نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
even keeled: شخصی که نه خیلی زود عصبانی میشه و ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
beat around the bush: صغری کبری چیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put on medication: تجویز دارو
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
put on medication: تجویز دارو
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
dying: به معنای خیلی مشتاق هم هست
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
coupon code: کد تخفیف
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
coupon code: کد تخفیف
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hail: زنده باد!
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
i'm game: من پایه ام!
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
i'm game: من پایه ام!
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
commuting: ایاب و ذهاب
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get the most out of something: بیشترین بهره را از چیزی بردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
get the most out of something: بیشترین بهره را از چیزی بردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
quite a: محشر that was quite a day: عجب روز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lake house: نوعی خونه که تو محوطه ش دریاچه داره ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on assignment: در حال تهیه گزارش
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
parted: برای مو به معنی فرق دار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
parted: برای مو به معنی فرق دار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
flip through: چرخ زدن در کانال ها
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hostess gift: کادویی که ملت خونه همدیگه می برن. د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
hostess gift: کادویی که ملت خونه همدیگه می برن. د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
awfully: بدجوری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
heck: مؤدبانه ی hell
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
drive out: مسافرت کردن / گشت وگذار با ماشین
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
i rest my case: دیدی گفتم!
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
i got this: این با من!
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go to song: بخش بی معنای آهنگ؟
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
quite something: چیزی که خیلی جالبه.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
say out loud: بلند گفتن ( مخالف تو دل گفتن )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
prequel: برای پیش تولید فیلم هم استفاده میشه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
over with: تمام شده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
over with: تمام شده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take care of: راست و ریس کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tweet out: توییت کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
catch a flight: مثل take a flight با تاکید بیشتر بر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
catch a flight: مثل take a flight با تاکید بیشتر بر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
plain soda: آب گازدار فکر کنم.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
such a thing: یه همچین چیزی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
such a thing: یه همچین چیزی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
locked out: پشت در مانده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
no danger: یا there's no danger وقتی که اطمینا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
vet tech: دامپزشک
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
beet red: خیلی قرمز / مثل چغندر قرمز
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
beet red: خیلی قرمز / مثل چغندر قرمز
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
neshama: توانایی حس روح
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
starting today: از امروز
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
at an early age: From an early age از سنین کم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dmed: گذشته ی DM
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
family driven: خانواده دوست
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
early early on: فکر کنم یعنی از اول اولش
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
money launderer: پول شو
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make an apology: Apologize عذرخواهی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
self centered: selfish
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lose mind: قاطی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
death penalty: Capital punishment
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nigger please: وقتی یه سیاه پوست داره خیلی دری وری ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pop by: آمدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pop by: آمدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lotta: بدون a هم به کار میره.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
chilled out: راحت
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
godsister: یک چیزی شبیه خواهرخوانده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unstuff: محتویات چیزی را بیرون ریختن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take a life: جان کسی را گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be up: بیدار بودن / ماندن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be up: بیدار بودن / ماندن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
yard card: نوشته ها و پلاکاردهای بزرگ در حیاط ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go on the grand: رفتن پای کار
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pretty damn: به طرز وحشتناکی pretty damn good: خ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
turn to mush: نرم کردن کسی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get time to: زمان گذاشتن / اختصاص دادن به چیزی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get time to: زمان گذاشتن / اختصاص دادن به چیزی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on feet: رو پا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
slow: خلوت و کساد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
grandkid: نوه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
grandkid: نوه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
inspirit: وقتی کسی در جایی حاضر نیست ولی دلش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
imperative: به نظرم �واجب� ترجمه ی خوبیه. it's ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bump around: تکون خوردن شدید به این ور و اون ور
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bump around: تکون خوردن شدید به این ور و اون ور
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
count days: روزشماری کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
twister: نوعی بازی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
twister: نوعی بازی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
auction off: به بالاترین قیمت فروختن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
auction off: به بالاترین قیمت فروختن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in town: in the town
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put it this way: جور دیگری بیان کردن let's put it th ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
put it this way: جور دیگری بیان کردن let's put it th ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you watch: حالا می بینی!
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you watch: حالا می بینی!
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let's no push it: بذار سختش نکنیم!
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come in threes: شبیه تا سه نشه بازی نشه. bad thing ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on the count of three: بشمر سه وقتی به شماره ی سه رسیدیم ( ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on the count of three: بشمر سه وقتی به شماره ی سه رسیدیم ( ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
play on the lower side: فکر کنم یعنی دست پایین گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
community center: سرای محله
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
indoors: تفاوت indoor و indoors: indoor صفت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cto: chief technical officer
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
none of my concern: به من ربطی نداره / واسه من مهم نیست
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can't get over: باور نشدن I can't get over: باورم ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
can't get over: باور نشدن I can't get over: باورم ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sub: برای غذا به معنی ته بندی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
work off: سوزوندن ( مثلا کربوهیدرات )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take off: با eye معنی چشم برداشتن هم میده.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
neat: معادل فارسی �ردیف� به نظرم خوبه.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
baby due: موعد زایمان
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
made up of: Made of معمولا برای مفرد و made up ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
off camera: پشت دوربین
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
takes a lot: کلی کار داره یا زمان می بره.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be sold out of something: چیزی رو فروختن و تموم کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make a flight: Fly پرواز کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take a drink: نوشیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that's more like it: اون بهتره
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
that's more like it: اون بهتره
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be in: آماده بودن - - - در زمینه ای فعال ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
auto repair: تعمیرگاه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sorry i missed you: ببخشید که ندیدمت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sorry i missed you: ببخشید که ندیدمت
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get a chance: فرصت کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
get a chance: فرصت کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stay on one's toes: آماده بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sophisticated: فرهیخته
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that's funny: عجیبه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give a treat: give someone a treat: یه کار ویژه ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
and say: وقتی یه چیزی یادتون نمیاد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
objectively speaking: اگه بخوایم بی طرف صحبت کنیم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
objectively speaking: اگه بخوایم بی طرف صحبت کنیم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
Copy: does anybody copy? کسی می شنوه؟
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
sim: simulate
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have eyes on sth: پاییدن / جمع بودن حواس به چیزی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hang a right: turn right
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
at the hands of sb: از دست کسی رنج کشیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
at the hands of sb: از دست کسی رنج کشیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
way before: خیلی وقت پیش
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on it: [در پاسخ] همین کار رو می کنم.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
on it: [در پاسخ] همین کار رو می کنم.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
only ever: همان only با تاکید بیشتر فقط و فقط
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
only ever: همان only با تاکید بیشتر فقط و فقط
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
looky there: اونجارو!
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dust bunny: در فارسی بهش �پرز� میگن. تجمع گرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dust bunny: در فارسی بهش �پرز� میگن. تجمع گرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
handful: کسی که کنترلش سخته
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get a look: نگاهی انداختن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get a look: نگاهی انداختن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get a visual on sth: پاییدن چیزی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'll be danged: وقتی کسی خیلی تعجب می کنه استفاده م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get voicemail: رفتن روی پیام گیر
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
daily special: غذا / فروش ویژه ی روز
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
boiler: موتورخونه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the same as usual: طبق معمول
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
your attention please: لطفا توجه فرمایید
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
step outside: بیرون رفتن و یه گردش کوتاه کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
obsess over: قفلی زدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in condition: in ( good ) condition: حال و شرایط ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep promise: وفا کردن به خود
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sales executive: مسئول فروش
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i could tell: متوجه شدم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do shopping: خرید کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get a lift: سواری گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get a lift: سواری گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
community garden: نوعی باغ که به صورت جمعی اداره میشه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
at any point: at any time
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be hard on something: تاثیر بدی بر چیزی گذاشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
swim trunks: مایو
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how in the world: in the world برای تاکید و نشان دادن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
train set: اسباب بازی های ریل و قطار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
train set: اسباب بازی های ریل و قطار
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come to a stop: رسیدن به شرایطی که هیچ کس یا هیچ چی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
close second: دومین چیزی که به اولی خیلی نزدیکه.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in their right minds: اصطلاح شبیه آدم عاقل در فارسی Who i ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wad of cash: دسته ی اسکناس لول شده با کش
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hurt feelings: جریحه دار کردن احساسات کسی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hurt feelings: جریحه دار کردن احساسات کسی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
focus up: توجه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
real quick: very quickly
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get eyes on: چهارچشمی مراقب چیزی بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
anyways: anyway
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give a choice: فرصت انتخاب دادن به کسی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
set for life: خیلی تجهیزات داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spazz out: از دست دادن کنترل / موجب از دست کنت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
old times: قدیما
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
old times: قدیما
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
by a factor of: چند برابر شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
garbage day: روز خونه تکونی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lose marbles: از دست دادن عقل have you all lost y ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the worst is yet to come: بدترش هنوز مونده و اتفاق نیفتاده بد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
from now on: as of today
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hail to: درود بر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
head in: آماده شدن برای ورود
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
something the matter: Something wrong
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
work up: ارتقای کار و بالا بردن سطح
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
recharge batteries: recharge one's batteries: تجدید قوا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
recharge batteries: recharge one's batteries: تجدید قوا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get oriented: آشنا شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
owie: آسیب خفیف و دردناک
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
put together: خوش تیپ و خوش لباس نیز well put tog ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
well put together: کسی که صفت های خوبی دارد و آدم خوبی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
language exchange: نوعی روش یادگیری زبان که افراد با ز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
language exchange: نوعی روش یادگیری زبان که افراد با ز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a tiny bit: a little bit
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cast adrift: Be cast adrift: شناور شدن بدون کنتر ...
٢ سال پیش