نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
clotting disorder: اختلال انعقادی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sorry for your loss: عرض تسلیت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sorry for your loss: عرض تسلیت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
communicable disease: بیماری مسری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
communicable disease: بیماری مسری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
in the first instance: در وهله اول
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in the first instance: در وهله اول
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
porch pirate: کسی که چیزی را از پشت در منزل دیگرا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not one: وقتی در ابتدای جمله می آید یعنی "حت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take effect: کاربردی شبیه شروع اجرا شدن قانون و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the longer: هر چه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
the longer: هر چه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ink a deal: عقد قرارداد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
march down: نظر کاربر حامد بازیاد که به اشتباه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cover off: معانی پیشنهادی: پوشش دادن / رونمایی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as of today: از امروز
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
as of today: از امروز
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
injuries sustained: جراحات وارده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make deliveries: تحویل دادن سفارش های رستوران ها و س ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
respects: جهات
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
respects: جهات
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
out of sympathy: out of در اینجا معنی due to می دهد: ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
loud: جلف ظاهرا
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
every single time: هر دفعه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
off the charts: at a very high level
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
off the charts: at a very high level
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bum off: تلکه کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it has more to do with: بیشتر به این مربوطه که . . .
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
for myself personally: واسه شخص خود من
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rite of passage: آیینی برای عبور از یک مرحله ی زندگی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do school: انجام کارهای مدرسه فقط برای نمره نه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my thing: کار یا فردی که ازش لذت می بریم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
my thing: کار یا فردی که ازش لذت می بریم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the meat of: بخش اصلی چیزی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
the meat of: بخش اصلی چیزی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this kind of stuff: این جور چیزا [که پیشتر ذکر شده]
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
seem like: به نظر میاد که انگار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
seem like: به نظر میاد که انگار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
move around: دوردور کردن / تابیدن! ( اصفهانی )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ground up: چرخ کردن گوشت نیز
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a ton of: a lot of
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
a ton of: a lot of
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
meld: مخلوط شدن و ممزوج شدن با هم meld to ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pour off: برای عرق ریختن به کار میره
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cabbage slaw: سالاد کلم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take attention: توجه طلبیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be perched on above something: روی چیزی یا لبه ی چیزی بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
nerdy: خوره nerdy about animals: خوره ی حی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
big: مهم و برجسته
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
recenter: دوباره تمرکز خود را به دست آوردن
٢ سال پیش