پیشنهادهای صمد توحیدی(شهرام) (٣,٣٧٨)
" گِردِ نگاشته های سهروردی ":مجموعه مصنفات سهروردی.
" فرانش پرتو و فرزانش خرد. فرزانش روشن و فرزانش اندیشه. فرزانش روشنا و فرزانش راه ( دلیل ) . فرزانش باز و فرزانش بسته ( راه و دلیل وانگیزه آوری ) ...
" کارمند. کارمندی " :استخدام. " آگهی کارمندی ":آگهی استخدام.
شیفتش و شیفتگی :اشتیاق.
پنداشت شناسهء آرزویش:معنی تعریف اشتیاق.
" شِیفتِش و بَستِش ":اشتیاق و علاقه. " شیفتگی و بستگی ":اشتیاق و علاقه.
اشتیاقات:" گرایشها. آرزویشها. بویشها. شیفتشها ".
نمود پندار شیفتِش ویا شیفتگی:تبیین مفهوم اشتیاق. اشتیاق :" شیفتِش. آرزویش. بویش. گرایش ".
" نمود پندار گرایش ":تبیین مفهوم اشتیاق.
پندار گرایش:مفهوم اشتیاق.
" همه و ویژه ":عام و خاص.
" کابرد ویژ ه بر همه ":اطلاق خاص بر عام.
" زدا ویژ ( زدای ویژه ) ":ضد خاص.
خوب ناب. خوب ویژه:مستحب خاص. خوب است :مستحب است. خوب نیست:مستحب نیست. " بد است. گند است ":قبیح است. " نیک وبد " :حسن و قبح. " نِیکُو و بَدُو ":ح ...
" بودن همه و ویژه مطلق. بودن همه و ویژهء رها ":امکان عام و خاص مطلق. بودش. بودن. بودگی. بودشی. بودایی=شُدایی. بودنی. بودک=اویمکان. اویمکان کو ...
" بود ویژه ":امکان خاص.
" برای همین است که. برای همین. برای این است که. برای این که. برای این . واسه این. واسه همین. واسه همین است": بمصداق هذا الکون.
مصداق خاص :" نمونهء ویژه. نمونهء درخور. نمونهء راست. نمونهء راستین. نمونهء ناب. نمونشا. نمودنا. نمادین. نمادینه. نمادینا. نمونه نماد. نمادنمون ".
نمونهء درست. نمونهء راست. نمونهء در خور:مصداق.
" پندار راستین. پنداشت راست. پنداشت درست ":معنی صدق.
معنی صدق:پنداشت راست. پندار درست.
خاوران پادشاه: شیخ الاشراق. پادشاه خاوران:شیخ الاشراق. پادشاه خاور:شیخ الاشراق. شاه خاور:شیخ الاشراق. شاه خاوران:شیخ الاشراق.
" داستان نمایی. چامه نمایی ":تلمیح.
پیامد. پسامد. پسایند. پیایند. بسایند. رسایند. آسایند. مسایند. نسایند. خسایند ( پررنگ ) . فرایند. برایند. سرایند. سَرایند. کفایند. جفایند. صفایند. ش ...
جفنگ:جف انگ، جف=تهی ، پوچ. بیهوده. بی معنی.
" جَفَنگ ":مزیف. " جفنگ نریس ":مزیف نگو ( نباف ) . " مزیف گویی ":جفنگ بافی.
" نشدنی بودن آموزش آموخته ":محال بودن تحصیل محال.
آموخت آموز . آموخت آموزی. آموزش آموخت. آموخت آموزش. آموز آموخت. آموزهء آموخته. آموزش آموختش.
" آموزشِ آموخته ":تحصیلِ حاصل.
" واسِشِ ( واسِگی های. واسه ایهای. واسه های ) پاتوقهای پیروی ":وظیفهء مراجع تقلید.
" دستورهای پیروی ":احکام تقلید.
" کوشیده و پیرویده ":اجتهاد و تقلید. " کوشه و پیرو ":اجتهاد و تقلید.
" مرجهای پاتوق پیرو ":شرایط مرجع تقلید. " پیروی ":تقلیدی.
" پاتوقهای پیرو ":مراجع تقلید. تقلید مراجع:" پیروی پاتوق ها ". مقلِد و مقلَد:پیرو و پاتوق.
مرجع تقلید :" پاتوق پیرو ". مرجع مرجع:" پاتوق پاتوق . " پایه ء پایه ". تقلید مرجع:" پیرو پاتوق ".
" پیرو پیرو ":مقلد مقلد.
" پیرو و پایه ":مقلد و مرجع. " پایه و پیرو ":مرجع و مقلد. " پیرو و پاتوق ":مقلد و مرجع. " پاتوق و پیرو ":مرجع و مقلد.
" کسی که طبیبش به بالین نیست ":من لا یحضره الطبیب نوشتهء زکریای رازی. " کسی که فقیه اش در دسترس نیست ":من لایحضره الطبیب نوشتهء شیخ صدوق.
گلرخانی که بُوَند اندر جهان ما رابس. آنچه برنامه شد از راه زمان ما را بس. بنشین بر سر سفره بهرهء خویش بخور. وین اشارت زپیدا و نهان مارا بس. این ه ...
بنشین بر سر سفر بهرهء خویش بخور . وین اشارت ز جهان و جاودان ما را بس. شهرام. ص
پیشینه . پیشینه تر. پیشینه ترین. پسینه. پسینه تر . پسینه ترین.
پیشین. پیشین تر. پیشین ترین. دیرین. دیرین تر. دیرین ترین. پیش. پیشتر. پیش ترین. پسین. پسین تر. پسین ترین واپسین. واپسین تر. واپسین ترین. دیرین . ...
" سَردَر. سَدر. سَر =صدر " بر برپایه روند و خوانش ها به صورت صدر در آمده است.
هر کو فریب خلق نماید به دست و پا. یزدان کینه توزی نمایدش الا هلا . بر خلق و بر خدا کینه توزی درست هست. آنجا که بر طبیعت روا هست وهم به جا. شهرام ...
" زوری نیست. زورکی نه. به زور نمی باشد. بی زور ":بلااجبار.
" زورکی . بازور. به زور " :بالاجبار.
رالی :" تلاشگری ".
" نیکِش ":حسنه.
" نیرونمایی ":مکانیک. نیرونمایی آبکی ها ( مکانیک سیالات ) . نیرونمایی خاککی ها ( مکانیک جامدات ) . نیرونمایی بادکی ها ( مکانیک گازها ) . آبکی: سی ...
" پیشوا و جایگاه دریافت و دیدارِ رازوری ":امام و مراتب کشف و شهود عرفانی.