پیشنهاد‌های امیرحسین سیاوشی خیابانی (٣٣,٦٨٦)

بازدید
٣٦,٩٧١
پیشنهاد
٠

Old salt = a sailor who has had a lot of experience of sailing. The bar was packed with old salts who'd travelled all across the world, sharing stor ...

پیشنهاد
٢

Who has a mouth goes to Rome.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

flipping Get this flipping dog out of here!

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

flipping Get this flipping dog out of here!

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

flipping Get this flipping dog out of here!

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تتق نیلی. [ ت ُ ت ُ ق ِ ] ( ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) کنایه از آسمان است. ( برهان ) ( آنندراج ) . آسمان. ( فرهنگ رشیدی ) ( ناظم الاطباء ) . || ابر سیاه. ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تتق نیلی. [ ت ُ ت ُ ق ِ ] ( ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) کنایه از آسمان است. ( برهان ) ( آنندراج ) . آسمان. ( فرهنگ رشیدی ) ( ناظم الاطباء ) . || ابر سیاه. ...

پیشنهاد
٠

A barbershop

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

sweat blood ( over/for/on sth )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

betray your beliefs/principles/ideals etc

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

درخوش. [دَ خوَش ْ / خُش ْ ] ( اِ مرکب ) شوق. اشتیاق. ( برهان ) ( آنندراج ) . خواهش. آرزو. میل. محبت. ( ناظم الاطباء ) .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

درخوش. [دَ خوَش ْ / خُش ْ ] ( اِ مرکب ) شوق. اشتیاق. ( برهان ) ( آنندراج ) . خواهش. آرزو. میل. محبت. ( ناظم الاطباء ) .

پیشنهاد
٠

چون بم و زیر سازگار شدن کنایه از هم آغوش شدن چون در آن قصر تنگبار شدیم چون بم و زیر سازگار شدیم ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص 508 )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

چون بم و زیر سازگار شدن کنایه از هم آغوش شدن چون در آن قصر تنگبار شدیم چون بم و زیر سازگار شدیم ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص 508 )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

چون بم و زیر سازگار شدن کنایه از هم آغوش شدن چون در آن قصر تنگبار شدیم چون بم و زیر سازگار شدیم ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص 508 )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

چون بم و زیر سازگار شدن کنایه از هم آغوش شدن چون در آن قصر تنگبار شدیم چون بم و زیر سازگار شدیم ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص 508 )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

چون بم و زیر سازگار شدن کنایه از هم آغوش شدن چون در آن قصر تنگبار شدیم چون بم و زیر سازگار شدیم ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص 508 )

پیشنهاد
٠

give ( one ) food for thought

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

( جوانة ) جوانة. [ ج َوْ وا ن َ ] ( ع اِ ) سرین و دبر. ( منتهی الارب ) . اِسْت. ( ذیل اقرب الموارد از قاموس ) .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

بوی پرست. [ پ َ رَ ] ( نف مرکب ، اِ ) سگ شکاری را گویند که جانوران را به بوی پیدا میکند. ( برهان ) . سگ شکاری را گویند که کلب المعلم باشدو به بوی ، ج ...

پیشنهاد
٠

بوی پرست. [ پ َ رَ ] ( نف مرکب ، اِ ) سگ شکاری را گویند که جانوران را به بوی پیدا میکند. ( برهان ) . سگ شکاری را گویند که کلب المعلم باشدو به بوی ، ج ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

بوی پرست. [ پ َ رَ ] ( نف مرکب ، اِ ) سگ شکاری را گویند که جانوران را به بوی پیدا میکند. ( برهان ) . سگ شکاری را گویند که کلب المعلم باشدو به بوی ، ج ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

بوی پرست. [ پ َ رَ ] ( نف مرکب ، اِ ) سگ شکاری را گویند که جانوران را به بوی پیدا میکند. ( برهان ) . سگ شکاری را گویند که کلب المعلم باشدو به بوی ، ج ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

warm someone’s behind

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

warm someone’s behind

پیشنهاد
٠

( مثل آب اماله رفت وآمد کردن یا آمدن و رفتن ) معنی اصطلاح - > مثل آب اماله [ به جایی ] رفت وآمد کردن / آمدن و رفتن پی درپی و بی دلیل معین [ به جایی ] ...

پیشنهاد
٠

( مثل آب اماله رفت وآمد کردن یا آمدن و رفتن ) معنی اصطلاح - > مثل آب اماله [ به جایی ] رفت وآمد کردن / آمدن و رفتن پی درپی و بی دلیل معین [ به جایی ] ...

پیشنهاد
٠

( مثل آب اماله رفت وآمد کردن یا آمدن و رفتن ) معنی اصطلاح - > مثل آب اماله [ به جایی ] رفت وآمد کردن / آمدن و رفتن پی درپی و بی دلیل معین [ به جایی ] ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Standard ( 1608 ) : direct me to her bed - chamber. My noble firelock of a flesh pistol. CoL. Follow thy colours my brave worthy, mount up thy standa ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Standard ( 1608 ) : direct me to her bed - chamber. My noble firelock of a flesh pistol. CoL. Follow thy colours my brave worthy, mount up thy standa ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

Standard ( 1608 ) : direct me to her bed - chamber. My noble firelock of a flesh pistol. CoL. Follow thy colours my brave worthy, mount up thy standa ...

پیشنهاد
٠

Standard ( 1608 ) : direct me to her bed - chamber. My noble firelock of a flesh pistol. CoL. Follow thy colours my brave worthy, mount up thy standa ...

پیشنهاد
٠

Standard ( 1608 ) : direct me to her bed - chamber. My noble firelock of a flesh pistol. CoL. Follow thy colours my brave worthy, mount up thy standa ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Standard ( 1608 ) : direct me to her bed - chamber. My noble firelock of a flesh pistol. CoL. Follow thy colours my brave worthy, mount up thy standa ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Standard ( 1608 ) : direct me to her bed - chamber. My noble firelock of a flesh pistol. CoL. Follow thy colours my brave worthy, mount up thy standa ...

پیشنهاد
٠

bald - headed hermit

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

bald - headed hermit

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

bald - headed hermit

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

bald - headed hermit

پیشنهاد
٠

bald - headed hermit

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

bald - headed hermit

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

( as ) bald as a baby's backside

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

( as ) bald as a baby's backside

پیشنهاد
٠

( اگر آخوند مفت گیر کسی بیاید موش های خانه را هم عقد می کند ) معنی اصطلاح - > اگر آخوند مفت گیر کسی بیاید، موش های خانه را هم عقد می کند کنایه از شخص ...

پیشنهاد
٠

( اگر آخوند مفت گیر کسی بیاید موش های خانه را هم عقد می کند ) معنی اصطلاح - > اگر آخوند مفت گیر کسی بیاید، موش های خانه را هم عقد می کند کنایه از شخص ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

pecs

پیشنهاد
٠

To play dumb

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

fair - weather friends

پیشنهاد
٠

بچه و ملاح و مست در امان ایزد است.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

( هوشة ) هوشة. [ هََ ش َ ] ( ع اِمص ، اِ ) فتنه. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) . || برانگیختگی. || اضطراب و اختلاط. ج ، هَوَشات. ( اقرب الموارد ) ...