پیشنهاد‌های صمد توحیدی(شهرام) (٥,١٠٣)

بازدید
٦,٩٣٧
تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تا گوهرهء نمود هستی جان است. تا جان دراین گوهرهء پنهان است. آن کیست که از خود کند این گوهره را. آنند که دل ربودن از ایشان است. شهرام. ص.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فردی که به دانشوری اش پوی کند. فردیست که خانوادگیش را کوی کند. آنک بنمایید کدامین برتر. هر کو که همایشی به هر سوی کند. شهرام. ص.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گاهی که تو غمگنی و گاهی شادی. گاهی که فرو پاشیده یا آبادی. هنگامهء زندگی چنین بنمایند. هرگز به کجا اوج و کجا افتادی. شهرام. ص.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مردم بنگر سرسبدند هر گل را. بنگر به غزل نموده اند بلبل را. در سبک دگر می نگری سنبل را. در جام و جم اینک بنگر غلغل را. شهرام. ص.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بنگر تو به خویشت که چنین در کاری. گاه دگری فتاده در بیکاری. این است روند زندگی پیروز است. با خلق وخود و خدا چه می انگاری. شهرام. ص.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دانش بنگر دانشورش می داند. فرزانه به فرزانگی اش می ماند. ای بس که فراموش رازور نام کند. دینورز نگر که در تلاش می خواند. شهرام. ص.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تئوری:" دیدوری. دیدورزی. دیدواری. دیدواره. دیدوارگی. دیورزندگی. دیدورندگی. دیدبان. دیدبانی. دیدایی. دیدینه. دیدبنگی دیدینورزی. دیدینوری. دیدش. دیدشور ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آنانکه به هنگام به هنگام کنند. چندین روند را به یک گام کنند. با دانش و اندیشه و سنجش نگرند. بر بام جهان ستاده و کام کنند. شهرام. ص.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یزدان بباید که بود الگویت. شیطان نکند تا لانه ای در کویت. صد طرح دروغین نشانت بدهند. تا آنکه به بد نگرود آن نیکویت. شهرام. ص.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صد سبک فسانه و اساطیر بود. تاروی به زندگی فرا گیر بود. مردم که بباید که الهی گردد. از چه به هر آنچه دست در زیر بود. شهرام. ص.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باید به روند جاودان کوش کنی. هرگز نشود به هر کسی گوش کنی. یک رشته به راه زندگانی یابی. تا راه رهایی را از این هوش کنی. شهرام. ص.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بر هیچ باور باورت چون باشد. بر نا باوری باورت افزون باشد. در باور فرا یا به فرو دستی هست. بی این همه ات داوریت دون باشد. شهرام. ص.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گر پیکر تراش پر نبوغی بودم. بر پیکره ها تندیس می افزودم. در اوج و نگاه و ایستار همگان. راهی بنمودم که بخود پیمودم. شهرام. ص.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هر کس به روند خود روایی دارد. وآن نیز نگر که ره به جایی دارد. هر کو که به کار وبار خود پردازد. وآن هم که به دید آشنایی دارد. شهرام. ص.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در این شرایط انسان انسان است. شیر هم که به مرج بیشه را سلطان است. بی ارج و مرج نتوان برتر شد. بر تر ز چه رو این بودت یا آن است. شهرام. ص.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تادر اقیانوسی شناور گردی. یا دانستنی ها را به باور گردی. باچند کتاب و ظرف آب در دستت. دانسته و آب را چه داور گردی. شهرام. ص.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بر راه و روند دیگران پا مگذار. خودهم به فراز و به فرود دانه مدار. آنجا که فراخود آرمانی داری. در بیگه و گاه هست آیینه مدار. شهرام. ص.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بنگر به کتاب که گفت من برتر . یا آن کتابخانه که می گفت من سر. هر یک به شناسایی هم رو کردند. دیدند که باشد شاخه و سایه وبر. شهرام. ص.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

می چون گل سرخ است چمن را بنگر. یا آبشار است و دمن رابنگر. ور طرّهء یار است زمن را بنگر. گر چون رسیدن است سمن را بنگر. شهرام. ص.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بنگر که چرخندشِ چرخن کردند. هم نیز سه گوششِ سه گوشن کردند. هم نیز چهار گوش ِ چارن کردند. از گلخن و هم نیز زگلشن کردند. شهرام. ص.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک چند بگفتیم کیک در کار است. یا آنکه فلان بنگر بیسار است. بهمان به سر بلندی و نامش هست. اینهابه روند روزگار بسیار است. شهرام. ص.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تاریخ اگر نبود نباشد انسان. بنگر توبه مهرش خدای یزدان. هر چیز برای خود تاریخی دارد. خود ناظر و هم خدای و هم از خویشان. شهرام. ص.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سوگند به آنکه من به او زنده بوم. هم نیز به مهرورزیش سر زنده بوم. با مهر و در کنار تو من هستم . آن هم بنگر تر افرازنده بوم. شهرام. ص.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زیگار چه شیرین و چه تلخ می گذرد. در شوشتر و یا به بلخ می گذرد. زیگار روند توست رسی یا نرسی. در غرّه بود و یا به سلخ میگذرد. شهرام. ص.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ابزار که ابزار الهی نبود. هرچند روندیته به کاری نبود. از دانش و فرزانش و آیین وز راز . بی راست ودرست فرّ همایی نبود. شهرام. ص.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اینک که به جاودانه با هم هستیم. از این روند راستین سرمستیم. اینک که منش به جاودان هست روا. این راه و رند بگویدمان رستیم. شهرام. ص.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در نیک وبد ی زندگی رو کردیم. واندر بهشت ودوزخش خو کردیم. هر آنچه که هست روندخود را دارد. ما خود به فرا همه چنان خو کردیم. شهرام. ص.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از قم ز نجف یا اصفهان یا تبریز. از دانشی و واز عالم و مشک آمیز. آن کیست که پیروز بود در جاوید. یاآنکه تبه گن باخت در رستاخیز. شهرام. ص.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اخلاق نباشد خط قرمز هم نیست. بگذشتن از خطوط قرمز از کیست. ای خلق خدا که از خدا می گویید. بهداشت نما کز بهرهء هستی چیست. شهرام. ص.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بر خواست خدا خود نتوان برتر شد. هرچند به نیایشی و چشمت تر شد. زیرا که خدا بهتر ز ما میداند. اینسان بتوان ز روزگاران سر شد. شهرام. ص.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تاریخ ز آتلانتیس کجا بیرون است. آن هم ز گزارشی کز افلاطون است. هر کس که به آرمان خود میباشد. بنگر که روند روزگاران چون است. شهرام. ص.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بر خیز و بگو یک غزل ناب بیار. یا یک ز ترانه ناب و نایاب بیار. هر دفتر ودیوان ورق میزن خود. یک چام بود در خور و هم باب بیار. شهرام. ص.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در صحنه بوی پیدا و یا پنهان به. آرام و یا تو را سخن گویان به. آزاد و به آزادگی ات در کاری. ماند به ترانه ای نویس یا خوان به. شهرام. ص.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گفتند به پندار وبه کردار نمای. در هرچه بود تو نیک در کار نمای. در نیک و بد و فرای هر آنچه بود. هر مکتب و هر آیین و انگار نمای. شهرام. ص.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بنگر به دو دانشور اسلام ایران. میگوی فرا پورسینا یا ریحان. وآنگاه میان خیام و معصومی. می گوی کدام برتر بود از اینان. شهرام. ص.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از دانش و فرزانش و آیین وز راز . بر همّت قطب الدین شیرازی ناز . با آن همه آثار که از خود بنهاد. آن کیست که خود راکندش در انباز. شهرام. ص.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ایشان بنگر چقدر عزیز است و گرام. آورده برای ما ز قانون پیام. بنگر به نگر بزرگوار است ایشان. بی رشوه و بی دود و دم و گام به گام. شهرام ص.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خواهی که به آرمانشهر خود دست رسی. باید ز هر آنچه هست در بست رسی. تا آنکه به دیگران نیایدت آزاری. این است خداخواهی و در هست رسی. شهرام. ص.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ای مرد خدا یار تو باد نیک بدان. وی زن خدا یار تو باد نیک بدان. تا راه خدای پیش گیری یابی. پیروز تویی بزن همین تیک بدان. شهرام. ص.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گفتار و به کردار و به پندار نگر . نیکو بنگر این همه بسیار نگر . گر نیک و بد و فرای اینها باشد. ور نی تو سزای خویش را خوار نگر. شهرام ص.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ای یار بیا که زندگی ساز شویم. در راه بلند خود هم آواز شویم. در راز گشایی مهربانی داریم. مانندهء سرو و سوسن انباز شویم. شهرام. ص.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آیین خرد دانستنی ها دارد. خود گل بود و گل به هوا می کارد. دانستهء تو چار بود یادت باد. این درّ بنگر بلبل و گل را آرد. شهرام. ص.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گاهی که به شادی ای روی می آریم. گویی همه شادی آن را ماییم. وآنگاه که جشن رو به پایان آرد. برسبک وروند زندگی می شاییم. شهرام. ص.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک روز به کوی زندگی روی کنید. روز دگری به سبک نیکوی کنید. آیین و روند دیگری آموزید. آیین خرد را همه رهپوی کنید. شهرام. ص.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بنگر که روند زندگی را مانی. تا ماندگی و واماندگی را مانی. اینک که روند زندگی مینوی است. خود شیک شدگی و ژندگی را مانی. شهرام. ص.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گفتیم به مردم سالاری روی آریم. هر جا که بود روی بدان کوی آریم. تا آنکه روند راستین آغازند. نی آنکه به ناروا سخنگوی آریم. شهرام. ص.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرهنگ نگر اگر کژایی گردد. بنگر تو به سرمایه کزایی گردد. یا آنکه سیاست تا به تایی گردد. تا آنکه روایی نا روایی گردد. شهرام. ص.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آنها که عرق ملیت بستانند. خواهند جوانمردیت بستانند. از فرد واز خانواده وز کشور . خواهند خدا پرستیت بستانند. شهرام. ص.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیروز بود هر آنکه پیروز بود. آن هم ز گذشته تا به امروز بود. آن هم به پسند ایزدت باید بود. آنگاه بدانی که دل افروز بود. شهرام. ص.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گفتند به راه وراست در راه شوند. سختی بکشی و گر نه گمراه شوند. اینک که به دست رد سختی هاییم. تر سان از آنکه مردم آگاه شوند. شهرام. ص.