پیشنهادهای محمدرضا سلطانی زرندی (مؤلف) (١٧,٩٣٧)
anthroponosis [�n. θrə. pəˈnəʊ. sɪs] انسان سرایت {ا}: فرآیندی که در آن، یک بیماری یا عفونت از انسان به حیوانات غیرانسانی یا از انسان به انسان دیگر سر ...
anophoria [�nəʊfɔːriə] لوچی پنهان بالا گرا {ا}: وضعیتی که در آن، یک چشم به سمت بالا می چرخد زیرا محور بینایی آن بالاتر از محور بینایی چشم دیگر ( که ط ...
anoperineal [einəʊperi'ni:əl] مقعدی میان دوراهی {ص}: مربوط به/ شامل مقعد و پرینه []
anocutaneous [einəʊ'kjuːˈteɪnjəs] مقعدی پوستی {ص}: شامل/ مربوط به مقعد و پوست اطراف آن []
anochromia [�nəʊkrəʊˈmiə] اطراف رنگی ( اسم ) : جمع شدگی هموگلوبین گویچه های قرمز در اطراف گلبول های سلول ها که باعث رنگ پریدگی مراکز آن ها شده و در ا ...
anniversary phenomenon [ˌ�nɪˈvɜːsəri fɪˈnɒmɪnən] پدیده سالگرد {ا}: بروز یا تشدید افسردگی، همراه با تشدید هرگونه نشانه های جسمی که همزمان با سالگرد مر ...
anisodactyly [�naisəʊ'd�ktili] نا همسان انگشتی ( اسم ) : نابرابری طول در انگشتان متناظر []
herring worm disease [ˈherɪŋ wɜːm dɪˈziːz] anisakiasis anisakiasis [�nisəkaiəsis] آنیساکیازیس/ بیماری کرم شاه ماهی ( اسم ) : عفونتی که توسط یک کرم ان ...
herring worm disease [ˈherɪŋ wɜːm dɪˈziːz] anisakiasis anisakiasis [�nisəkaiəsis] آنیساکیازیس/ بیماری کرم شاه ماهی ( اسم ) : عفونتی که توسط یک کرم ان ...
angiophilia [�ndʒiəʊfilˈiə] رگ تراوی ( اسم ) : هموفیلی، همراه با خونریزی از پوست و غشاهای مخاطی؛ وضعیتی که با افزایش زمان خونروی و فعالیت پایین فاکتو ...
angiomyopathy [�ndʒiəʊmaiˈɒpəθi] رگ عضله رنجوری ( اسم ) : هرگونه اختلال در دیواره های عضلانی رگ های خونی []
angiomyopathy [�ndʒiəʊmaiˈɒpəθi] رگ عضله رنجوری ( اسم ) : هرگونه اختلال در دیواره های عضلانی رگ های خونی []
تعادل برق کاف {ا}: تعادلی که با تعادل آب مرتبط است، زیرا الکترولیت ها یون های موجود در آب بدن هستند. این اصطلاح به غلظت یون های الکترولیت در مایع میا ...
anenzymia [�nˈenzaɪmiə] بی آنزیمی ( اسم ) : فقدان ترشح کافی یا عدم وجود یک آنزیم در بدن []
بی آنزیمی ( اسم ) : فقدان ترشح کافی یا عدم وجود یک آنزیم در بدن
بی آنزیمی ( اسم ) : فقدان ترشح کافی یا عدم وجود یک آنزیم در بدن
andromorphous [�ndrəˈmɔːfəs] مرد ریخت ( اسم ) : دارای شکل یا ظاهر یک فرد مذکر []
andromorphous [�ndrəˈmɔːfəs] مرد ریخت ( اسم ) : دارای شکل یا ظاهر یک فرد مذکر []
anatripsis [�n�tripˈsəs] آناتریپسی ( اسم ) : استفاده از مالش یا اصطکاک به عنوان درمان که ممکن است شامل استفاده همزمان از دارو باشد یا نباشد. []
anasognosia [�n�səgnəʊzˈia] آنازوگنوزی ( اسم ) : ناتوانی بیمار نیمه فلج در تشخیص معلولیت خود و یا انکار آن توسط وی []
anal character [einəl ˈk�rəktə] شخصیت مقعدی {ا}: شخصیتی که با تداوم ویژگی های شهوانی مرحله مقعدی کودکی در زندگی و رفتار بزرگسالی مشخص می شود.
در میکرب شناسی، مجموعۀ ریزاندامگان هایی که به طور طبیعی در محیط یا محل خاصی وجود دارند متـ . ریزگان طبیعی normal flora
anaclitic therapy [�nəˈklitik] اتکایی درمانی {ا}: درمانی که نیازهای وابستگی را پرورش داده و رابطه بین بیمار و درمانگر را تقویت نموده و برای کاهش احسا ...
anaclitic therapy [�nəˈklitik] اتکایی درمانی {ا}: درمانی که نیازهای وابستگی را پرورش داده و رابطه بین بیمار و درمانگر را تقویت نموده و برای کاهش احسا ...
amyelia əmai'i:liə] بی نخاعی { اسم } : یک ناهنجاری مادرزادی که با فقدان طناب نخاعی مشخص می شود .
amyelia əmai'i:liə] بی نخاعی { اسم } : یک ناهنجاری مادرزادی که با فقدان طناب نخاعی مشخص می شود .
amydriasis [əmˈidriasiz] مردمک تنگی {ا}: انقباض و تنگ شدگی مردمک چشم
amydriasis [əmˈidriasiz] مردمک تنگی {ا}: انقباض و تنگ شدگی مردمک چشم
amphoteric [�mfəˈterik] دوخصلتی { اسم } : دارای دو ویژگی متضاد، به ویژه در مورد ماده ای گفته می شود که به عنوان هر دو حالت اسید یا باز واکنش می دهد.
دوخصلتی { اسم } : دارای دو ویژگی متضاد، به ویژه در مورد ماده ای گفته می شود که به عنوان هر دو حالت اسید یا باز واکنش می دهد.
amphodiplopia [�mfədi'pləʊpiə] دوسو دوبینی {�اسم�}�:�تصویر�دوگانه و دوبینی�در�هر دو�چشم []
amphodiplopia [�mfədi'pləʊpiə] دوسو دوبینی {�اسم�}�:�تصویر�دوگانه و دوبینی�در�هر دو�چشم []
amphitrichate [�mfiˈθaimiə] دو تاژکی { اسم } : توصیف گر میکروارگانیسمی که دارای یک یا چند تاژک در هر دو انتها می باشد. []
amphitrichate [�mfiˈθaimiə] دوسو تاژکی { اسم } : توصیف گر میکروارگانیسمی که دارای یک یا چند تاژک در هر دو انتها می باشد. []
amphithymia [�mfiˈθaimiə] دو خویی {ا}: حالت احساسی که در آن، دوره های افسردگی و شادی به تناوب جایگزین یکدیگر می شوند . []
amphithymia [�mfiˈθaimiə] دو خویی {ا}: حالت احساسی که در آن، دوره های افسردگی و شادی به تناوب جایگزین یکدیگر می شوند . []
amorph [ə'mɔ:f] اَریخت {ا}: یک ژن غیرفعال که هیچ نوع عمل و جنبشی ندارد .
amnemonic [�m'ni:mənik] اختلال حافظه ای {ص} : مرتبط با اختلال حافظه یا مسبب آن []
amnemonic [�m'ni:mənik] اختلال حافظه ای {ص} : مرتبط با اختلال حافظه یا مسبب آن []
amnalgesia [�mnəl'dʒi:ziə] حافظه درد زدایی {�اسم�}�:�برانداختن�درد�یا�حافظه�درد�که�ممکن است�با�استفاده�از�داروهای�خاص�و یا�با�هیپنوتیزم�ایجاد�شود�. ...
amnalgesia [�mnəl'dʒi:ziə] حافظه درد زدایی {�اسم�}�:�برانداختن�درد�یا�حافظه�درد�که�ممکن است�با�استفاده�از�داروهای�خاص�و یا�با�هیپنوتیزم�ایجاد�شود�. ...
amblygeusia [�mbli'gju:siə] تار چشی {�اسم�}�:�کُندی�موقت�یا�دائم�حس�چشایی
amblygeusia [�mbli'gju:siə] تار چشی {�اسم�}�:�کُندی�موقت�یا�دائم�حس�چشایی
allochezia [�ləʊˈki:ziə] دگر دفعی {ا}: 1. دفع مدفوع از طریق یک مجرای غیر طبیعی در بدن؛ 2 . دفع مواد غیر مدفوعی از طریق مقعد
allochezia [�ləʊˈki:ziə] دگر دفعی {ا}: 1. دفع مدفوع از طریق یک مجرای غیر طبیعی در بدن؛ 2 . دفع مواد غیر مدفوعی از طریق مقعد
algophily [�lɡəʊˈfili] درد دوستی { اسم } : انحراف جنسی که با عشق بیمارگونه به تحمیل، تجربه یا فکر کردن به درد مشخص می شود.
algophily [�lɡəʊˈfili] درد دوستی { اسم } : انحراف جنسی که با عشق بیمارگونه به تحمیل، تجربه یا فکر کردن به درد مشخص می شود. []
air boot [eə buːt] پوتین هوا {ا}:�یک�اسپلینت�یا�پروتز�بادی�برای�اندام�تحتانی که�از�مچ�پا�تا�زانو�رسیده و�برای�حذف�فشار� ( با�دور�نگه داشتن�پا�از�تخت ...
air boot [eə buːt] پوتین هوا {ا}:�یک�اسپلینت�یا�پروتز�بادی�برای�اندام�تحتانی که�از�مچ�پا�تا�زانو�رسیده و�برای�حذف�فشار� ( با�دور�نگه داشتن�پا�از�تخت ...
air bath [eə b�θ] حمام هوا {ا}: مواجهه�درمانی�بدن�برهنه�با�هوای�روانِ�گرم�مرطوب []