Sara qazizadeh

Sara qazizadeh

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



wipe١١:٢٧ - ١٤٠٠/٠٩/٠٦دستمال کشیدن . Wipe the table. میز رو دستمال بکشگزارش
0 | 0
second helping١٥:٤٢ - ١٤٠٠/٠٩/٠١در مورد غذا : دوباره بکش.گزارش
0 | 0
ellipsis points١٩:٢٥ - ١٤٠٠/٠٨/٢٣چند نقطه . . .گزارش
0 | 0
urge on٢١:٢٢ - ١٤٠٠/٠٨/١٩برانگیخته شدن. Urged on by the smell of smoke. با بوی دود برانگیخته شده بود .گزارش
0 | 0
silly me١١:٢٢ - ١٤٠٠/٠٨/١٥من بی فکر.گزارش
0 | 0
tricked١٩:٤٥ - ١٤٠٠/٠٨/٠٩I tricked you گولت زدمگزارش
0 | 0
popcorn kernels٢٢:٥٤ - ١٤٠٠/٠٦/١١دانه ی ذرتگزارش
0 | 0
hooked on٠٦:٥٦ - ١٤٠٠/٠٦/٠٣تمرکز کردن روی چیزیگزارش
0 | 0
surround٠٥:٠٦ - ١٤٠٠/٠٦/٠٣پیرامون He passed away in a hospital surrounded by his family. او در پیرامون خانواده اش در بیمارستان فوت کرد.گزارش
2 | 1
epilation١٩:٠٤ - ١٤٠٠/٠٥/٢٩در آوردن مو از ریشه ، مثل لیزر کردن موگزارش
0 | 0
jet lagged١٣:٣٠ - ١٤٠٠/٠٥/٢٨بهم خوردن خواب. مثل : half asleepگزارش
0 | 1
stop fighting١٦:١٢ - ١٤٠٠/٠٥/٢٢دعوا نکنید. . .گزارش
0 | 0
large print١٦:٠٢ - ١٤٠٠/٠٥/٢٢حروف بزرگ مثلا تو جدول حل کردن ها این واژه استفاده میشه.گزارش
0 | 0
i mean it٠٠:٢٦ - ١٤٠٠/٠٥/٢٢I'm mean it : I'm not joking=گزارش
2 | 0
banking on١٢:٣٨ - ١٤٠٠/٠٥/٢٠روش حساب کردن. That's what I'm. banking on. به همین خاطر روش حساب میکنمگزارش
0 | 0
popular with٢٣:٥٠ - ١٤٠٠/٠٥/١٠Music popular with teenagers موسیقی مورد علاقه نوجوانانگزارش
5 | 0
take attendance٢٢:٠٣ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩I'll be taking attendance حضور غیاب میکنم. . .گزارش
0 | 0
in your own words١٧:٥٩ - ١٤٠٠/٠٥/٠٧In your own words: با واژه های خود [با زبان خود] Tell me what happened in your own words. با زبان خودت به من بگو که چه اتفاقی افتاد.گزارش
0 | 0
related issues١٧:٥٠ - ١٤٠٠/٠٥/٠٧مسائل مربوط به. . For Server related issues, please press the 1 وقتی به جایی زنگ می زنیم تلفن گویا جواب میده مثلاً : برای مسائل مربوط به خدمات لطفا ... گزارش
0 | 0
chores١٣:٠١ - ١٤٠٠/٠٥/٠٣My mom nagging me about chores. گزارش
7 | 1
daydreaming١٢:٢٢ - ١٤٠٠/٠٥/٠٣I've been daydreaming حواسم پرت بوده. . .گزارش
2 | 1
vehicle registration١٢:٢٠ - ١٤٠٠/٠٥/٠٣کارت ماشین. . .گزارش
0 | 0
pierogi١١:٥٠ - ١٤٠٠/٠٥/٠٣پیراشکی. My favorite food is pierogies .گزارش
0 | 0
midriff٢١:٢٩ - ١٤٠٠/٠٥/٠١ناف Rachle your midriff is showing.گزارش
0 | 0
have fun٢٢:١٨ - ١٤٠٠/٠٤/٢٩خوش باش ، لذت ببر Have fun learning از یادگیری لذت ببر . .گزارش
0 | 0
we are going to tie the knot١٢:٢٤ - ١٤٠٠/٠٤/١٦میخواهیم ازدواج کنیم .گزارش
0 | 0
what's the scoop١١:٥٦ - ١٤٠٠/٠٣/١٤چه خبر؟گزارش
0 | 0
scoop١١:٥٦ - ١٤٠٠/٠٣/١٤What's the scoop? چه خبر . . .گزارش
0 | 0
get along١١:٢٧ - ١٤٠٠/٠٣/١٤Have you been getting along? میگذره؟گزارش
0 | 1
forward١١:١٩ - ١٤٠٠/٠٣/١٤در بعضی جا ها ، پررو یا گستاخ هم معنی میشه . مثلاً : I don't mean to be forward . . .گزارش
2 | 0