزیون اخبار زیر ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
verify: استعلام به عمل آوردن ، استعلام گرفت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
fact checker: مسوول ممیزی ( روزنامه، مجله، اخبار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
enterprise website: وب سایت سرمایه گزاری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
perceived: برداشت ( دریافت ذهنی ) برداشت شده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
turn back the clock: زمان را به عقب برگرداندن ، فلاش بک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
laugh off: با خنده زیر سبیلی رد کردن ( یک موضو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sit right with: That doesn't sit right with me به د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
authenticate: اصالت یک سند را تایید کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
authenticate: اصالت یک سند را تایید کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take in: عایدی داشتن ، درآمد داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
go about: رفتن سراغ ( کاری )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
check ins: ( فضای مخصوص نوشتنِ ) موقعیت مکانی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
check ins: ( فضای مخصوص نوشتنِ ) موقعیت مکانی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
motherhood: مادرانگی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ring a bell: جرقه ای در ذهن خوردن تصویر مبهمی را ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lifelike: ( آدم آهنی ) انسان نما ( تابلو عکس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
instrumental: کلیدی ( مهم و تاثیر گذار ) مهمترین ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
drop out: رها کردن ( کاری ) نیمه کاره رها کر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
take criticism: انتقاد پذیر بودن accept/take critic ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
overwelming: غافلگیر کننده ( ، - )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
overwhelm: غافلگیر کردن ( ، - )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
terminology: لغات تخصصی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
build up: به تدریج گردآوری کردن به تدریج انبا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fleet: ۱ - ناوگان کشتیرانی The US seventh ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cut short: نیمه کاره ماندن کاریbe cut short
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make your mark: اثر گذار بودن ، برجسته بودن ( موفق ...
٢ سال پیش