پیشنهادهای صمد توحیدی(شهرام) (٣,٥٥٦)
جشن گرفتند. ناجشن گرفتند. برد خود را جشن گرفتند. ناباخت خود را جشن گرفتند. ناباخت خود را به جشن پرداختند. باخت خود را ناجشن گرفتند. نابرد خود ر ...
" بیشتر : " ترجیحاً.
: نُوشِه ":مشروب.
رفته رفته ؛ ۱_گفتنی است. ۲_نوشتنی است. میره میره ( می رود می رود ) گفتنی است باآنکه نوشتنی در روزنامه و مجلّه و کتاب درسی نیست. مگوییم و می نویسیم ...
پیگیری:تایید. پیروی:تقلید. " پیگیریِ پیروی از کار دیگران ":تاییدِ تقلید از کار دیگران
خواهان فرستش دیگر واژه پردازی های؛ جمعیت در ، زم. زمگه که تا کنون نیامده اند میباشم آنها را فرست فرمایید. پیشاپیش سپاسانتا.
تحلیلات ثانوی.
بیخیال نَوَرد. بی خیال. بی خیالی طی کردن. بی خیالی نمودن.
آیا گزاره های ویژه پذیرفتنی و پژوهیدنی هستند و یا نیستند. " ویژه ": شخصی.
" یابِشگِرد ":حواس جمع.
سرود. شعر. چام. چامک. بیت ۱_سرود دانسته از سراینده. ۲_سرودبسته به سراینده. شعر؛ از او است. ۲_شاید از اوست. ودر دیگر نوشته ها و. . . . . . . . .
زِم. زِمگه. زمگاه. جَم. جمعیت"گروه. گروهش. شمار. شمارش. انبوه. انبوهش. بسیاره. بسیارش. بسیاران. بسیارانش. بسیارانشی. بسیارانشیت. بسیاریتان. بسیارانه. ...
" کودتا نما ":شبه کودتا.
ید طولایی دارد : " دست دارد ".
" دست کم. دست زیاد. دستبالا. دست پایین. دستفرا. دست فرو. دست فرازین. دست فرودین. دست بیش. دست کم . دست بیشتر. دست کمتر. دست افزا. دست کما. دست بیشتری ...
بنگر که به جاودان خرد می باشد. وین راه و روند نیک و بد می باشد. اینک که جهان مینوی را داریم. بنگر ز چه روی دست رد می باشد. شهرام.
آکَنش وار. آکَنش واره. آکنش وارگی. . آکنش مند. آکنش گون. آکنش گونه. آکنش گونگی. پراکنش وار. پراکنش واره. پراکنش وارگی. پراکنش مند. پراکنش مندی. آکنش ...
آکنده#پراکنده. جمعیت؛ ۱_آکنده. ۲پراکنده. آکندگی جمعیت و پراکندگی جمعیت. آکند و پراکند. آکنش و پراکنش. آکنا و پراکنا. آکناییت و پراکناییت. آکن ...
" برنامه. برنامه دادن. برنامه دانی. برنامه ریز. برنامه ریزی . برنامه مند. برنامه مندی":تعیین تکلیف.
" کوه کشان ":کهکشان.
" گیرندهء دلها. گرفتگر دلها. گرفت ور دلها. گیرآور دلها. گیراوردلها ":فاتح دل ها.
دلگیر. دلبر. دلباز. دلراز. دلجو. دلخو. دل نام. دل کام. دل گام. دل خام. دل وار. دل کاز. دل جار. دل پار. دل سار. دل ساز. دل ناز. دلنا. دلتیره. دلزار. د ...
" دل یافت. دل یافت ها. دل یافته. دل یافته ها ":الهام.
" خود سرکش ":نفس اماره. " خود سرزنش ":نفس لوامه. " خود یافتش ":نفس ملهمه. " خود ساختش ":نفس مطمئنه.
" کارکرده . فرسوده. کهنه . دست دوم ":مستعمل.
" زاد روز ":تولد. متولد. " مُرد روز ":توفی. متوفی. " زادهء ": متولد. " درگذشتهء ":متوفی.
" آیین سودیابی ":مکتب فایده ( استفاده ) . دفع الضرر و کسب المنفعه:" زیان زدایی و سودیابی ". آیین سود یابی و زیان زدایی برای همگان هست در همهء رشته ...
قفا نبک من ذکری حبیب و منزل. . . . ایستاده می گرییم به یاد یار و دیار . . . . . . گویا واژهء قفا حال باشد قفاً نبک من ذکر ی حبیب و منزل. بسقط اللو ...
" زمان آویزان. زمان آویخته. آویزگاه. آویخت گاه . گاه آویخته. گاه آویزان . وقت آویزان. وقت آویخته . آویختگاه. آویزگاه . آویزانه. آویختانه. زماناویز. ز ...
" برخورد نگرها. برخورد نگرش ها ":تضارب آرا.
" برخورد رای ها. برخورد دیدها. برخورد دیدگاه ها ":تضارب آرا.
" ( زی. زییِّ. گِرِی. لری ) . تند. باشتاب. دردم. بیدرنگ. درجا. تا بگویی خداش. برقی. چونان برق. یکدَم. نه ایستی. نمانی. نماند. نه ایست ":فوری.
تن تنانی: تن رنجانی.
تن آسا:تن رنج . تناسایی:تن رنجایی. تناسا:تن رنجا. تناسان: تن رنجان. تن پرور=تن آسان. تن آسانی=تن پروری. تن آسان: تن رنجان.
" آرامشی. آسایشی. آرامش خواه. آسایس خواه. آرامش پذیر. آسایش پذیر. آرامش دوست. آسایش دوست. آسای آسا. آسایش آسا. آرامش دوست. آرام آسا. آرایش گرا. آسایش ...
" جاخواه. جایجو. جاجو. رتبه خواه. بالاخواه. بالاجو. ولاخواه. والاجو. والاجوی. بالا نشین. بالخواه. والاخواه. والاخواهی. بالاخواهی. " :جاه طلب.
" آسودگی خواه. آسایش خواه. آسود. آسوده. آسودا. آسایشی ":راحت طلب.
پیشه ها به روند در همهء رشته ها به روند امروزی رسیده اند؛ در دانستنیهای چهار گانهء دانشها فرزانشها آیینها ورازوریها و کم کم در نمودارهای تمدنی به امر ...
" کَلَنجار " :دیالکتیک ( کشمکش ) .
" باز بینی بِینَما . بازنگری بِینَما ":ویدیو چلنج.
" رسنها. . پیوندها. درها. سازها. برگها. ساز و برگها. ابزارها. مایه ها ":اسباب تقدیم.
" پیش فرست ":تقدیم.
" پیش داشت. پیش انداخت. پیش کش ":تقدیم.
مجلس خبرگان رهبری:" همایش سنای رهبری ".
فرخنده. آزاده. گرامی. نیک. خوش. خوشبخت:اسعداللهُ ایامَکم؛ روزهایتان؛ گرامی. فرخنده. گرامی. نیک. آزاده. خوش. خوشبخت. شاد. شادمان. رها. رستگا ...
" روزهای خدا ":ایام الله. " روز خدا ":یوم الله.
کار. کارش. بار. بارش. کارش و بارش. برخوردش. سرش. سامانس. سرش و سامان. برخوردش. نهادش. نهادینگی. باز خورد. بازخوردش. برخورد . برخوردش. برخوردس و بازخو ...
" سبک. برخورد ":وضع موجود.
نهاد کنونی. سامان کنونی. سر و سامان کنونی. روند کنونی. راه کنونی. رسم کنونی . راه و رسم کنونی. ترز کنونی. برخورد کنونی. کنش کنونی. واکنش کنونی. کنش و ...