پیشنهادهای علی باقری (٤٠,٧٦٣)
زیلو: [ اصطلاح نظامی ]فرش برزنتی، زیراندازی که در صحرا و آموزش ها استفاده می شود.
پایه خدمت: [ اصطلاح نظامی ]این عبارت مهم ترین عبارتی است که در طول خدمت سربازی از آن استفاده می شود و جایگاه سرباز را به خوبی نشان می دهد. اکثر اصطلا ...
پتو شتری: [ اصطلاح نظامی ]پتویی ساده از جنس کرک که رنگ آن قهو ه ای یا توسی است.
فارس ( farce ) : [اصطلاحات تئاتر] کمدی های سطحی و روزمره و مملو از شوخی های هزل گونه
نورهای رنگی: [اصطلاحات تئاتر] نوع دیگری از نور می باشد که با وسیله های رنگی با نام فیلتر رنگی قابل طراحی و اجرا بر روی موضوعات بوده و حالات مختلفی را ...
نور موضعی: [اصطلاحات تئاتر] یک نور مهم و اساسی در نمایش است که بخش کوچکی از صحنه یا موضوع را روشن می کند و برای تاکید بخشیدن به یک شوژه ی انسانی یا غ ...
نور پشت:: [اصطلاحات تئاتر] این نور از بالا و پشت بازیگران بطرف تماشاچیان تابیده می شود به گونه ای که از دید تماشاچیان مخفی باشد. این نور سایه های مزا ...
نور جانبی:: [اصطلاحات تئاتر]این نور نوری است که از طرفین به صحنه می تابدو سایه های مزاحم نور تخت را تا حدی تخفیف داده و کم می کند اما از بین نمی برد. ...
نور عمومی:: [اصطلاحات تئاتر] این نور همان نوری است که از روبرو به صحنه نمایش می تابد ویک نور اصلی است. خاصیت تخت کنندگی و فاقد بعد بودن به همراه وجود ...
میمیک چهره:: [اصطلاحات تئاتر] به حرکات ریز چهره ی بازیگر اطلاق می گردد.
آوانسن: [اصطلاحات تئاتر]بخش جلویی هر صحنه را که اغلب بصورت نیم دایره طراحی و ساخته می شود را گویند. آوانسن مهم ترین قسمت یک صحنه است و هر چند در برخی ...
هراس زدگی:[اصطلاح اقتصای]برداشت های پی درپی و غیر مترقبه نقدی از بانک ها که به سبب کاهش ناگهانی در اعتماد دارندگان حساب و یا ترس از اینکه بانک توسط م ...
نظارت:[اصطلاح اقتصای] تنظیم و انتشار ضوابط و مقررات ویژه از سوی سازمان های مجاز تحت نظارت قانونی، درجهت اداره وسازمان دهی یک فعالیت یا صنعت مشخص.
نرخ تخفیفی:[اصطلاح اقتصای] نرخ بهره ای که از طرف بانکهای بازرگانی برای دریافت وام ازبانکهای ذخیرۀ فدرا ل پرداخت می شود.
نرخ تسعیر:[اصطلاح اقتصای] نرخ، یا قیمتی، که بر اساس آن، پول رایج یک کشور با پول رایج کشور دیگری معاوضه می شود.
معیار طلا:[اصطلاح اقتصای]نظام پولی که در آن ارزش پولهای رایج برحسب وزن مشخص طلا تعیین میشود.
مزایای اضافی:[اصطلاح اقتصای] امتیازات غیر مستقیم و غیر نقدی مانند بیمه بهداشت، بیمه عمر ، سود سهام و جز آن که علاوه بر دستمزد و مزایای حقوقی توسط کار ...
مازاد تجارت:[اصطلاح اقتصای] مقداری که واردات یک کشور از صادرات آن کشور پیشی گیرد.
مازاد بودجه:[اصطلاح اقتصای] مبلغ سالیانه ای که دولت بیش از مصرف خود در می آورد.
غذا برای صلح:[اصطلاح اقتصای] برنامه ای که ترتیب ارائه محصولات کشاورزی آمریکا را به خارج فراهم می سازد.
روال سریع:[اصطلاح اقتصای] روشهای تصویب شده توسط کنگره آمریکا که برطبق آن کنگره به لوایحی که به وسیله رئیس جمهوری در جهت تایید و اجرای موافقت نامه های ...
رفع نظارت:[اصطلاح اقتصای] برداشتن کنترل دولت از روی یک صنعت.
پرداخت جبرانی:[اصطلاح اقتصای] وجه پرداختی از سوی دولت به عنوان جبران خسارت به زارعین از بابت تمام ویا بخشی از اختلا ف بین قیمت هایی که در عمل برای یک ...
بانک ذخیرۀ فدرال:[اصطلاح اقتصای] یکی از 12 بازوی عملیاتی نظام اندوخته فدرا ل که شعب 25 گانه آن در سراسر آمریکا پراکنده اند و مجموعا با هم قوانین گونا ...
بازرگانی ا لکترونیکی::[اصطلاح اقتصای] داد وستد انجام شده از طریقه شبکه جهانی اینترنت.
بازار رو به تنزل:[اصطلاح اقتصای]بازاری که در آن، در زمان کاهش قیمت ها، سهامداران برای فروش سهام هجوم می برند وبه حرکت نزولی می افزایند. .
بازار رو به ترقی :[اصطلاح اقتصای] بازاری که در آن افزایش متمادی در قیمت سهام مشاهده شود.
بازار رو به ترقی :[اصطلاح اقتصای] بازاری که در آن افزایش متمادی در قیمت سهام مشاهده شود.
انحصار دار:[اصطلاح اقتصای] فروشنده منحصر به فرد کالا و خدمات در یک بازار .
انحصار دار:[اصطلاح اقتصای] فروشنده منحصر به فرد کالا و خدمات در یک بازار .
اقتصاد آمیخته:[اصطلاح اقتصای] نظام اقتصادی که در آن دولت و بخش خصوصی نقش های مهمی در رابطه با تولید، مصرف، سرمایه گذاری و پس انداز ایفا می کنند.
اقتصاد آزاد: ( Laissez - Faire ) :[اصطلاح اقتصای]واژه فرانسوی به معنای "به حال خود گذاشتن". در سیاست و اقتصاد ، به نظریه ای اطلاق می شود که بر اساس آ ...
شکستن : [ اصطلاح تخته نرد]نصف کردن مهرهای موجود در یک خانه و قرار دادن آنها در خانه یا خانه های دیگر.
مفت بر :[ اصطلاح تخته نرد] کسی که بازی ای را به راحتی میبرد
مفت باز :[ اصطلاح تخته نرد] کسی که به راحتی بازی واگذار میکند مفت باز: [ اصطلاح کفتر بازی ] به پرورش دهنده ای که پرندگان خود را قبل از جلد کردن کامل ...
باز کردن خانه [ اصطلاح تخته نرد]: برداشتن یک مهره و آزاد ساختن خانه ای برای نشستن یا زدن حریف
شش بش :[ اصطلاح تخته نرد] تاس شش پنج
تعطیل است : [ اصطلاح تخته نرد]مهره کشته شده در زمین حریف ننشیند
شستن بازی :[ اصطلاح تخته نرد] وقتی دو حریف با توافق بازی رو مساوی تمام می کنند
پوشش :[ اصطلاح تخته نرد] بستن یک مهره تک با مهره ی دیگر
بستن : گرفتن یک خانه با دو مهره[ اصطلاح تخته نرد]
سد :[ اصطلاح تخته نرد] بستن راه حریف
پیشخوان : به قسمت برجسته وسط که زمین بازی را دو نصف میکند و مهره های کشته در بالای آن قرار میگیرند[ اصطلاح تخته نرد]
خان : [ اصطلاح تخته نرد]منظور هر یک از ۲۴ خانه بازی تخته نرد است
لنگر بالا :[ اصطلاح تخته نرد]گرفتن خانه های چهار - پنج – شش حریف با دو مهره و بیشتر
لنگر پایین :[ اصطلاح تخته نرد] گرفتن خانه های یک – دو – سه حریف با دو مهره و بیشتر.
تاس آینه : [ اصطلاح تخته نرد]تاسی که به روی لبه ی زمین بازی یا مهره قرار بگیرد و عدد آن مشخص نباشد .
وینشیر : [ اصطلاح تخته نرد] نام قدیمی بازی تخته نرد
رجز خوانی : [ اصطلاح تخته نرد] جنگ لفظی دو بازیکن که در بازی دوستانه باعث شیرین تر شدن بازی می شود.
بازی تاخیری: [ اصطلاح تخته نرد] بازی که در قسمت بیرونی زمین حریف مانند خانه های ۷ - ۸ - ۹ - ۱۰ خانه گرفتید و منتظر گشاد دادن حریف هستید.