برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

Seyyedalith

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 in the world برای تاکید و نشان دادن تعجب میاد
شبیه �کجای دنیا�
١٤٠٠/٠٤/٠١
|

2 مایو ١٤٠٠/٠٣/٣١
|

3 تاثیر بدی بر چیزی گذاشتن ١٤٠٠/٠٣/٣٠
|

4 at any time ١٤٠٠/٠٣/٢٧
|

5 نوعی باغ که به صورت جمعی اداره میشه ١٤٠٠/٠٣/٢٦
|

6 توده‌ی وسایل مثل لباس که کپه میشه. ١٤٠٠/٠٣/٢٥
|

7 سواری گرفتن ١٤٠٠/٠٣/٢٥
|

8 خرید کردن ١٤٠٠/٠٣/٢٤
|

9 متوجه شدم ١٤٠٠/٠٣/١٩
|

10 مسئول فروش ١٤٠٠/٠٣/١٨
|

11 وفا کردن به خود ١٤٠٠/٠٣/١٨
|

12 in (good) condition:
حال و شرایط خوبی داشتن
١٤٠٠/٠٣/١٦
|

13 قفلی زدن ١٤٠٠/٠٣/١٥
|

14 بیرون رفتن و یه گردش کوتاه کردن ١٤٠٠/٠٣/١٤
|

15 لطفا توجه فرمایید ١٤٠٠/٠٣/١٣
|

16 لطفا توجه فرمایید ١٤٠٠/٠٣/١٣
|

17 طبق معمول ١٤٠٠/٠٣/١٢
|

18 موتورخونه ١٤٠٠/٠٣/١١
|

19 غذا / فروش ویژه‌ی روز ١٤٠٠/٠٣/١١
|

20 رفتن روی پیام‌گیر ١٤٠٠/٠٣/١١
|

21 وقتی کسی خیلی تعجب می‌کنه استفاده میشه. ١٤٠٠/٠٣/٠٩
|

22 پاییدن چیزی ١٤٠٠/٠٣/٠٩
|

23 نگاهی انداختن ١٤٠٠/٠٣/٠٩
|

24 قطع بودن و از کار افتادن هر چیزی ١٤٠٠/٠٣/٠٩
|

25 به معنای آزاد کردن وقت هم هست ١٤٠٠/٠٣/٠٩
|

26 پیچوندن کسی هم معنی میده ١٤٠٠/٠٣/٠٩
|

27 کسی که کنترلش سخته ١٤٠٠/٠٣/٠٨
|

28 در فارسی بهش �پرز� میگن.
تجمع گرد و غبار به صورت یک توده معمولا در گوشه‌های دیوار
١٤٠٠/٠٣/٠٨
|

29 اونجارو! ١٤٠٠/٠٣/٠٨
|

30 همان only با تاکید بیشتر ١٤٠٠/٠٣/٠٧
|

31 [در پاسخ] همین کار رو می‌کنم. ١٤٠٠/٠٣/٠٦
|

32 خیلی وقت پیش ١٤٠٠/٠٣/٠٦
|

33 از دست کسی رنج کشیدن ١٤٠٠/٠٣/٠٦
|

34 turn right ١٤٠٠/٠٣/٠٦
|

35 پاییدن / جمع بودن حواس به چیزی ١٤٠٠/٠٣/٠٦
|

36 simulate ١٤٠٠/٠٣/٠٦
|

37 does anybody copy?
کسی می‌شنوه؟
١٤٠٠/٠٣/٠٦
|

38 اگه بخوایم بی‌طرف صحبت کنیم ١٤٠٠/٠٣/٠٦
|

39 وقتی یه چیزی یادتون نمیاد ١٤٠٠/٠٣/٠٤
|

40 give someone a treat: یه کار ویژه برای کسی کردن یا یه چیز خاص براشون گرفتن ١٤٠٠/٠٣/٠٤
|

41 عجیبه ١٤٠٠/٠٣/٠٤
|

42 بلد بودن کار
He knew his stuff: اون کارش رو بلد بود.
١٤٠٠/٠٣/٠٢
|

43 فرهیخته ١٤٠٠/٠٣/٠٢
|

44 آماده بودن ١٤٠٠/٠٣/٠٢
|

45 فرصت کردن ١٤٠٠/٠٢/٣١
|

46 ببخشید که ندیدمت ١٤٠٠/٠٢/٣١
|

47 تعمیرگاه ١٤٠٠/٠٢/٣١
|

48 در هوا ماندن ١٤٠٠/٠٢/٣٠
|

49 آماده بودن
---
در زمینه‌ای فعالیت داشتن
I'm in construction: تو کار ساخت و سازم.
١٤٠٠/٠٢/٣٠
|

50 اون بهتره ١٤٠٠/٠٢/٢٩
|