پیشنهادهای علی باقری (٤٠,٧٦٣)
شاخ کردن تنور: [اصطلاح نانوایی] ریختن هیزم در تنور و آتش زدن آنها که برای نان پختن مهیا شود.
شاخ کردن تنور: [اصطلاح نانوایی] ریختن هیزم در تنور و آتش زدن آنها که برای نان پختن مهیا شود.
درزگیدن ( derezgidan ) : [اصطلاح نانوایی] هنگام خمیر کردن قطعاتی از خمیر به اطراف می پاشد که می گویند خمیرها می درزگن ( miderezgan ) .
ور آمدن: : [اصطلاح نانوایی] ترش شدن خمیر
مشت دادن ( mosht dadan ) : [اصطلاح نانوایی] ورز دادن خمیر.
دو مشته: [اصطلاح نانوایی] پس از اینکه خمیر کردن به پایان رسید روی آنها را می پوشانند پس مدتی دوباره به سراغ آنها آمده و مجددا آنها را کمی ورز می دهند ...
کمو باری :[اصطلاح نانوایی] الک مخصوص پاک کردن گندم.
خمیر کردن: [اصطلاح نانوایی] مخلوط کردن آب و آرد و ورز دادن آن تا برای پخت نان آماده شود.
ش. م. ر: [ اصطلاح نظامی ]مخفف شیمیایی، میکروبی، هسته ای.
میدان موانع: [ اصطلاح نظامی ]محلی که درآن گودال ها، دیوارها، خرک های چوبی، نردبان های چوبی و عمودی و افقی و سایر موانع ساخته شده است. میدان موانع برا ...
میدان مین: [ اصطلاح نظامی ]محلی که در آن مین گذاشته اند، منطقه ممنوعه ای که سربازان وظیفه، حق ورود به آن را ندارند.
میدان پرچم: [ اصطلاح نظامی ]میله ای سفید و بلند که پرچم بر بالای آن برافراشته می شود، نشانه ای از مانور، در میدان آموزش به این معنا است که باید سریع ...
موج انفجار: [ اصطلاح نظامی ]وقتی که ماده ای منفجر می شود، توسعه هر نوع گاز و تراکم هوا، فشار یا موج فشاری از طرف مرکز انفجار به طرف خارج حرکت نموده و ...
معاف: [ اصطلاح نظامی ]کسی که به خدمت نرفته و کارت پایان خدمت دارد.
فشنگ مانوری: [ اصطلاح نظامی ]گلوله ندارد و برای تجسم تیراندازی در مانورها و در مواقع سلام و تشریفات نظامی کاربرد دارد.
فرنچ: [ اصطلاح نظامی ]بلوز نظامی که چهار جیب دارد.
فشنگ ثاقب: [ اصطلاح نظامی ]مغزی گلوله فولاد که برای موانع سخت به کار می رود.
فرار از خدمت: [ اصطلاح نظامی ] ( غیبت ) نظامی که در زمان صلح بیشتر از ۱۵ روز و در زمان جنگ بیش از ۵ روز باشد.
عامل اعصاب: [ اصطلاح نظامی ]مواد شیمیایی و کاربرد در جنگ که روی اعصاب تاثیر می گذارد و در مدت ۵ تا ۱۰ دقیقه موجب مرگ می شود.
حفره روباه : [ اصطلاح نظامی ]برای اینکه سربازها از دید و تیر دشمن در صحرا در امان بمانند . حفره ای می کنند و در آن قرار می گیرند. در اردوگاه ها به چا ...
چهاربند: [ اصطلاح نظامی ]بندی است مثل کش شلوار که در آن دو بند عقب، کوتاه تر از دو بند جلو است و وقتی تجهیزات به فانسقه وصل می شود، به نگه داشتن فانس ...
پانچو: [ اصطلاح نظامی ] روپوش برزنتی یا پلاستیک کلاه دار که سربازها در هوای بارانی برای جلوگیری از خیس شدن به تن می کنند.
پامرغی: [ اصطلاح نظامی ] از تنبیه های بدنی است. در این تنبیه نشسته و دست ها را پشت گردن به هم گره می زنند و به سمت جلو حرکت می کنند.
پا شتری: [ اصطلاح نظامی ]راه رفتن آهسته، به طوری که صدای پاشنیده نشود، دزدکی راه رفتن.
پا فنگ : [ اصطلاح نظامی ]دستور بعد از پیش فنگ است. اسلحه پایین آورده می شود و درکنار بدن قرار می گیرد.
لگد تفنگ: [ اصطلاح نظامی ]عقب نشینی اسلحه در موقع تیراندازی.
سلف: [ اصطلاح نظامی ] ظرفی استیل یا آلومینیومی به شکل سینی که دارای قسمت های زیر است: 1 - محل برنج، مستطیلی در سمت راست 2 - محل خورشت، مستطیلی در سم ...
شماره یَقلوی: [ اصطلاح نظامی ]اصطلاحی است برای سربازهای پایه خدمتی کم که هنوز زیاد توجیه نیستند.
شماره یگان: [ اصطلاح نظامی ]عددی است که نشانگر یگان خدمتی است و در بالای اتیکت نصب می شود.
صبحگاه: [ اصطلاح نظامی ]مراسمی که در شروع رسمی کار، هر روز دریگان انجام می شود. مراسمی که در آن پرچم با حضورافسر سر یا افسر جانشین بالا می رود.
صلیب: [ اصطلاح نظامی ] از تنبیه های بدنی؛ در این تنبیه در حالت ایستاده، دست ها به طرفین باز می شود، کف دست ها به طرفین باز می شود، کف دست به طرف بالا ...
صد و یک: [ اصطلاح نظامی ]شمارشی در رژه رفتن که مدت زمان فاصله قدم ها را با آن تعیین می کنند.
خاموشی: [ اصطلاح نظامی ]موقع خواب، زمانی که تمام لامپها خاموش میشود وسکوت کامل آسایشگاه را فرا میگیرد.
خدمه: [ اصطلاح نظامی ]به نظامی استفاده کننده از یک جنگ افزار میگویند؛ مثل: خدمه تفنگ.
خدمت سربازی: [ اصطلاح نظامی ]مدت زمانی را گویند که افراد ذکور هر کشور پس از رسیدن به سن بلوغ، برابرمقررات و قوانین آن کشور در آن مدت، مکلف به انجام و ...
خط کمک: [ اصطلاح نظامی ]ردیفی که در آن کمک تیراندازها قرار میگیرند.
خط آتش: [ اصطلاح نظامی ]ردیفی که در آن تیراندازها قرار میگیرند.
خودکار: [ اصطلاح نظامی ]سربازی که بدون گفتن و تذکردادن وظیفه خود را انجام م یدهد و همچنین اسلحه هایی که برای مسلح شدن بعداز اولین تیر، نیازی به تیران ...
جوجه فنگ: [ اصطلاح نظامی ]از تنبیهای بدنی است. دراین تنبیه سرباز به شکم روی زمین دراز میکشد و دستها و پاها را ضربدری به پشت آورده و لوله اسلحه را بین ...
حفاظت گفتار: [ اصطلاح نظامی ]نگهداری زبان از افشای مطالب طبقه بندی شده در هر زمان و مکان را گویند.
تخمین مسافت: [ اصطلاح نظامی ] اندازه گرفتن تقریبی مسافت یا فاصله بین دو نقطه به منظور تعیین درجه صحیح روی جنگ افزار، جهت تیراندازی دقیق و موثر بر روی ...
ترک پست: [ اصطلاح نظامی ] آن است که نگهبانی، محل نگهبانی خود را بدون مجوز ترک نماید.
دستور : [ اصطلاح نظامی ]فرمان. ابلاغیه ای به صورت کتبی، شفاهی یا از طریق مخابرات. اوامر از یک مافوق یا مادون که از دو قسمت خبر و اجرا تشکیل شده است.
دوش فنگ: [ اصطلاح نظامی ]قرار گرفتن روپوش اسلحه روی شانه و انتهای قنداق در کف دست به صورتی که دست، چسبیده به بدن و آرنج دارای زاویه 90 درجه باشد را گ ...
راحت نشستن : [ اصطلاح نظامی ]دستوری است که طبق آن سرباز می تواند روی زمین بنشیند، ولی در این حالت پاها به صورت ضربدری جلوی بدن جمع می شود.
ربماپ : [ اصطلاح نظامی ]دومین مرحله از عمل تفنگ ژ - 3 است که شامل - 1 رها شدن 2 - باز شدن 3 - مسلح شدن 4 - اخراج 5 - پرش است.
رزم شبانه : [ اصطلاح نظامی ] عملیات نظامی یا آموزش هایی که در شب برای افزایش قدرت دید اجرا می شود.
رژه فرانسوی: [ اصطلاح نظامی ]از تنبیه های بدنی است، در این تنبیه، فرد موقع پا مرغی رفتن، دستور رژه را هم باید اجرا کند.
رسته : [ اصطلاح نظامی ]آرمی است که روی یقه لباس نصب می شود و نشان دهنده ی تخصص فرد نظامی است.
رفع گیر: [ اصطلاح نظامی ]برطرف شدن مشکلی که مانع شلیک شده است.