پیشنهادهای محمدرضا سلطانی زرندی (مؤلف) (١٧,٩٩٢)
autemesia [ɔ:tɪˈmiːʒə] خود استفراغ ( اسم ) : استفراغ بدون علت یا خودخواسته []
auripuncture [ɔ:riˈpʌŋktʃə] بزل گوش ( اسم ) : سوراخ کردن پرده صماخ
auriculoventriculostomy [əˈrikjələven'trikjʊlɒstəmi] گوشک دهلیز سنبی ( اسم ) : یک روش جراحی که در درمان انواع خاصی از هیدروسفالی استفاده می شود. این ...
atremia [�tˈri: miə] آترمی ( اسم ) : ۱. فقدان لرزش و ترمور؛ ۲. وضعیت هیستریک که در آن، بیمار قادر به راه رفتن نیست، اگرچه حرکت راه رفتن را می توان بد ...
athyroidism [ə'θairɔidizəm] بی تیروئید کاری ( اسم ) : کمبود ترشح تیروئید به دلیل فقدان یا اختلال عملکرد غده که ممکن است مادرزادی یا اکتسابی باشد؛ در ...
atheroembolization [�θə'rəembəlaiˈzeiʃən] آتروآمبولیزاسیون ( اسم ) : وضعیتی که در آن، آمبولی متشکل از لایه داخلی آتروماتوز از شریان جدا شده و توسط ج ...
atheroembolization [�θə'rəembəlaiˈzeiʃən] آتروآمبولیزاسیون ( اسم ) : وضعیتی که در آن، آمبولی متشکل از لایه داخلی آتروماتوز از شریان جدا شده و توسط ج ...
atelia [�'tiliə] ناقص بدنی ( اسم ) : ناهنجاری مادرزادی که شامل رشد ناقص یا ناکامل بدن و یا هر یک از اجزای آن است.
atelencephalia [�tə'lensiˈfeiliə] ناقص مغزی ( اسم ) : نوعی ناهنجاری مادرزادی که در آن، مغز به طور ناقص یا ناکامل رشد می کند. []
atelencephalia [�tə'lensiˈfeiliə] ناقص مغزی ( اسم ) : نوعی ناهنجاری مادرزادی که در آن، مغز به طور ناقص یا ناکامل رشد می کند. []
heat moisture exchanger ( HME ) filter [hiːt mɔɪstʃə ɪksˈtʃeɪndʒə fɪltə] فیلتر مبدل گرما و رطوبت {ا}: ابزاری که در سیستم های تنفسی مصنوعی ( مثل دستگا ...
heat moisture exchanger ( HME ) filter [hiːt mɔɪstʃə ɪksˈtʃeɪndʒə fɪltə] فیلتر مبدل گرما و رطوبت {ا}: ابزاری که در سیستم های تنفسی مصنوعی ( مثل دستگا ...
heat moisture exchanger ( HME ) filter [hiːt mɔɪstʃə ɪksˈtʃeɪndʒə fɪltə] فیلتر مبدل گرما و رطوبت {ا}: ابزاری که در سیستم های تنفسی مصنوعی ( مثل دستگا ...
Ashmeinˈs phenomenon [ˈ�ʃmeinz fɪnɒmɪnən] پدیده آشمین {ا}: ضربان نابجای بطن در پایان یک چرخه کوتاه ( در الکتروکاردیوگرام ) که پس از یک چرخه طولانی رخ ...
surgical asepsis [ˈsɜːdʒɪkl̩ ei'sepsəs] ناپلشتی جراحی {ا}: حذف تمام میکروارگانیسم ها از یک ناحیه یا منطقه خاص که شامل استفاده از دستکش، لباس و ماسک ا ...
asaphia [əs�fˈiə] آسافیا ( اسم ) : گفتار یا تلفظ نامفهوم، به ویژه در بیماران مبتلا به شکاف کام
arterial thrombosis [ɑ:'tiəriəl θrɒmˈbəʊsɪs] لختاک سرخرگی {ا}: ایجاد ترومبوس در شریان که معمولاً روندی کند داشته و باعث پارستزی همراه با سردی عضو، ف ...
[�θərəʊɑːrtiriəʊsklə'rəʊsis] atherosclerosis
رگ برآمدگی سرخرگی {ا}: آنوریسم در شریان که ممکن است به دلیل نقص مادرزادی بوده و یا در اثر تصلب شرایین ناشی از رسوبات و فشار خون بالا ایجاد می شود.
archiform [ˈɑːkifɔːm] کمان شکل ( ص ) : به ضایعاتی اشاره دارد که به شکل دایره، کمان یا ترکیبی نامنظم از هر دو شکل ظاهر می شوند.
Aran Duchenne disease [ˈ�rən du:'ʃen dɪˈziːz] بیماری آران دوشن/ کاهیدگی عضلانی نخاعی پیشرونده/ دُش پروردگی عضلانی شبه بیش پرورده {ا}: تحلیل رفتگی و ...
Aran Duchenne disease [ˈ�rən du:'ʃen dɪˈziːz] بیماری آران دوشن/ کاهیدگی عضلانی نخاعی پیشرونده/ دُش پروردگی عضلانی شبه بیش پرورده {ا}: تحلیل رفتگی و ...
Aran Duchenne disease [ˈ�rən du:'ʃen dɪˈziːz] بیماری آران دوشن/ کاهیدگی عضلانی نخاعی پیشرونده/ دُش پروردگی عضلانی شبه بیش پرورده {ا}: تحلیل رفتگی و ...
Aran Duchenne disease [ˈ�rən du:'ʃen dɪˈziːz] بیماری آران دوشن/ کاهیدگی عضلانی نخاعی پیشرونده/ دُش پروردگی عضلانی شبه بیش پرورده {ا}: تحلیل رفتگی و ...
Aran Duchenne disease [ˈ�rən du:'ʃen dɪˈziːz] بیماری آران دوشن/ کاهیدگی عضلانی نخاعی پیشرونده/ دُش پروردگی عضلانی شبه بیش پرورده {ا}: تحلیل رفتگی و ...
aprosexia [�prəˈseksiə] بی تمرکزی ( اسم ) : ناتوانی در توجه یا تمرکز، ناشی از عللی مانند ناکارایی ذهنی، شنوایی یا بینایی
ideational apraxia [eɪdɪˈeɪʃənəl ei'pr�ksiə] کنش پریشی فکری {ا}: آپراکسی که با حواس پرتی شدید و فقدان هدف در انجام اعمال مختلف مشخص شده و تصور می گرد ...
constructional apraxia [kənˈstrʌkʃn̩əl ei'pr�ksiə] کنش پریشی ساختاری {ا}: آپراکسی که در آن، فرد ظاهراً جهت ها را درک می کند، اما نمی تواند نقاشی های ...
apoclesis [�pəʊˈklisəs] خوراک بیزاری {ا}: نفرت از غذا یا خوردن
aortic bodies [ei'ɔ:tik bɒdiz] اجسام آئورتی {ا}: ساختارهای کوچک عصبی عروقی گیرنده شیمیایی در دو طرف آئورت و نزدیک قوس آن که با پاسخ به تغییرات غلظت ...
antrobuccal [ˈ�ntrəbʌkˈəl] لپی اتاقکی ( اسم ) : مربوط به سینوس فک فوقانی و دهان
antrobuccal [ˈ�ntrəbʌkˈəl] لپی اتاقکی ( اسم ) : مربوط به سینوس فک فوقانی و دهان
antivivisection [�ntiˈvivisekʃən] پاد زنده تشریحی ( اسم ) : مخالفت با استفاده از حیوانات زنده برای آزمایش یا تحقیقات پزشکی
antivivisection [�ntiˈvivisekʃən] پاد زنده تشریحی ( اسم ) : مخالفت با استفاده از حیوانات زنده برای آزمایش یا تحقیقات پزشکی
antituberculin [�ntiˈtjʊbɜːkjʊlin] پاد سل مایه ( اسم ) : آنتی بادی که پس از تزریق توبرکولین در بدن تولید می شود.
antituberculin [�ntiˈtjʊbɜːkjʊlin] پاد سل مایه ( اسم ) : آنتی بادی که پس از تزریق توبرکولین در بدن تولید می شود.
trismus [�ntiˈtrizməs] پاد تنجش واره {ا}: ناتوانی در بستن دهان به دلیل اسپاسم عضلانی تونیک []
antitrypsin [�ntiˈtrizməs] پاد تنجش واره {ا}: ناتوانی در بستن دهان به دلیل اسپاسم عضلانی تونیک
trismus [�ntiˈtrizməs] پاد تنجش واره {ا}: ناتوانی در بستن دهان به دلیل اسپاسم عضلانی تونیک []
antisudorific [�ntisu:də'rifik] ضد تعریق ( اسم ) : عاملی که ترشح عرق را مهار نموده و یا کاهش می دهد؛ ■ ضد عرق ( ص ) : مهار کننده یا کاهش دهنده ترشح ع ...
antisudorific [�ntisu:də'rifik] ضد تعریق ( اسم ) : عاملی که ترشح عرق را مهار نموده و یا کاهش می دهد؛ ■ ضد عرق ( ص ) : مهار کننده یا کاهش دهنده ترشح ع ...
antisudorific [�ntisu:də'rifik] ضد تعریق ( اسم ) : عاملی که ترشح عرق را مهار نموده و یا کاهش می دهد؛ ■ ضد عرق ( ص ) : مهار کننده یا کاهش دهنده ترشح ع ...
antimicrobial resistance [�ntimaiˈkrəʊbiəl rɪˈzɪs. təns] مقاومت ضدمیکروبی {ا}: مقاومت در برابر داروهای خاص که توسط هر نوع میکروبی ایجاد شده ( یک تصور ...
antimicrobial resistance [�ntimaiˈkrəʊbiəl rɪˈzɪs. təns] مقاومت ضدمیکروبی {ا}: مقاومت در برابر داروهای خاص که توسط هر نوع میکروبی ایجاد شده ( یک تصور ...
antiinfective [�ntiˈfektiv] ضد عفونت ( اسم ) : هر عاملی که با عفونت مقابله یا از آن جلوگیری کند؛ ■ ضد عفونی ( ص ) : مقابله کننده با عفونت
antihypotensive [�ntihaipəʊ'tensiv] ضد کم فشاری خون {ا}: دارویی که برای افزایش فشار خون مورد استفاده قرار می گیرد؛ ■ ضد کم فشاری خون {ص}: افزایش دهند ...
antihypnotic [�ntihip'nɒtik] ضدخواب آور ( اسم ) : عاملی که مانع خواب می شود یا آن را به تأخیر می اندازد؛ ■ خواب شکن {ص}: متمایل به جلوگیری از خواب []
antihemorrhagic vitamin [�ntiˈhemə'r�dʒik ˈvɪtəmɪn] vitamin K =
thromboplastinogen [�ntiˈ thromboplastinogen] = Factor VIII []
antigravity posture [�ntiˈgr�viti ˈpɒs. tʃə] وضعیت ضد گرانش یا قائم {ا}: توانایی دستیابی به وضعیت ایستاده و حفظ این وضعیت که معمولاً تا پایان سال او ...