پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,٧٦٣)

بازدید
٤٠,٦٩٤
تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

شاخ کردن تنور: [اصطلاح نانوایی] ریختن هیزم در تنور و آتش زدن آنها که برای نان پختن مهیا شود.

پیشنهاد
١

شاخ کردن تنور: [اصطلاح نانوایی] ریختن هیزم در تنور و آتش زدن آنها که برای نان پختن مهیا شود.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

درزگیدن ( derezgidan ) : [اصطلاح نانوایی] هنگام خمیر کردن قطعاتی از خمیر به اطراف می پاشد که می گویند خمیرها می درزگن ( miderezgan ) .

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

ور آمدن: : [اصطلاح نانوایی] ترش شدن خمیر

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

مشت دادن ( mosht dadan ) : [اصطلاح نانوایی] ورز دادن خمیر.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

دو مشته: [اصطلاح نانوایی] پس از اینکه خمیر کردن به پایان رسید روی آنها را می پوشانند پس مدتی دوباره به سراغ آنها آمده و مجددا آنها را کمی ورز می دهند ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

کمو باری :[اصطلاح نانوایی] الک مخصوص پاک کردن گندم.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

خمیر کردن: [اصطلاح نانوایی] مخلوط کردن آب و آرد و ورز دادن آن تا برای پخت نان آماده شود.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

ش. م. ر: [ اصطلاح نظامی ]مخفف شیمیایی، میکروبی، هسته ای.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

میدان موانع: [ اصطلاح نظامی ]محلی که درآن گودال ها، دیوارها، خرک های چوبی، نردبان های چوبی و عمودی و افقی و سایر موانع ساخته شده است. میدان موانع برا ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

میدان مین: [ اصطلاح نظامی ]محلی که در آن مین گذاشته اند، منطقه ممنوعه ای که سربازان وظیفه، حق ورود به آن را ندارند.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

میدان پرچم: [ اصطلاح نظامی ]میله ای سفید و بلند که پرچم بر بالای آن برافراشته می شود، نشانه ای از مانور، در میدان آموزش به این معنا است که باید سریع ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

موج انفجار: [ اصطلاح نظامی ]وقتی که ماده ای منفجر می شود، توسعه هر نوع گاز و تراکم هوا، فشار یا موج فشاری از طرف مرکز انفجار به طرف خارج حرکت نموده و ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-١

معاف: [ اصطلاح نظامی ]کسی که به خدمت نرفته و کارت پایان خدمت دارد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

فشنگ مانوری: [ اصطلاح نظامی ]گلوله ندارد و برای تجسم تیراندازی در مانورها و در مواقع سلام و تشریفات نظامی کاربرد دارد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥١

فرنچ: [ اصطلاح نظامی ]بلوز نظامی که چهار جیب دارد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-٢

فشنگ ثاقب: [ اصطلاح نظامی ]مغزی گلوله فولاد که برای موانع سخت به کار می رود.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرار از خدمت: [ اصطلاح نظامی ] ( غیبت ) نظامی که در زمان صلح بیشتر از ۱۵ روز و در زمان جنگ بیش از ۵ روز باشد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

عامل اعصاب: [ اصطلاح نظامی ]مواد شیمیایی و کاربرد در جنگ که روی اعصاب تاثیر می گذارد و در مدت ۵ تا ۱۰ دقیقه موجب مرگ می شود.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

حفره روباه : [ اصطلاح نظامی ]برای اینکه سربازها از دید و تیر دشمن در صحرا در امان بمانند . حفره ای می کنند و در آن قرار می گیرند. در اردوگاه ها به چا ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

چهاربند: [ اصطلاح نظامی ]بندی است مثل کش شلوار که در آن دو بند عقب، کوتاه تر از دو بند جلو است و وقتی تجهیزات به فانسقه وصل می شود، به نگه داشتن فانس ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

پانچو: [ اصطلاح نظامی ] روپوش برزنتی یا پلاستیک کلاه دار که سربازها در هوای بارانی برای جلوگیری از خیس شدن به تن می کنند.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

پامرغی: [ اصطلاح نظامی ] از تنبیه های بدنی است. در این تنبیه نشسته و دست ها را پشت گردن به هم گره می زنند و به سمت جلو حرکت می کنند.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

پا شتری: [ اصطلاح نظامی ]راه رفتن آهسته، به طوری که صدای پاشنیده نشود، دزدکی راه رفتن.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٧

پا فنگ : [ اصطلاح نظامی ]دستور بعد از پیش فنگ است. اسلحه پایین آورده می شود و درکنار بدن قرار می گیرد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

لگد تفنگ: [ اصطلاح نظامی ]عقب نشینی اسلحه در موقع تیراندازی.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

سلف: [ اصطلاح نظامی ] ظرفی استیل یا آلومینیومی به شکل سینی که دارای قسمت های زیر است: 1 - محل برنج، مستطیلی در سمت راست 2 - محل خورشت، مستطیلی در سم ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

شماره یَقلوی: [ اصطلاح نظامی ]اصطلاحی است برای سربازهای پایه خدمتی کم که هنوز زیاد توجیه نیستند.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

شماره یگان: [ اصطلاح نظامی ]عددی است که نشانگر یگان خدمتی است و در بالای اتیکت نصب می شود.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-٤

صبحگاه: [ اصطلاح نظامی ]مراسمی که در شروع رسمی کار، هر روز دریگان انجام می شود. مراسمی که در آن پرچم با حضورافسر سر یا افسر جانشین بالا می رود.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

صلیب: [ اصطلاح نظامی ] از تنبیه های بدنی؛ در این تنبیه در حالت ایستاده، دست ها به طرفین باز می شود، کف دست ها به طرفین باز می شود، کف دست به طرف بالا ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

صد و یک: [ اصطلاح نظامی ]شمارشی در رژه رفتن که مدت زمان فاصله قدم ها را با آن تعیین می کنند.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

خاموشی: [ اصطلاح نظامی ]موقع خواب، زمانی که تمام لامپها خاموش میشود وسکوت کامل آسایشگاه را فرا میگیرد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

خدمه: [ اصطلاح نظامی ]به نظامی استفاده کننده از یک جنگ افزار میگویند؛ مثل: خدمه تفنگ.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

خدمت سربازی: [ اصطلاح نظامی ]مدت زمانی را گویند که افراد ذکور هر کشور پس از رسیدن به سن بلوغ، برابرمقررات و قوانین آن کشور در آن مدت، مکلف به انجام و ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

خط کمک: [ اصطلاح نظامی ]ردیفی که در آن کمک تیراندازها قرار میگیرند.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

خط آتش: [ اصطلاح نظامی ]ردیفی که در آن تیراندازها قرار میگیرند.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

خودکار: [ اصطلاح نظامی ]سربازی که بدون گفتن و تذکردادن وظیفه خود را انجام م یدهد و همچنین اسلحه هایی که برای مسلح شدن بعداز اولین تیر، نیازی به تیران ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

جوجه فنگ: [ اصطلاح نظامی ]از تنبیهای بدنی است. دراین تنبیه سرباز به شکم روی زمین دراز میکشد و دستها و پاها را ضربدری به پشت آورده و لوله اسلحه را بین ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

حفاظت گفتار: [ اصطلاح نظامی ]نگهداری زبان از افشای مطالب طبقه بندی شده در هر زمان و مکان را گویند.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

تخمین مسافت: [ اصطلاح نظامی ] اندازه گرفتن تقریبی مسافت یا فاصله بین دو نقطه به منظور تعیین درجه صحیح روی جنگ افزار، جهت تیراندازی دقیق و موثر بر روی ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

ترک پست: [ اصطلاح نظامی ] آن است که نگهبانی، محل نگهبانی خود را بدون مجوز ترک نماید.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-١

دستور : [ اصطلاح نظامی ]فرمان. ابلاغیه ای به صورت کتبی، شفاهی یا از طریق مخابرات. اوامر از یک مافوق یا مادون که از دو قسمت خبر و اجرا تشکیل شده است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

دوش فنگ: [ اصطلاح نظامی ]قرار گرفتن روپوش اسلحه روی شانه و انتهای قنداق در کف دست به صورتی که دست، چسبیده به بدن و آرنج دارای زاویه 90 درجه باشد را گ ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

راحت نشستن : [ اصطلاح نظامی ]دستوری است که طبق آن سرباز می تواند روی زمین بنشیند، ولی در این حالت پاها به صورت ضربدری جلوی بدن جمع می شود.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

ربماپ : [ اصطلاح نظامی ]دومین مرحله از عمل تفنگ ژ - 3 است که شامل - 1 رها شدن 2 - باز شدن 3 - مسلح شدن 4 - اخراج 5 - پرش است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

رزم شبانه : [ اصطلاح نظامی ] عملیات نظامی یا آموزش هایی که در شب برای افزایش قدرت دید اجرا می شود.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

رژه فرانسوی: [ اصطلاح نظامی ]از تنبیه های بدنی است، در این تنبیه، فرد موقع پا مرغی رفتن، دستور رژه را هم باید اجرا کند.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

رسته : [ اصطلاح نظامی ]آرمی است که روی یقه لباس نصب می شود و نشان دهنده ی تخصص فرد نظامی است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

رفع گیر: [ اصطلاح نظامی ]برطرف شدن مشکلی که مانع شلیک شده است.