پیشنهادهای صمد توحیدی(شهرام) (٣,٣٧٨)
" گزارهء مرجی ":قضیه شرطی. " گزارهء مرج ":قضیهء شرط. " مرجهای گزاره ها ":شروط قضایا
پیشه های درهم گزارشی:اصناف ترکیب خبری.
حیرت :سرگشت. حیران:سرگردان. تحیر: سرگشتگی. متحیرین: سرگشتگان.
شگفتی:تعجب.
رجا : امید . خوف ورجا: بیم و امید.
استفهام:پنداشتن. دریافتن.
التماس:لالکیدن.
اصناف قضایا:پیشه های گزاره ها.
درهم گزارشی:ترکیب خبری.
رسم:راسمان. راستمان. گِنده. هور. خط ونشان ، در یک رویه و برگه ومانند آن.
بسا. بساکه. بسا باشد. بساهست. بسا نباشد . برادر:مورد.
چه. که. چه اینکه. اینکه. هم. همان همانا. همین که. همانکه. چنین. چنان. دید. دیدی. . . . . . و حال. حال آنکه. پس. پیش. پیشا. پیش از پیشتر.
"درباره. پیرامون. از. در. رویده. باز":مورد.
گونه:مورد. سبک. روش. روند. روا. برخورد. برداشت. نمونه. مثل. مانند. جور. گونه. طور. این. آن. . . . گاهی دو واژه را به یک پنداشت بکار می بریم مانند، گ ...
آغاز به ساکن:ابتدا به ساکن.
حاصل :فارسی است زیرا از حاسدان و خاسیدن وخاسدن خواستن به دست می آید. ( گفتم چرا در روستا کشاورزان این همه آن را بکار میبرند! )
زمینه ورزی. زمین گرایی. گردی. دورزنی. دوره گردی. جوگرایی. چرش گرایی. چراگردی. گشتایی. گشتامد. گشتامدی. . گشتلی. گشتلی آمدی. هرکدام درجایی و ...
آب و هواگردی:ژیوتوریسم.
دیدار و برخورد واژگان.
" درنگ شماری ": لحظه شماری.
درنگ:لحظه.
" وارِه مند. وارِه ناک. وارِه نما . وارِه وار . واروار":پارادایم.
توالی:پیاپی. دم سرهم. یکسره. تناوب:نوبت به نوبت. یک در میان. در میان. با میانه. با فاصله. کم و بیش.
نوبت. نوبتی. به نوبت. نوبتیان. نوبتیها. گیره. گِه. گه گیره:تناوب.
گُرّان. گُرّاگُرّ. پیسر. پیسرهم. پیتاپیت: متوالی.
کوچ درسی: مهاجرت تحصیلی.
بُرشیِ بُرنده:قطعی قاطع.
بی دریافت برشی:بدون نتیجهء قطعی.
برش نهادی همهء نهاد:قطع موضوعی همهء نهاد.
برش نهادی: قطع موضوعی.
برش وجدانی: قطع وجدانی. آورده بودم که واژهء وجدان لکی است لوگوس ، لاجیک، لکی که من ( اَندِیش ) را به جای منطق به دست داده ام.
" برش نهادی راهی ": قطع موضوعی.
برش نهادی از نهاد:قطع موضوعی جزء موضوع.
بازیهای برش:مباحث قطع.
" تُومَرز ":بحث قطعی. ( مرز وپایان سخن شمایید. )
برش. برشی:قطعی.
نابازماند:بحث نشده.
" بازش پذیر ":قابل بحث.
بازانه:بحثانه.
سمت بازش. سوی گفتگو. لاین سخن: طرف بحث.
بازا:البحث.
گفتگو در فرزانش:بحث فلسفه. بازفرزانش.
درسش و بازش:درس و بحث.
بازنهاد. . . . . . .
نمونهء بازگفت و بررسی گذاشت . . . . . . .
" بازش و نگرنمایی. نگرش آوری. نگرشمندانه . رویا رو . رویارویی. پیکار. نبرد. بازگفت. ":بحث و تبادل نظر.
[باز. دوباره از. همواره از. همان از . همانا از. همین از. درست از . چسان از:بحث عن. سخن از. گفته از. گفته ای از. ]
جای بازش. جای گفت. جای گفتن. جای گفتگو. جای گفتار. جای شنیدار. جای سخن. کرّ وفّر. جای جولان. جایگاهش. جایگاه. جایگاه گفتمان. گفتمان. گفتگو. گفتینه. گ ...
گفتنهاد. نهادگفت. نهادش. نهادین. نهادا. نهادورانه. نهادورزانه. نهادورزی. نهادورز. نهاددینه. نهادین. نهادینگی.
بازگفت نهاد. بازگفت نهادی. بازگو. بازگویی. بازگویش. بازگفتش. ازنو. دوباره. دوبار. دوبارگی. دوبارش. چندبار . چندباره. چندبارگی. چندبارش. چندی. چندین.