پیشنهادهای محمدرضا سلطانی زرندی (مؤلف) (١٧,٩٦٣)
aortic bodies [ei'ɔ:tik bɒdiz] اجسام آئورتی {ا}: ساختارهای کوچک عصبی عروقی گیرنده شیمیایی در دو طرف آئورت و نزدیک قوس آن که با پاسخ به تغییرات غلظت ...
antrobuccal [ˈ�ntrəbʌkˈəl] لپی اتاقکی ( اسم ) : مربوط به سینوس فک فوقانی و دهان
antrobuccal [ˈ�ntrəbʌkˈəl] لپی اتاقکی ( اسم ) : مربوط به سینوس فک فوقانی و دهان
antivivisection [�ntiˈvivisekʃən] پاد زنده تشریحی ( اسم ) : مخالفت با استفاده از حیوانات زنده برای آزمایش یا تحقیقات پزشکی
antivivisection [�ntiˈvivisekʃən] پاد زنده تشریحی ( اسم ) : مخالفت با استفاده از حیوانات زنده برای آزمایش یا تحقیقات پزشکی
antituberculin [�ntiˈtjʊbɜːkjʊlin] پاد سل مایه ( اسم ) : آنتی بادی که پس از تزریق توبرکولین در بدن تولید می شود.
antituberculin [�ntiˈtjʊbɜːkjʊlin] پاد سل مایه ( اسم ) : آنتی بادی که پس از تزریق توبرکولین در بدن تولید می شود.
trismus [�ntiˈtrizməs] پاد تنجش واره {ا}: ناتوانی در بستن دهان به دلیل اسپاسم عضلانی تونیک []
antitrypsin [�ntiˈtrizməs] پاد تنجش واره {ا}: ناتوانی در بستن دهان به دلیل اسپاسم عضلانی تونیک
trismus [�ntiˈtrizməs] پاد تنجش واره {ا}: ناتوانی در بستن دهان به دلیل اسپاسم عضلانی تونیک []
antisudorific [�ntisu:də'rifik] ضد تعریق ( اسم ) : عاملی که ترشح عرق را مهار نموده و یا کاهش می دهد؛ ■ ضد عرق ( ص ) : مهار کننده یا کاهش دهنده ترشح ع ...
antisudorific [�ntisu:də'rifik] ضد تعریق ( اسم ) : عاملی که ترشح عرق را مهار نموده و یا کاهش می دهد؛ ■ ضد عرق ( ص ) : مهار کننده یا کاهش دهنده ترشح ع ...
antisudorific [�ntisu:də'rifik] ضد تعریق ( اسم ) : عاملی که ترشح عرق را مهار نموده و یا کاهش می دهد؛ ■ ضد عرق ( ص ) : مهار کننده یا کاهش دهنده ترشح ع ...
antimicrobial resistance [�ntimaiˈkrəʊbiəl rɪˈzɪs. təns] مقاومت ضدمیکروبی {ا}: مقاومت در برابر داروهای خاص که توسط هر نوع میکروبی ایجاد شده ( یک تصور ...
antimicrobial resistance [�ntimaiˈkrəʊbiəl rɪˈzɪs. təns] مقاومت ضدمیکروبی {ا}: مقاومت در برابر داروهای خاص که توسط هر نوع میکروبی ایجاد شده ( یک تصور ...
antiinfective [�ntiˈfektiv] ضد عفونت ( اسم ) : هر عاملی که با عفونت مقابله یا از آن جلوگیری کند؛ ■ ضد عفونی ( ص ) : مقابله کننده با عفونت
antihypotensive [�ntihaipəʊ'tensiv] ضد کم فشاری خون {ا}: دارویی که برای افزایش فشار خون مورد استفاده قرار می گیرد؛ ■ ضد کم فشاری خون {ص}: افزایش دهند ...
antihypnotic [�ntihip'nɒtik] ضدخواب آور ( اسم ) : عاملی که مانع خواب می شود یا آن را به تأخیر می اندازد؛ ■ خواب شکن {ص}: متمایل به جلوگیری از خواب []
antihemorrhagic vitamin [�ntiˈhemə'r�dʒik ˈvɪtəmɪn] vitamin K =
thromboplastinogen [�ntiˈ thromboplastinogen] = Factor VIII []
antigravity posture [�ntiˈgr�viti ˈpɒs. tʃə] وضعیت ضد گرانش یا قائم {ا}: توانایی دستیابی به وضعیت ایستاده و حفظ این وضعیت که معمولاً تا پایان سال او ...
antigravity posture [�ntiˈgr�viti ˈpɒs. tʃə] وضعیت ضد گرانش یا قائم {ا}: توانایی دستیابی به وضعیت ایستاده و حفظ این وضعیت که معمولاً تا پایان سال او ...
antigen antibody reaction [�ntidʒən ˈ�n. tiˌbɒd. i riˈ�k. ʃən] واکنش پادگِن پادتن {ا}: واکنش اختصاصی یک آنتی بادی به یک آنتی ژن. این واکنش زمانی رخ م ...
Australian antigen [ɒsˈtreɪ. li. ən ˈ�n. tɪ. dʒən] پادگن استرالیایی {ا}: آنتی ژنی که در سرم بیماران مبتلا به هپاتیت حاد سرمی و در ساکنان عادی جنوب شر ...
antiembolism stocking [�ntiˈem. bə. lɪ. zəm ˈstɒk. ɪŋ] جوراب ضد رگ بستگی ( اسم ) : جوراب های کشسان تنگ که وریدهای سطحی را فشرده می کنند. این جورابها ...
antidysthanasia [�ntiˈdisθəneiˈziə] ضد دیستانازی ( اسم ) : توصیفی از اعتقاد یا تعهد به عدم استفاده از اقدامات خارق العاده برای طولانی کردن عمر بیماری ...
anthroponosis [�n. θrə. pəˈnəʊ. sɪs] انسان سرایت {ا}: فرآیندی که در آن، یک بیماری یا عفونت از انسان به حیوانات غیرانسانی یا از انسان به انسان دیگر سر ...
anophoria [�nəʊfɔːriə] لوچی پنهان بالا گرا {ا}: وضعیتی که در آن، یک چشم به سمت بالا می چرخد زیرا محور بینایی آن بالاتر از محور بینایی چشم دیگر ( که ط ...
anoperineal [einəʊperi'ni:əl] مقعدی میان دوراهی {ص}: مربوط به/ شامل مقعد و پرینه []
anocutaneous [einəʊ'kjuːˈteɪnjəs] مقعدی پوستی {ص}: شامل/ مربوط به مقعد و پوست اطراف آن []
anochromia [�nəʊkrəʊˈmiə] اطراف رنگی ( اسم ) : جمع شدگی هموگلوبین گویچه های قرمز در اطراف گلبول های سلول ها که باعث رنگ پریدگی مراکز آن ها شده و در ا ...
anniversary phenomenon [ˌ�nɪˈvɜːsəri fɪˈnɒmɪnən] پدیده سالگرد {ا}: بروز یا تشدید افسردگی، همراه با تشدید هرگونه نشانه های جسمی که همزمان با سالگرد مر ...
anisodactyly [�naisəʊ'd�ktili] نا همسان انگشتی ( اسم ) : نابرابری طول در انگشتان متناظر []
herring worm disease [ˈherɪŋ wɜːm dɪˈziːz] anisakiasis anisakiasis [�nisəkaiəsis] آنیساکیازیس/ بیماری کرم شاه ماهی ( اسم ) : عفونتی که توسط یک کرم ان ...
herring worm disease [ˈherɪŋ wɜːm dɪˈziːz] anisakiasis anisakiasis [�nisəkaiəsis] آنیساکیازیس/ بیماری کرم شاه ماهی ( اسم ) : عفونتی که توسط یک کرم ان ...
angiophilia [�ndʒiəʊfilˈiə] رگ تراوی ( اسم ) : هموفیلی، همراه با خونریزی از پوست و غشاهای مخاطی؛ وضعیتی که با افزایش زمان خونروی و فعالیت پایین فاکتو ...
angiomyopathy [�ndʒiəʊmaiˈɒpəθi] رگ عضله رنجوری ( اسم ) : هرگونه اختلال در دیواره های عضلانی رگ های خونی []
angiomyopathy [�ndʒiəʊmaiˈɒpəθi] رگ عضله رنجوری ( اسم ) : هرگونه اختلال در دیواره های عضلانی رگ های خونی []
تعادل برق کاف {ا}: تعادلی که با تعادل آب مرتبط است، زیرا الکترولیت ها یون های موجود در آب بدن هستند. این اصطلاح به غلظت یون های الکترولیت در مایع میا ...
anenzymia [�nˈenzaɪmiə] بی آنزیمی ( اسم ) : فقدان ترشح کافی یا عدم وجود یک آنزیم در بدن []
بی آنزیمی ( اسم ) : فقدان ترشح کافی یا عدم وجود یک آنزیم در بدن
بی آنزیمی ( اسم ) : فقدان ترشح کافی یا عدم وجود یک آنزیم در بدن
andromorphous [�ndrəˈmɔːfəs] مرد ریخت ( اسم ) : دارای شکل یا ظاهر یک فرد مذکر []
andromorphous [�ndrəˈmɔːfəs] مرد ریخت ( اسم ) : دارای شکل یا ظاهر یک فرد مذکر []
anatripsis [�n�tripˈsəs] آناتریپسی ( اسم ) : استفاده از مالش یا اصطکاک به عنوان درمان که ممکن است شامل استفاده همزمان از دارو باشد یا نباشد. []
anasognosia [�n�səgnəʊzˈia] آنازوگنوزی ( اسم ) : ناتوانی بیمار نیمه فلج در تشخیص معلولیت خود و یا انکار آن توسط وی []
anal character [einəl ˈk�rəktə] شخصیت مقعدی {ا}: شخصیتی که با تداوم ویژگی های شهوانی مرحله مقعدی کودکی در زندگی و رفتار بزرگسالی مشخص می شود.
در میکرب شناسی، مجموعۀ ریزاندامگان هایی که به طور طبیعی در محیط یا محل خاصی وجود دارند متـ . ریزگان طبیعی normal flora
anaclitic therapy [�nəˈklitik] اتکایی درمانی {ا}: درمانی که نیازهای وابستگی را پرورش داده و رابطه بین بیمار و درمانگر را تقویت نموده و برای کاهش احسا ...
anaclitic therapy [�nəˈklitik] اتکایی درمانی {ا}: درمانی که نیازهای وابستگی را پرورش داده و رابطه بین بیمار و درمانگر را تقویت نموده و برای کاهش احسا ...