نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
piece of work: آدم نوبر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take away: از بین بردن. گرفتن و بردن . بیرون ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
virtuous circle: چرخه مطلوب چرخه ای که افزایش یک فا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sought after: پر طرفدار. High demand
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
gain speed: سرعت گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
carry out to the letter: جزء به جزء و طبق دستورالعمل انجام د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have your number: دستتو خوندم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
give me a buzz: The tea gave me a buzz. یعنی خیلی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
leave no stone unturned: از هیچ تلاشی فروگذار نکردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
through thick and thin: در بالا و پایین های زندگی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be out of the count: در خواب عمیق بودن بیهوش بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
age before beaty: اول بزرگترها
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cry wolf: دروغ گفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
here we are: رسیدیم اینم از این
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
here you are: وقتی چیزی به کسی میدیم به معنی بفرم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stuck in a rut: دچار روزمرگی و کاری تکراری شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
dead against: مقابل
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you can take it to the bank: من کاملا تضمینش میکنم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
see eye to eye: تفاهم داشتن دیدگاه های مشترک داشتن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in tandem: همگام هم راستا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
هواخوری: Go airing
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get caught: دستگیر شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fashion victim: کسی که بیشتر از اینکه خوب بنظر بیاد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
keep your temper: آرامش خودتو حفظ کن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it charges the earth: خیلی گرونه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
wee hours: صبح خیلی زود
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
call off the dogs: بی خیال شدن بحثی رو تموم کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ask for sb's hands: درخواست ازدواج کردن Propose
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
go a long way: تاثیر بسزایی داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
get it wrong: اشتباه متوجه شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get it wrong: اشتباه متوجه شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
record number: تعداد بی سابقه ای از A record numb ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
a hive of activity: یه جای شلوغ و پلوغ
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
next of kin: اقوام نزدیک
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
follow in someone's footsteps: راه کسی را ادامه دادم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
down to: مسیولیت چیزی بعهده کسی بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
so as: تا اینکه بخاطر اینکه منفیش میشه S ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
blessed event: تولد نوزاد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
down to the ground: از هر جهت
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give someone some slack: یه کم به کسی امان دادن . راحتش گذا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
rat race: سگ دو زدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
play your cards right: بهترین استفاده رو از موقعیت بدست او ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
learn the ropes: خم و چم چیزی رو یادگرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have a heart of gold: بخشنده و مهربان بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
charitable institutions: موسسه خیریه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ephemeral: زودگذر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
deployment: به کار گیری استقرار نیروها
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
dirty trick: حقه کثیف سیاست بازی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stake out: پاییدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
well rounded: آدمی که آچار فرانسه ست و همه چی بلد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
all fours: On all fours چهار دست و پا
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
normal work hours: ساعات کاری عادی و نرمال
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unsocial work hours: ساعات کاری که نرمال نیستن و بقیه ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
go along with: موافق بودن موافقت کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
trading: تجارت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
disillusioned: سرخورده مایوس
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
have a guilty conscience: وجدان ناراحتی داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take to: عادت کردن از کسی یا چیزی خوش اومدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be on someone: به حساب کسی بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
old hand at something: کارکشته و وارد بودن در کاری
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
after effects: اثرات متعاقب
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
after effects: اثرات متعاقب
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bombardment: بمباران
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bombardment: بمباران
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
drift apart: Grow apart کم کم از همه فاصله گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
have a soft spot for somebody: نسبت به کسی مهر و محبت داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
have a soft spot for somebody: نسبت به کسی مهر و محبت داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get broken: شکستن خراب شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
serious looking: جدی موقر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
gunrunner: دلال اسلحه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
winding sheet: کفن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go senile: فرتوت شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
mother child bond: محبت مادر فرزندی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have a go: امتحان کردن چیزی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give stitches: بخیه زدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sketch: طرح کلی یا طرح زدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
outlandish: عجیب و غریب
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
onerous duties: وظایف دشوار.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
lose favor: Lose favour with someone حمایت کسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
find favour with someone: حمایت کسی را جلب کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
turn a blind eye to something: عمدا نادیده گرفتن چشم پوشی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in the distance: دور دست اما در میدان دید دور اما ق ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
how come: چطور ممکنه چرا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rings a bell: به نظر آشناست
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
jalopy: ابوقراضه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
action replay: ویدیو چک
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to live in peace and brotherhood: زندگی کردن در صلح و برادری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have a change of heart: تغییر عقیده دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
spending money: پول تو جیبی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stardom quality: قابلیت ستاره شدن معروف شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the root of the problem: منشأ مشکل
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
waves of disappointment: امواج ناامیدی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep the ideas flowing: خلاقیت را حفظ کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep a conversation flowing: مکالمه را ادامه دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fiery tempered: تندخو
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spark outrage: خشم کسی را برانگیختن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get off to a rocky start: شروع سختی داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
plant seeds of hope: بذر امید کاشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
seeds of jealousy: بذر حسادت
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go vegan: گیاهخوار شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wise decision: تصمیم عاقلانه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tough decision: تصمیم سخت
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
trust one: به حس درونی خود اعتماد کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
strongly disapprove: شدیداً مخالف بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
counter someone: جواب انتقاد کسی را دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
frown of disapproval: اخم نارضایتی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
frown of disapproval: اخم نارضایتی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
outstanding performance: عملکرد یا اجرای عالی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
speak highly of: از کسی یا چیزی تعریف کردن به خوبی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
win someone: تاییدو موافقت کسی را جلب کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hate someone with passion: شدیداً از کسی بیزار بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
develop a strong aversion: از چیزی شدیداً بیزار شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
blind hatred: نفرت کورکورانه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take an instant dislike: در نگاه اول از چیزی بد آمدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
great love: عشق بزرگ
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
clearly state: به وضوح بیان کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
substantiate a claim: ادعایی را اثبات کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
leaked document: سند فاش شده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
keep off the grass: روی چمن ها نرید
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
look after number one: اول خود را در نظر گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
aggregate: مجموع
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
cognizant: باخبر مطلع آگاه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get the best value of something: بهترین استفاده را از چیزی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
trust one intuition: به حس درونی خود توجه و اعتماد کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
openly accuse: آشکارا متهم کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep to something: پایبند بودن به چیزی در مسیری ماندن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take major strides: گام های اساسی برداشتن اقدامات جدی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take exception: آزرده شدن برخوردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
sesame: کنجد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sesame: کنجد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a vile smell: بوی بد بوی گند
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
back to the salt mines: بعد از تعطیلات به مدرسه یا سرکار بر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
establish a good rapport: رابطه خوبی ایجاد کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
all talk: آدمی که همش حرف میزنه و اهل عمل نیس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
over the worst: رو به بهبود بودن در حال ریکاوری بود ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
make a visit: ویزیت کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make an analogy: قیاس کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sociality: اجتماعی بودن ( اسم )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
reproductive organs: اندام های تناسلی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
nestle: لمیدن در جای امن قرار داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
nestling: جوجه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
come across: سه معنی داره ۱ ) اتفاقی به چیزی بر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
railway carriage: واگن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
potable water: آب آشامیدنی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put a hex on someone: کسی را طلسم کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put a spell on someone: کسی را طلسم کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be under a spell: طلسم بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stepping stone: سکوی پرتاب پله ترقی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
scapegoat: قربانی کسی که تقصیر رو میندازن گرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
throw one: از قدرت نفوذ و توان خود استفاده کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
be one: آزاد و مستقل بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
declare war: اعلام جنگ کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
declare war: اعلام جنگ کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stockpiling weapons: انبار کردن تسهیلات
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
deploy troops: استقرار نیروها
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
launch an attack: حمله کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
launch an offensive: حمله نظامی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
launch an offensive: حمله نظامی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
horrors of war: تبعات وحشتناک جنگ
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
horrors of war: تبعات وحشتناک جنگ
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
civilian casualties: تلفات غیرنظامی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
civilian casualties: تلفات غیرنظامی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
restore peace: برگرداندن صلح
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fragile peace: صلح ناپایدار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fragile peace: صلح ناپایدار
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bring stability: ثبات آوردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take it from me: اینو از من داشته باش
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put your mind to it: حواس خودتو جمع کن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nothing of the kind: اینطور نبودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
troubled marriage: ازدواج پرتشویش
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
happily married: خوشبخت صفت برای افرادی که ازدواج م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
repulse: دفع کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you had me at hello: از همون اول دلمو بردی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
how dare you: چطور جرات میکنی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
speak your mind: حرف دلتو بزن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lovey dovey weather: هوای دونفره
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lovey dovey weather: هوای دونفره
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pop the trunk: صندوق رو بزن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pop the trunk: صندوق رو بزن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dandruff shampoo: شامپو ضد شوره
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
from the bottom of my heart: از صمیم قلبم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
kick out: اخراج کردن با تیپا بیرون انداختن Ge ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a guess: حدس زدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have a guess: حدس زدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
award winning: صفت برای فیلم یا موزیک یا هرچیزی که ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be on the point of doing something: About to نزدیک بودن به انجام کاری ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
newcomer: تازه وارد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
above board: صادق روراست
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
above board: صادق روراست
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
change one: نظر خود را عوض کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stringed instruments: سازهای زهی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wind instruments: سازهای بادی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
change hands: دست به دست شدن از کسی به مالک بعدی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be on one: در راه بودن . I'm on my way توراه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
facial expressions: حالت های چهره
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
facial expressions: حالت های چهره
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in a draw: The match ended in a draw بازی مسا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i bit him to frighten you: به در گفتم دیوار بشنوه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
can of worms: موضوع دردسرساز
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a ready wit: حاضرجواب
٢ سال پیش