latch onto


(عامیانه) به دست آوردن، دو دستی چسبیدن به، گرفتن و رها نکردن، مثل کنه چسبیدن به
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

عبارت ( phrase )
(1) تعریف: (informal) to fasten oneself to.

- Latch onto my arm.
[ترجمه ترگمان] دستم را روی بازوی من گذاشت
[ترجمه گوگل] لکه بر روی بازوی من
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to get by, or as though by, catching and holding.
مشابه: fasten

به انگلیسی

• obtain, gain; comprehend, understand, catch on; join with, attach oneself to

ارتباط محتوایی

معانی متفرقه( عامیانه ) به دست آوردن، دو دستی چسبیدن ب ...بررسی کلمهعبارت ( phrase ) • ( 1 ) تعریف: ( informal ) to fasten oneself to. - Latch onto my arm. ...انگلیسی به انگلیسیobtain, gain; comprehend, understand, catch on; join with, attach oneself to
معنی latch onto، مفهوم latch onto، تعریف latch onto، معرفی latch onto، latch onto چیست، latch onto یعنی چی، latch onto یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف l، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف l، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف l
کلمه بعدی: latch up
اشتباه تایپی: مشفزا خدفخ
آوا: /لتچ اونتو/
عکس latch onto : در گوگل
معنی latch onto

پیشنهاد کاربران

- گرفتن و نگه داشتن چیزی
He latched onto her arm and wouldn't let go
- شروع به انجام کاری با علاقه
He latched onto music as a way to relax
- نزدیک کسی یا چیزی ماندن
Soon after she got to the party, some strange man latched on to her and wouldn't go away
چنگ زدن به
قویا تاکید کردن بر چیزی, اصرار بر یک چیز, همان مثل مرغ فقط یه پا داره
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما