نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come into blossom: شکوفه دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be the cat whiskers: تحسین برانگیز بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
move up: جابجا کردن از سطحی به سطح بالاتر ر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
district: منطقه ناحیه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sustainable: مستمر و بدون ضرر برای محیط زیست
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
task with: وظیفه چیزی را بعهده داشتن. Are tas ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
do market research: بازارسنجی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
access point: نقطه دسترسی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
magnet school: مدرسه نمونه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
magnet school: مدرسه نمونه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sobering reminder: تذکر جدی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sobering reminder: تذکر جدی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
terrible memory: حافظه افتضاح
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
share an opinion: نظر مشترکی داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
share an opinion: نظر مشترکی داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
juvenile delinquent: بزهکار نوجوان
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
juvenile delinquent: بزهکار نوجوان
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
accidental gunshots: تیراندازی اتفاقی و تصادفی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
possession: اموال و دارایی مالکیت و داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
alarming rate: نرخ هشدار دهنده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
alarming comparison: مقایسه هشداردهنده و نگران کننده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
active citizen: شهروند فعال و پویا
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ensuring safety: تضمین امنیت
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mass people: Public
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get a licence: مجوز گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
artificial organs: اندام های مصنوعی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cripple: فلج کردن زمین گیر کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
crippling: فلج کننده مثلا Crippling sanction ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
paralyze: فلج کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
handicap: Disability معلولیت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on the table: یک گزینه است که باید مورد توجه قرار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
the proof of pudding is in the eating: مشک آن است که ببوید نه آنکه عطار بگ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
grow attached: وابسته شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
develop a particular liking: به چیزی علاقمند شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fleeting pleasure: لذت زودگذر
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
all time favourite: همیشه مورد علاقه . مثلا My all ti ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
clear preference: ترجیح و اولویت آشکار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
clear preference: ترجیح و اولویت آشکار
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
discuss an issue in depth: موضوعی را کاملا بررسی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
paint one: لاک زدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
vivid colours: رنگهای روشن و زنده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
physical exertion: کارهای سخت فیزیکی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
indie: موسیقی یا گروه یا . . . که مستقل از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on the road to ruin: در خطر نابودی بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on the road to disaster: در حال نابودی و فاجعه آفرینی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on the verge of: در شرف در آستانه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
keep up: 1 ) ادامه دادن continue 2 ) به کسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
keep pace with: سرعت خود را با چیزی حفظ کردن . پا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
give notice: اخطار دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
give notice: اخطار دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bring something to someone: کسی را متوجه چیزی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
come to one: متوجه چیزی شدن توجه کسی را جلب کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
time taking: Time consuming وقت گیر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dead end job: کار بیهوده و بی آینده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
entry level job: شغل سطح پایین
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
romanticise: بهتر جلوه دادن آرمانی جلوه دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
romanticise: بهتر جلوه دادن آرمانی جلوه دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
technological invention: اختراعات تکنولوژیکی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
studded: Full off Replete with
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
studded: Full off Replete with
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
interrupt one's train of thought: رشته افکار کسی را پاره کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be commensurate: متناسب بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
follow the lead: الگوبرداری کردن .
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mendacious: دروغین کذب
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
indulge: جامه عمل پوشاندن ارضا کردن عملی کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
compare notes: تبادل نظر کردن Exchange views
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
acquired character: ویژگی اکتسابی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
acquisition process: پروسه یادگیری و اکتساب
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
gain notoriety for: بدنام شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
blow out: پنچر شدن خاموش کردن با فوت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
blow up: منفجر کردن اغراق کردن خاموش کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
proliferate: با سرعت زیاد شدن Increase rapidly
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bring in funds: سرمایه و پول به ارمغان آوردن وارد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spend time in absurdity: به بطالت و پوچی گذراندن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be short of something: کم داشتن از چیزی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be short of something: کم داشتن از چیزی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
uphold the constitution and the law: قانون را حفظ کردن از قانون پاسداری ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
catch wise: Become aware
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
drastic: جدی و موثر Serious
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
petty thief: آفتابه دزد دله دزد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you have to take the good with the bad: باید خوب و بد رو باهم پذیرفت
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a young idler an old beggar: جوان تنبل امروز گدای پیر فرداست
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you pay your money and take your choice: هرچقدر پول بدی آش میخوری
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you can do anything but not everything: میتونی هر کاری رو انجام بدی اما نه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
you must lie on the bed you have made: خود کرده را تدبیر نیست
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you can't mend a broken egg: آب رفته به جوی باز نمیگرده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you can't have your cake and eat it too: نمیشه هم خدارو بخوای هم خرما
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
boon or bane: شمشیر دولبه یه چیزی که هم می تونه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cornerstone: رکن اساسی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make fashion statement: باعث جلب توجه شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
looming: نوظهور نزدیک شونده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get over: فایق آمدن بر یک شرایط سخت و ناخوشای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
frame up: پاپوش درست کردن پرونده سازی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
frame up: پاپوش درست کردن پرونده سازی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
gain a share of the market: سهمی از بازار به دست آوردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
play the lead role: نقش اصلی را بازی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
steep slope: شیب تند
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
steep slope: شیب تند
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
computer programmer: برنامه نویس
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mediate: وساطت کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take a leave: مرخصی گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it serves you right: حقته
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
it serves you right: حقته
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
overthrow: Topple سرنگون کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
uncultivated talent: استعداد کشف نشده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
delve into: Do research
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
gravity: جاذبه و گرانش اهمیت و جدیت یک موضو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
administrative hierarchy: سلسله مراتب اداری
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
surmount the barriers: غلبه کردن بر موانع
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
admin jobs: مشاغل مدیریتی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
empirical: تجربی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
brush off: محل ندادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
micromanage: بیش از حد تحت نظر گرفتن کسی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
follow up: پیگیری کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
scandal: رسوایی ننگ آبروریزی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
accretion: رشد تدریجی افزایش
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
integral: ضروری بنیادی اساسی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
indoctrinate: القا کردن تعلیم دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
proscribe: ممنوع کردن قدقن کردن محکوم کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
appraise: ارزشیابی کردن تخمین زدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
appraise: ارزشیابی کردن تخمین زدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
tablecloth: سفره رومیزی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
core values: اصول و ارزش های بنیادی و اصلی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be a matter of sth: موضوع . . . مطرح بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
go after: دنبال چیزی رفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get fragile: شکننده شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
broken family: خانواده از هم پاشیده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
occupational hazard: خطرات و مشکلاتی که یک شغل خاص ممکن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
driving force: نیروی محرکه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
motive power: نیروی محرکه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pretext: بهانه دست آویز Excuse
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
genome manipulation: دستکاری ذخیره ژنتیکی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
organ cloning: کلون کردن اعضای بدن شبیه سازی کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get butterflies in your stomach: مضطرب شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
to come to know: آگاه شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
reusable bottles: بطری هایی که بارها میشه ازشون استفا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
four legged friends: Pet حیواناتی مثل گربه یا سگ
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go for a bike ride: برای دوچرخه سواری رفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
every single day: هرروز
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
odd days: روزهای فرد که البته همون طور که دوس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
redolent with: معطر با . حاکی از . The atmospher ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
transportation means: وسایل حمل و نقل مثل ترن، ماشین ، مت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
modes of transport: روش های حمل و نقل
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shipment cost: هزینه پست یا ارسال Postage
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
reformable: اصلاح پذیر
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cops and robbers: بازی دزد و پلیس
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
blemish: در جایگاه اسم نقص یا لک یا عیبی که ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
blandish: چاپلوسی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
blandisher: چاپلوس
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
terminal: کشنده و لاعلاج. پایانه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get a blow out: Get or have a blowout. یعنی پنچر ش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fix a flat tire: برطرف کردن پنچری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
interface: نقطه اتصال وجه مشترک. رابط
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
lie down on the job: کم کاری کردن .
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
booty: دومعنی داره . غنیمت جنگی و تاراج ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
multiple: متعدد فراوان
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
refugee camp: اردوگاه پناهندگان
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
refugee camp: اردوگاه پناهندگان
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
asylum seeker: متقاضی پناهندگی یا همون پناه جو
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
political asylum: پناهندگی سیاسی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
political asylum: پناهندگی سیاسی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
economic migrant: مهاجر اقتصادی کسی که به دلایل اقتصا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
racial prejudices: تعصبات نژادی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
boundary line: خط مرزی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
utilitarian: کاربردی سودمند عملی سودمندگرا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
give credit to: تحسین کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
inward: درونی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
exert leverage: اعمال نفوذ کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
speak well of: از خوبی کسی تعریف کردن. خوب گفتن ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
speak well of: از خوبی کسی تعریف کردن. خوب گفتن ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
atonement: تاوان غرامت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
atonement: تاوان غرامت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
discrepancy: ناسازگاری تناقض
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
falsify: تحریف کردن Distort
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
within the scope of: در حوزه در محدوده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
civil life: زندگی شهری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
civic responsibility: وظایف شهری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
carbon footprint: مقدار دی اکسید کربن منتشر شده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
carbon footprint: the amount of carbon dioxide releas ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tv personality: شخصیت های معروف تلویزیون
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
impersonate: جعل هویت کردن خود را به جای کسی جا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cold blood: با بی رحمی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بنر های تبلیغاتی: Street banners
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get away from it all: از مشکلات و مسائل روزمره دور شدن و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
living things: موجودات زنده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
living being: Living things موجودات زنده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
living creatuse: جانداران
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
married life: زندگی متأهلی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
married life: زندگی متأهلی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
balk at: امتناع ورزیدن رد کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
balk at: امتناع ورزیدن رد کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
roll in: ظاهر شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
under patronage: تحت حمایت
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make application: درخواست دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stall: دکه . ناگهان متوقف شدن. ناگهان خا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hit on: Hit on the right things. به هدف زد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
get to grips with sth: خم و چم چیزی را فهمیدن . از چیزی س ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
drag in: وسط کشیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
drag in: وسط کشیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
i would say: من فکر میکنم که. به نظر من
٢ سال پیش