پیشنهاد‌های صمد توحیدی(شهرام) (٣,٣٧٨)

بازدید
٤,٨٤٣
تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" بسامد کِشتگری ":تناوب زارعی.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" پی گر. بسامدگر ":تناوب گر.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" گاهی. گَهی. گَهگَهی. گهگه ":تناوب.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" پی در پیشیِ یافتشی ":تالی یابی. پیایند یابی.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پی در پیشی:توالی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

" پیاپی " :توالی. متوالی:" پی در پی ".

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" خودنمایی . خودنما. . خودنشان. خودنشانی. ":عرض اندام.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درس گفته ها ودرس نوشته ها: تقریرات و تحریرات.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

جنبک چَرخَن:موتور سیکلت. " من یک جنبک چرخن دارم ": من یک موتور سیکلت دارم

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" ازکهن تاکنون گفته اند. بوده تابوده. از کی تاکنون ":از قدیم الایام.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" نمایهء ستایانهء کتابخانه ها ":فهرست توصیفی کتابخانه ها.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

" واره ":لوگو.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جَک فارسی است زیرا با نمایان شدن پای بهار همهء روییدنیها سبز می کنند و این بیرون زدن را جِک می گویند، گیاهان جک زده اند ویا جک کرده اند. وبرگ درختان ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوسان:زل. زبانی. زبانی:نوسان. زل به لری ، زرنگ. تند و تیز. زبانی یا زبانیه . مانند زبان مار. و یا زبان آوری.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" بین اسکار. بین اسکاری ":دوربین عکاسی. [بین اسکار. اسکار. اسککاری. اسکاری]. بین اسکار. بین اسکاری. اسککاری. اسکاری.

پیشنهاد
٠

" فیلمتاک ":دوربین فیلمبرداری.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" اسک کار= اسککار=اسکار=دوربین اسکار. دوربین اسکاری ":دوربین عکاسی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

" تا خدا بخواهد. تا دلت بخواد ":الی ماشا الله.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منطقه دارای ریشه ای فارسی است که نطقه و نسقه هم گفته می شود، است مانند نقطه و مرکز و اندک اندک به ساختار پایانشی و گردانشی زبان وادبیات تازی ریخت آن ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" دِل گُوِه ":قُوَت ِقَلب. گُوِه چیزی که میان دو و یا چند چیز خواه مادی و خواه معنوی کار نگاهداری را انجام می دهد و به سبک تضایف کاربرد دارد. و گاهی ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوچیز که گوهء همدیگر باشندخواه به سبک گرد مانند پسرها و پدرها و یا به سبک تک باشند مانند پدر و پسر. ( تضایف :گوه مانند دو چوب دو دیوار دو سنگ ویا چ ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چربانه. چربشانه:مسلط.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چربانه. رخنه ورانه. یکانه. یگانه. تکانه. تک. تُک. تیک. پُر. بُرِشانه:مسلط.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

چیره. برتر. آگاه. دانا. هَمانِش. این همان. این همانی. فراگیر. فراگیرنده. پوشش. پوششی. چنانی. چونانی. چونان. ( زُت به لری برتری توانمندانه. ) زت و زرن ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نمادهء واژه پردازیprofile of vocabulary ( نام برای کتاب. )

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تِخ: برای راندن توله سگ. پِخ: برای راندن بزغاله و بره. چِخ :برای راندن سگ. یِچ : برای راندن گوساله. هُوش برای راندن چاروایان وهُوط. کِس: برای راندن گ ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" چیزِ در خود ":شیءِ در خود. شیءفی النفس.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" بازیاد. بازویر. یادآورد. یادآوری . یادش. یاد. بازیادآور . بازیادآورد. بازیادآوری. بازویرآور. بازویرآورد. بازویرآوری. بازیادش. بازویرش. بازیادآوردش. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

منعکس سازد : وانماید. بازنماید. وانمود کند. بانمود گردان. جلوه گر سازد. وانمایش. بازنما. وانما. وانمای. باوانمود. بازوانماید. باوانمودگر. باوانمودکن. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کجایش. کجا. کجایی. کو. برزن. قلمرو. ناحیه:نیه مانند قلمرو. کویی. گستره. کدام. کدامی. کدامین. دیار. ولات:آدرسadress.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

میماند به بَرد. به سنگ. سخت. سفت. ساروج. کوه. نارخنه. رخنه ناپذیر. کمر. رُچیدِه. استخوان. چوب. برای مانند کردن .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کند وساب:گاوها به دیوار گردن خود را می سازند و ( کَند وَ ساب ) کندن وسابیدن . گفته می شود که در خور کنسل است. بنگر یم ما این همه واژگان راداریم پس ن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

" به هم زدن. به یک زدن ":کنسل. کیک و بهمان کار را به هم زدند و یا به هم خورد. خورد به هم. زدن به هم. به هم زدن. برنامه بهم خورد. بر نامه به هم زده ش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

"گمانش. چینش. یابش":تخمین، گمانش مانند گمانه زنی. چینش به مانند قیاس. و یابش چونان حدس.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شمارگان در سرود وشعر دستور نامها ونموناها را دارند. هر شماری مانند ِ یک نام و اسم و نمونه کاربرد دارد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" یکه. تک. تکه. بیمانند. تنها. بی همتا. بی تا. بی هماورد. ناهماورد. یکی ":منحصر به فرد. نس ندارد. مانند ندارد. یکا. یکش. یکی. یکان. یگان. یگانه. یگ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زم ، نه زم. گرد، ناگرد. نه ناگرد، ناگرد. زم نازم:ابزارهای اندیشی در اندیش صوریِ ارسطویی. با آنچه و ناآنچه آوردیم. آورده ناخورده.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

برخی، نا برخی. همه ، ناهمه، اندکی ، نا اندکی. بسیاری، نابسیاری، کمی ناکمی. تیکه ای، ناتیکه ای. همگی، ناهمگی. پوشش، ناپوشش. پوششی، ناپوششی. پوش ، ناپو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" سلپ ِهمگی":سلب عموم. " سلپِ برخی":سلب خاص.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" سِلپِ درخور ":سالبه اللزوم.

پیشنهاد
٠

" چینش یکّهء داده مند ":قیاس استثنایی منتج.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دستور پیوستی:حکم اتصالی.

پیشنهاد
٠

" قضیهء متصلهء لزومیهء سالبه ":گزارهء پیوستهء درخور سِلپی.

پیشنهاد
٠

" گزارهء پیوستهء در خور بجا ":قضیهء متصلهء لزومیهء موجبه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

" سِلپِ گسسته ":سلب منفصل. " سِلپ ناگسسته ":سلب متصل. گسسته و نا گسسته و یا پیوسته ونا پیوسته کاربرد دارند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" ایجاب متصل ":برجای پیوسته. " ایجاب منفصل ": برجای ناپیوسته.

پیشنهاد
٠

" شرطیهء متصل ":مرجی پیوسته. " شرطیهء منفصل ":مرجی ناپیوسته.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" سِلپِ باری ":سلب حملی. " سِلپ نهادی ": سَلب وضعی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" عین وذهن ":آخت و ساخت. " اعیان ":آختها. " اذهان ":ساخت ها. گزاره ، آخت و ساخت. گزاره های آختی و گزاره های ساختی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گزارهء باری:قضیهء حملی.