پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,٧٦٣)

بازدید
٤٠,٦٩١
تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

قطعه زمین: [ اصطلاح معماری و شهر سازی ] قطعه زمین عبارت است از زمینی با حدود مشخص که دارای سند مالکیت و یا قرارداد واگذاری از سازمان مسکن و شهرسازی و ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٩

کومه: [ اصطلاح شکار ] پناهگاهی برای شکارچی در زبان ترکی: "کومالاماک" به معنی، انباشتن، انباشته کردن چیز ها به روی هم "معنی می دهد. " کوما" هم به تو ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

کمین کشی: [ اصطلاح شکار ] موضع گیری مناسب به جهت شکار .

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

کوله کش: [ اصطلاح شکار ] دستیار شکارچی .

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

رد زدن: [ اصطلاح شکار ] پیدا کردن حیوان از روی رد یا نشانه های آن.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

شکار کش: [ اصطلاح شکار ] شکارچی ناشی که مهارت لازم را ندارد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

افت گلوله: [ اصطلاح شکار ] میزان انرژی اولیه تیر در هنگام شلیک و کاسته شدن سرعت آن در هنگام نفوذ

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

دفک: [ اصطلاح شکار ] دنبال کردن شکار

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

بالستیک: [ اصطلاح شکار ] عوامل موثر محیطی یا مشخصاتی که در نوع شلیک و میزان اثر گذاری آن نقش تعیین کننده دارند

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

توان کشتار: [ اصطلاح شکار ] میزان انرژی وارد آمده و قدرت نفوذ آن در شکار که می تواند تاثیر بهتر و موثری بر شکار سریع حیوان داشته باشد

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

تنظیم اسلحه: [ اصطلاح شکار ] تیر اندازی آزمایشی برای تعیین قدرت و پراکنش نیروی تیر

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

گل کردن: [ اصطلاح شکار ] عمل نکردن فشنگ و یا اسلحه

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

تیر پس تیر: [ اصطلاح شکار ] تیراندازی پشت سر هم

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفنگ سوزنی: [ اصطلاح شکار ] تفنگهایی که به جای چخماق و سنگ از ضربه سوزن به چاشنی فشنگ برای شروع انفجار و آتش زدن باروت استفاده می کنند، اما این اصطلا ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفنگ کمرشکن: [ اصطلاح شکار ] تفنگهای تک لول و دولولی هستند که برای فشنگ گذاری لازم است آنها را خم کرد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

تفنگ سرپر: [ اصطلاح شکار ] تفنگی که یا ریختن باروت، ساچمه و نمد از سر لوله به داخل آن پر می شود

پیشنهاد
٠

تفنگ پایین زن: [ اصطلاح شکار ] تفنگی که پرتابه را پایین تر از محل نشانه روی شده روانه می کند ( در تفنگهای ساچمه زن ) .

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

تفنگ دست کش: [ اصطلاح شکار ] تفنگی که با حرکت پیش قنداق به جلو و عقب مسلح می شود.

پیشنهاد
٠

تفنگ دولول روی هم: [ اصطلاح شکار ] یا دولول سوار، نوعی تفنگ که دارای دولوله است که روی هم قرار دارند.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفنگ بالازن: [ اصطلاح شکار ] تفنگی که پرتابه را بالاتر از محل نشانه روی شده روانه می کند ( در تفنگهای ساچمه زن ) .

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

تروفه: [ اصطلاح شکار ] شکاری که رکورد یا در سطح رکورد باشد. معمولاً درباره شاخ جانور می گویند.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

پترن گیری : [ اصطلاح شکار ] تیراندازی به هدف استاندارد برای تشخیص نحوه پخش ساچمه ها

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

پیش گیری : [ اصطلاح شکار ] نشانه روی به جلوی شکار متحرک.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

بچه قنداق: [ اصطلاح شکار ] پیش قنداق، محل قرار گرفتن دست در قسمت جلوی تفنگ و زیر لوله که ممکن است از چوب یا پلاستیک سخت باشد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

پای محور: [ اصطلاح شکار ] پایی که شکارچی هنگام تیراندازی جلو می گذارد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

باد گرفتن: [ اصطلاح شکار ] حالتی که شکار بوی شکارچی را حس کرده است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

تنک کردن : [اصطلاح کشاورزی ] در مواردی که تعداد بوته ها در واحد سطح زیاد تر از حد مورد نیاز باشد باید بوته های اضافی را حذف کرد. این عمل را تنک کردن ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

سله شکنی : [اصطلاح کشاورزی ] پس از هر آبیاری در زمین هایی که دارای مواد آلی کم و خاک سنگین هستند لایه روی خاک سخت شده و امکان رشد و نمو گیاه را کم می ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

تاوه سنگ[اصطلاح نانوایی] تخته سنگی نازک که از آن به جای تاوه استفاده می کنند.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

داغو ( daghoo ) : [اصطلاح نانوایی] نانی که بعضی قسمتهای آن در اثر نازکی بیش از حد سوخته باشد. در زبان ترکی به این نوع از نان که خال های سیاه و سوخته ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

ترهفت ( tar heft ) : [اصطلاح نانوایی] نانی که نه کاملا خشک باشد نه کاملا تازه.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-٢

گل زدن ( gol zadan ) : [اصطلاح نانوایی] در اثر اینکه خمیر کاملا ور نیامده باشد یا سرد شده باشد هنگام پخت، لایه نازکی ازبعضی از قسمتهای روی آن می سوزد ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

نان آخر تنور[اصطلاح نانوایی] آخرین نان یا نانهای آخری که از تنور بیرون می آیند و بدلیل اینکه خرارت تنور کم است معمولا روی آنها کاملا برشته نمی شود. ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

ورگشتن نان[اصطلاح نانوایی] هنگامی که نان را به دیواره تنور می چسبانند ممکن است لبه آن برگردد و دولا شود که می گویند نون ورگشت.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

گرمی کردن ( garmi kardan ) : [اصطلاح نانوایی] جدا شدن و افتادن نان در تنور قبل از آنکه کاملا پخته باشد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-٢

تریده ( toride ) : [اصطلاح نانوایی] نانی که قسمتی از آن قبل از پختن به کف تنور افتاده باشد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-٣

کلفتی ( kolofti ) : [اصطلاح نانوایی] قسمتی از نان که قبل از پختن به کف تنور افتاده و معولا روی هم مچاله می شود.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

پشتی ( poshti ) : [اصطلاح نانوایی] تکه هایی از پشت نان که به دیواره تنور می چسبد و در تنور باقی می ماند.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

تریدن ( toridan ) : [اصطلاح نانوایی] وقتی نان را به دیواره تنور می چسبانند ممکن است قسمتی از خمیر به دیواره نچسبد و به کف تنور بیفتد این کار را تریدن ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

پشت نان[اصطلاح نانوایی] طرفی که به دیواره تنور می چسبد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

روی نان[اصطلاح نانوایی] طرفی که به سمت آتش تنور است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

نان اول تنور [اصطلاح نانوایی] اولین نانی که از تنور بیرون می آید که معمولا بعلت حرارت بیش از حد تنور قدری سوخته هم هست. در زبان ترکی ضرب المثلی هست ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

دوره گرفتن: [اصطلاح نانوایی] پس از آنکه خمیر پهن شده را روی بالشتک نانوایی انداختند اندکی دوره آن را با دست به سمت بیرون می کشند که این کار دوره گرفت ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-١١

تخمی ( tokhmi ) : [اصطلاح نانوایی] نانی که مخلوطی از چند دانه مانند: سیاه دانه، کنجد، زیره، برگ پیاز، گل خشت و. . . برای معطر شدن و زیبایی هنگام پهن ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

رفیده ( refide ) : [اصطلاح نانوایی] بالشتکی که خمیر را روی آن گذاشته و به دیواره تنور می چسبانند.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

ور دست زدن: [اصطلاح نانوایی] هنگام پهن کردن آن را به تناوب روی کف دست می اندازند و چند بار با این دست و آن دست جابجا می کنند که باعث می شود خمیر زودت ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

کیسه نانوایی: [اصطلاح نانوایی] کیسه کوچکی که نانوا هنگام پخت نان به دست می کند تا دستش در اثر حرارت تنور کمتر آسیب ببیند.

پیشنهاد
٠

نان نازک کردن: [اصطلاح نانوایی] پهن کردن خمیر و آماده کردن آن برای پخت.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-١

اُشکرو ( oshkoroo ) : [اصطلاح نانوایی] چوبی نسبتا بلند که برای جمع کردن آتش تنور از آن استفاده می شود. در زبان آذری به آن "کسّوو kassoo" می گویند .

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

تنور شورو ( tenor shooroo ) : [اصطلاح نانوایی] تکه پارچه یا قطعه ای از برگ نخل خرما که برای شستن و تمیز کردن تنور از آن استفاده می شود.