تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

!Comeback here this instant برگرد اینجا همین الان!

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تولید شد

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آبجوری دارک، نوشیدنی الکلی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

حتمی، واجب، لازمه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نظر خود را بیان کردن، احساسات رو بیرون دادن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فهمیدم قضیه چیه! فهمیدم داستان چیه!

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تکه، قطعه A single lump of clay یک تکه از سفال ( یا خاک رس )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بزن کنار مثلا وقتی پلیس به ماشینی میگه بزن کنار، Face away

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Adolescence بلوغ During adolescence دوره ی نوجوانی = Puberty بلوغ

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

A large, tall cabinet in which clothes maybe hung or stored کمد لباس

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

Nervous or unable to relax : : caffeine make me jittery

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٣

شور و اشتیاق

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

مربوط به آموزش و روش های تدریس Pedagogical methods روش های آموزشی Pedagogical knowledge دانش آموزشی یا دانش تدریس

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

افعال کمکی ( be, do , have and modals )

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

They have a fearless leader.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روز درختکاری Arbor درخت، بوستان

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Arbor day Arbor بوستان ، درخت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Last طول کشیدن ، Summer camp 🏕 Last 21 days . کمپ تابستانی ۲۱ روز به طول انجامید.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

رویدا های هم زمان , اتفاقاتی که هم زمان با هم انجام بشن. مثال I was reading while she was making dinner

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مستحقق افزایش حقوق I deserve a raise حقمه حقوقمو افزایش بدید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نامحلول یا غیرهمگن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

از اون آدما ، مثل He's the sort of person who never gives up او از اون آدمایی هستش که هرگز تسلیم نمیشه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یه جورایی یعنی : رو خط شانس ، خوش شانسی متوالی و پشت سر هم یا روند خو ش شانسی مثال: we're on a lucky streak, we've won the last six games in a row ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شکل گسترده در ریاضی نظام جدید آموزش اعداد را با روش های جالب گسترده کردن به بچه ها آموزش میدهند. یعنی بچه ها بهش های میلیون ، هزار و صدگان و دهگان و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Glance : یه نگاه کوچیک مثلا At first glance, the painting seemed simple

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

آگاهانه consciously created their future. آگاهانه آینده شون را خلق کردند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چسبیدن به کسی یا چیزی I laughed onto him early on

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دسترسی پیدا کردن Had tapped into something larger than himself به چیزی بزرگتر از خودش دسترسی پیدا می کنه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

گاهی دسترسی هم معنی می شود ، مثلا He has tapped into something larger than himself به چیزی بزرگتر از خودش دسترسی پیدا می کنه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

معرکه You look stunning 😍

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

حصار ، It's jumped over the fence

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نوع ، جور . The sort of that makes me strong. یه نوع از آن منو قوی می کنه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

How to deal چطور برخورد کنیم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Justify در متن ها در word معنی ترازبندی رو میده. مثلا justify, distribute the text.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

هفت خوان رستم Rostam's seven labours Labour خوان

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

لثه هم معنی میده!

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تقریبا تمومه!

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

جدول یا صفحه ای شطرنجی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

شهربازی playground شهربازی سرپوشیده indoor playground

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

دوشیدن ،

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٧

برعکس کردن یک چیز . . .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

مغرور، خودشیفته،

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

خود شیفته، خود پسند

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

خصومت خانوادگی،

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

صحیح . . .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

پرونده بسته شد.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

جریمه ش کنی؟

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

A farmer with a cart یک کشاورز با گاری

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٣

Knit hat : کلاه بافتنی

١